به منظور خلق رویکردهای نوین در آموزش، محققان در حال مقایسه ی سیستم ارزشیابی مبتنی بر معلمان در مقایسه با سیستمهای ارزشیابی مبتنی بر خود دانشآموزان هستند. سیستمهای ارزشیابی خودمحور ارزیابی دانشآموزان توسط خود یا همردههای خود را شامل میشود. یافتهها نشان میدهد اگر سیستمهای ارزشیابی طراحی شود که در آن خود دانشآموزان به بررسی عملکرد خود یا همردههای خود بپردازند، تلاش آنها در یادگیری مطالب افزایش مییابد و خلاقیت و انگیزه نیز وارد فرآیند یادگیری میشود. ایجاد تفکرخودارزیابی موجب میشود دانشآموزان نسبت به انجام تکالیف و تمرینات خود، بهنوعی حس مسئولیت داشته باشند و تا حد ممکن در این زمینه تلاش کنند. همچنین ارزشیابی دانشآموزان از یکدیگر بهنوعی انگیزه ی لازم را برای تسلط بر مفاهیم درسی در آنها تقویت میکند و موجب بروز خلاقیت در فرآیند یادگیری آنها میشود.
تحقیقات بین دانشآموزان دوره ی متوسطه در ایالات متحده ی آمریکا نشان میدهد رویکرد خودارزیابی و ارزشیابی دانشآموزان توسط یکدیگر موجب بهبود شناخت مهارتهای فردی دانشآموزان و ایجاد حس مسئولیت در مورد یادگیری مسائل در بین آنها میشود. ثمره ی این نگرش، بهبود دستاوردهای آنان در مقاطع بالاتر و بهطور خاص توفیق در دورههای تحصیلی آکادمیک میشود. از جمله این رویکردها میتوان به فرآیند آموزشی طرح کار[1] اشاره کرد. مدرسه میوز[2] در ایالت کالیفرنیا یکی از پیشگامان به کارگیری این رویه در سیستم آموزشی نوین است. در این رویکرد دانشآموزان فرامیگیرند نه در غالب آزمونهای کتبی ماهانه یا بهطور معمول سه ماهه یا شش ماهه، بلکه بهصورت روزانه به ارزیابی عملکردشان بپردازند. در ابتدای هر روز دانشآموزان سازگار با اهداف درسی یک سری اهداف شخصی در این زمینه را یادداشت میکنند و در پایان روز به بررسی میزان یادگیری خود میپردازند و معلمان نیز آن را بازنگری میکنند.
ریشه ی این رویکرد در این موضوع است که امروزه دانشآموزان برای کسب جایگاه اجتماعی مناسب نیاز دارند تا مهارتهایی نظیر خود شناختی، توانمندسازی استعدادها و علایق خود و همچنین تقویت انگیزه ی خود را در سنین کودکی و نوجوانی بیاموزند؛ مهارتهایی که در سنین بالاتر به مثابه ی ابزاری پرقدرت در یادگیری آنان خواهد بود. این مهارتها تضمینی برای کسب موفقیت آنها چه در عرصه ی تحصیلی و چه در زمینه ی کاری خواهد بود. به دیگر بیان، تحت این شرایط شانس بکارگیری آنها در موقعیتهای مختلف علمی و شغلی به مراتب رشد خواهد کرد.
در ابتدای هر روز دانشآموزان یک سری اهداف شخصی را با مشورت معلمان برای خود تعیین میکنند در پایان روز با بررسی این اهداف با معلم خود به ارزیابی نقاط ضعف و قوت خود در این زمینه میپردازند. معلمان موظف اند گزارشی در این رابطه در مورد هر دانشآموز تهیه، و روند آن را در طول دوره ی تحصیلی بررسی کنند. همچنین در سطح بالاتر در راستای همین اهداف، یک سری اهداف بلندمدت نیز تعیین میشوند که دانشآموزان باید در پایان هر ترم به آنها دست یابند. این یک فرآیند آموزشی مستمر در جهت اهداف بلندمدت است. تحت این شرایط دانشآموزان همه روزه در راستای اهداف ترمی تلاش میکنند نه این که در آستانه ی امتحانات به فکر خواندن مطالب آموزشی بیفتند. این فرآیند آموزشی تلفیقی از انتقال مطالب آموزشی و علایق دانشآموزان در محیط آموزشی است. ثمرهی نهایی این رویه، تسلط دانشآموزان بر مطالب درسی و تقویت اعتماد بهنفس آنها خواهد بود.
[1] BLUEPRINTS
[2] MUSE
منبع:
https://hundred.org/en/projects/blueprints#content
http://eppi.ioe.ac.uk/cms/Default?
