مترجم: سیروس طاهباز
انتشارات نیستان
این کتاب یک قصهی افریقایی است که توسط زندهیاد سیروس طاهباز ترجمه شده و بارها تجدید چاپ شده است.
در این کتاب میخوانیم: «در روزگاران قدیم، در آفریقا خروسها بر گربهها حکومت میکردند. گربهها از صبح تا شب کار میکردند و شب هرچه جمع کرده بودند پیش خروسها میبردند. خروسها شاه گربهها بودند. آنها به گربهها گفته بودند که تاج سر ما از آتش است و هر کس از فرمان ما سرپیچی کند، با این آتش او را میسوزانیم! گربهها این حرف را باور کرده بودند و از صبح تا شب برای خروسها کار میکردند. یک شب در خانهی گربهها آتش اجاق خاموش میشود. یکی از گربهها بچهاش را میفرستد تا از خانهی خروس کمی آتش بیاورد. بچهگربه زمانی که میبیند خروس در خواب است مقداری علف خشک در دست میگیرد و به تاج خروس میمالد، اما آتش نمیگیرد. به این ترتیب گربهها درمییابند که خروسها به آنها دروغ گفتهاند. از آن پس دیگر گربهها برای خروسها کار نکردند. حتی هنوز هم وقتی خروسی گربهای را میبیند از او فرار میکند.»

