در بخش اول این نوشتار به معرفی بنیاد آکیومن پرداختیم که به دنبال سرمایهگذاری در شرکتهایی است که خدمات بنیادینی همچون آموزش به افراد فقیر ارائه میکنند. در منطقه آمریکای لاتین، چالشهایی در گسترش و ایجاد فرصتهای آموزشی بهوسیله فناوری آموزشی نهفته است که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
گسترش برونمرزی ضروری است ولی دشوار است.
برای اینکه شرکتی در آمریکای لاتین به سوددهی برسد، باید فراتر از مرزهای یک کشور رشد کند. با این وجود، هر کشوری برنامه آموزشی خاصی دارد و ایجاد مطالبی که مورد استقبال چند کشور قرار بگیرد دشوار است. از طرف دیگر، زبان اسپانیایی مورداستفاده در این کشورها، تفاوتهایی دارد که شرکتها را مجبور میکند زبان محتوای خود را برای استفاده در هر کشور تغییر دهند.
دولت مشتری اصلی فناوری آموزشی است ولی فساد و کاغذبازی کار را بسیار سخت کرده است.
والدین دانش آموزان، آموزش را وظیفه دولت میدانند و تمایل چندانی به پرداخت هزینه و خرید محصولات و خدمات آموزشی ندارند. معلمان حقوق ناچیزی میگیرند و نمیتوانند کلاسهای درس را با هزینه شخصی تجهیز کنند. بنابراین شرکتهای فناوری آموزشی باید دولتها را بهعنوان مشتری اصلی خود انتخاب کنند. البته روند مذاکرات و دادوستد با دولت معمولاً گرفتار کاغذبازی و فساد میشود.
بازار فناوری آموزشی پویا نیست.
بیشتر تصمیمات در این کشورها، برخلاف آمریکا، در سطحی ملی انجام میگیرد و دانش آموزان و معلمان که مصرفکنندگان نهایی هستند، در خرید خدمات آموزشی چندان تأثیرگذار نیستند. از طرفی، شرکتهای تأمینکننده خدمات، بازخوردی از مصرفکنندگان دریافت نمیکنند که کار را برای رشد و بهبود کیفیت خدماتشان دشوار میکند.
چاره چیست؟ نخست باید تمرکز بر افزایش آمادگی برای آزمون باشد! شاید به نظر مسخره بیاید که شرکتهای خلاق و کمالگرا به دنبال ارائه محصولی کسلکننده بروند ولی باید رویکردی زیرکانه در پیش گرفت. اگر دولتها مشتریان اصلی این محصولات باشند، پس باید محصولی ارائه داد که تأثیرش سریع و واضح باشد تا مقامات بهراحتی بتوانند ارزیابیاش کنند. از طرف دیگر، ازآنجاکه عملکرد معلمان بر اساس نتایج آزمونها قضاوت میشود، معلمان انگیزه خواهند داشت تا چنین محصولاتی را بکار ببرند.
در کشورهای آمریکای لاتین، پذیرفته شدن دانش آموزان در دبیرستانهای دولتی درگرو کسب نمرات بالا در آزمونهای سراسری است. بنابراین کمک به بهبود عملکرد آزمون دانش آموزان فقیر میتواند گامی مؤثر در راستای افزایش فرصتهای آموزشی برای آنها باشد. البته برای رسیدن به چنین هدفی، این شرکتها باید اعتماد معلمان، مدارس و دولتها را جلب کنند.
امید است با اجرای مدلهای تجاری موفق در حوزه فناوری آموزشی، بتوان میلیونها کودک فقیر محروم از تحصیل را تحت پوشش آموزش قرار داد.
مترجم: جواد تمنانلو
منبع:
https://www.edsurge.com/news/2016-08-08-building-effective-edtech-business-models-to-reach-the-global-poor
