هممعنی لغات درس چوپان درستکار
درستکار: اَمین.
زیادی: بسیاری.
نگهداری: محافظت.
راستگویی: صادقی.
صاحبِ: دارندهی.
نصیحت: پند و اندرز.
حرفهای: سخنان.
لبخندی میزد: خندهای میکرد.
مزدت: پاداشت.
چَرا: علف خوردن حیوانات.
باران شدیدی: باران تندی.
شروع: آغاز.
ناچار: ناگزیر.
پیشِ: نزدِ.
ناگهان: یک باره.
وانگهی: پس از آن.
