از دست غیبت تو شکایت نمیکنم
تا نیست غیبتی ، نبود لذت حضور
گر دیگران به عیش و طرب خرّم اند و شاد
ما را غم نگار بود مایه ی سرور
«حافظ»
تفسيرطنز
توی یکی دو تا از آزمون ها غیبت کردی چون فکر می کردی خیلی جدی نیست ، اما خداروشکر خیلی زود فهمیدی که نباید غیبت کنی. شاید تعدادی از هم کلاسی هات توی این ایام یه ذره از درس دور شده باشن اما تو دوباره برگشتی و با قدرت ادامه میدی.
نکات ادبی
قلمرو فکری:
معنا: از غیبت تو شکایت نمی کنم چون تا غیبتی نباشد، حضور لذتی ندارد. اگر دیگران با خوشگذرانی وشادی، شادمانند من از غم عشق یار احساس شادمانی می کنم.
مفهوم: غم عشق یار موجب سرور و شادی است.
قلمرو زبانی:
عیش: زندگی، خوش گذرانی/ طرب: شادی/ نگار: نقش، تصویر، معشوق/ سرور: شادشدن، شادمانی
قلمرو ادبی:
تضاد: «غیبت و حضور»/ تناقض:« غم مایه سرور بودن»
