هنر خلق بهترین پایان‌بندی‌ها

یک تمام‌کننده‌ی برتر به دلیل کارهای نصفه و نیمه جشن قهرمانی نمی‌گیرد؛ چون «دستاورد برتر» خود را از مدت‌ها قبل می‌شناسد.

هنر خلق بهترین پایان‌بندی‌ها

چه عواملی باعث اهمیت بازه‌های زمانی پایانی در اجرای یک فعالیت می‌شوند؟ به جز نزدیک بودن از نظر زمانی به نتیجه‌ی نهایی، چه موارد دیگری را در لیست عوامل این اهمیت قرار می‌دهید؟ اهمیت نوع پایان‌بندی برنامه‌ریزی‌ها باعث مهم شدن یک ویژگی تأثیرگذار می‌شود:‌ تمام‌کنندگیِ موفق.

اگر به همگون بودن کیفیت اجرای یک برنامه‌ریزی در همه‌ی لحظات باور داشته باشیم باید همیشه برای مراحل پایانی آن چند استراتژی موفق را به خاطر داشته باشیم. یک تمام‌کننده‌ی قهار به‌خوبی می‌داند که «اتکا به داشته‌ها» یک عنصر کلیدی و سرنوشت‌ساز برای موفقیت است. از 49 درصد تمریناتی که برای پیروزی در یک مسابقه انجام داده‌اید و 51 درصد باقی‌مانده‌‌ای که انجام نشده است کدام بخش در سبد شماست و در جهت موفقیت‌تان قابل استفاده است؟ اتکا به داشته‌ها یک نشانگر متعادل است که دقیقاً در زمانی که با دو دیدگاه در مورد عملکردِ گذشته مواجه هستید، راهکار موفقیت را در اختیارتان می‌گذارد. در یک دیدگاه با مجموعه‌ای از فعالیت‌های باقی‌‌مانده مواجه هستید که احتمالاً از برنامه‌ریزی جا مانده‌اند و در قسمت تکمیل‌شده‌ها قرار نمی‌گیرند. تمرکز بر این بخش از فعالیت‌ها، در بازه‌های زمانی پایانی که غالباً کم‌تر از فرصت لازم برای بازگشت و تکمیل هستند، نوعی دیدگاه بازدارنده است. در دیدگاه دوم، قسمت‌های مطلوب اجرای فعالیت‌ها مثل یک موتور محرک در محوریت تمرکز قرار می‌گیرد. بدون تردید اجرای سخت‌کوشانه‌ی هر فعالیتی، پوشش دادن حداکثری هدف‌های کوتاه‌مدت در اجرای بخش‌های مختلف برنامه‌ریزی است؛ اما در صورت قرار گرفتن در دوراهی‌های چالش‌برانگیز نگرش به عملکرد گذشته، ویژگی اتکا به داشته‌ها، به تمام‌کننده‌های برتر کمک می‌کند تا از میان انتخاب‌های موجود، آن‌چه را که به خلق بهترین نتیجه‌ی ممکن منجر می‌شود برگزینند. تمام‌کننده‌ها واقع‌‌گرا هستند و این ویژگی، آن‌ها را به سمت داشته‌های واقعی متمایل می‌کند و از فکر کردن به نداشته‌های باقی‌مانده در زمان محدود برای ساختن پایان‌بندی، دور نگه می‌دارد.

تمام‌کنندگی ایده‌آل به «انگیزش دائمی» نیازمند است. یک تمام‌کننده‌ی حرفه‌ای می‌داند که هیچ نیرویی قوی‌تر از اراده نیست و هیچ منبعی برتر از تمرکز بر اهداف، به حفظ اراده استمرار نمی‌بخشد. گاهی باید با خودتان جزئیات اهدافی را که در ذهن داشته‌اید مرور کنید؛ مثل همه‌ی لحظاتی که برای خَلق یک هدف پشت سر گذاشته‌اید، جزئیاتی که برای آن خلق کرده‌اید و اندازه‌ای که برای آن در نظر گرفته‌اید.

اهداف اولیه با هر مقیاسی، برآمده از خواست درونی شما هستند؛ همان‌جایی که باید اراده و انگیزش دائمی را در آن جست‌وجو کنیم. مرور اهداف، علاوه بر این‌که انرژی شما را در ادامه‌ی فعالیت‌ها بیش‌تر می‌کند، شما را با تغییرات لازم برای ساختن بهترِ پایان‌بندی ماجرا آشنا می‌کند.

یک تمام‌کننده‌ی برتر به دلیل کارهای نصفه و نیمه جشن قهرمانی نمی‌گیرد؛ چون «دستاورد برتر» خود را از مدت‌ها قبل می‌شناسد. قانع شدن به موفقیت ظاهری نسبیِ برخی فعالیت‌ها، از انگیزه‌ی موفقیت خواهد کاست. همیشه در انتهای مسیر اهداف، یک دستاورد برتر قرار دارد که اگرچه مقدمه‌ای برای خلق موفقیت‌های آتی است، از خرده‌دستاورد‌های طول مسیر، ارزشمندتر است. یک تمام‌کننده‌ی برنده، اولویت‌بندی خواسته‌هایش را کاملاً مشخص می‌کند تا ریتم متعادل پویش به سمت اهداف همیشه حفظ شود.

برای یک تمام‌کننده‌ی حرفه‌ای «ماهیت تلاش» هم‌سنگ ماهیت موفقیت است. با تمام شدن اجرای برنامه‌ریزی دقیق برای یک هدف بلندمدت، تمام‌کننده‌های حرفه‌ای از خرج کردن پشتوانه‌ی تلاش خود لذت می‌برند. تلاش کردن به همه‌ی دستاورد‌ها جلوه‌ای از ماندگاری می‌بخشد. تلاش و سخت‌کوشی و هنر استفاده‌ی صحیح از این دو موهبت، راز جاودانگی روح موفقیت در زندگی است.


منبع :

Menu