توابع:
کلماتي هستند که مانند «صفت» از نظر اعراب، تابع اسم ماقبل خود هستند و بر پنج نوع ميباشند؛ 1- صفت 2- معطوف 3- عطف بيان 4- بدل 5- تأکيد
1- صفت: در سال گذشته با آن آشنا شدهايد و ميدانيد که صفت از چهار جهت با موصوف خود مطابقت ميکند؛ 1- جنس 2- تعداد 3- معرفه يا نکره بودن 4- اعراب
2- معطوف: کلماتي هستند که بعد از حروف عطف قرار ميگيرند و از نظر اعراب، تابع اسم قبل از حروف عطف (معطوفٌعليه) هستند، «هَذِّبْ نفسک ثمّ هذِّب غيرَکَ.»
مهمترين حروف عطف عبارتاند از: «و ، فَـ ، ثمّ ، أمْ ، أوْ ، بل ، لا ، لکن و …»
3- عطف بيان: اسم جامدي است که کلمهي ماقبل خود را توضيح ميدهد، مهمترين موارد کاربرد عطف بيان عبارتاند از:
الف) اسم جامد «أل» داري که بعد از اسم اشاره يا بعد از «أيُّها / أيّتها» قرار گيرد؛ «هذا الطالبُ مجتهدٌ. / أيُّها المؤمنون! تَوکَّلوا علي الله.»
ب) دو کلمهي «إبن» و «بنت» بين دو اسم عَلَم: «کان النبيّ عيسي ابن مريم يَشفِي المَرضَي»
4- بدل: اسمي (تابعي) است که قبل از آن، کلمهاي بهعنوان مقدّمه ذکر ميشود (مبدلٌمنه)، حال آنکه مقصود اصلي گوينده، همان بدل است.
ـ بدل ممکن است کاملاً با متبوع خود مساوي باشد؛ جاءَ صديقک عليٌّ إلينا.
ـ يا جزئي از مبدلٌمنه باشد؛ الدهر يومان؛ يومٌ لک و يومٌ عليکَ.
ـ و يا يکي از متعلّقات مبدلٌمنه باشد؛ اُحبّ اُختي، حجابها.
5- تأکيد: گاهي براي برطرف کردن شک از ذهن شنونده آن را با تأکيد بيان ميکنيم که اينکار به دو صورت انجام ميشود؛
الف) تأکيد لفظي: کلمه را تکرار ميکنيم؛ «نعم، نعم جاء الحقُّ.»
مؤکَّد مؤکِّد
ب) تأکيد معنوي: کلمهي «کلّ» بهعنوان «مؤکِّد» کلمهي ماقبل خود را مورد تأکيد قرار ميدهد که در اين صورت «کلّ» به ضميري متّصل ميشود که به «مؤکَّد» بر ميگردد؛ «ذهب التلاميذ إلي البيت کلّهم.»
و در پايان:
هل تَعلَمون؟! ذکر «رمضان» في القرآن الکريم مرّة واحدة و في سورة البقرة؛ «شهر رَمضان الّذي اُنزِل فيه القرآن»
