اغلب گفته میشود که جوانان «بومیهای دیجیتال» هستند، به این معنا که آنها با اینترنت بزرگ شدهاند و بهتر از والدینشان از آن سر در میآورند.
در واقع این حرف ممکن است باعث سوءتفاهم شود. استر هارگیتایی[1]، جامعهشناس آمریکایی، ثابت کرده که وقتی مسئلهی مهارتهای فنی و نیز سواد رسانهای پیش میآید، تفاوتهای قابل توجهی بین همهی گروههای سنی وجود دارد.
نوجوانان اغلب کاربران بسیار ماهر شبکههای اجتماعی هستند و ممکن است بهخوبی با جدیدترین گجتها و خدمات آشنا باشند، اما به این معنی نیست که آنها همهچیز را دربارهی دنیای آنلاین میفهمند. داناه بوید[2]، عضو فرهنگستان آمریکا، پی برد که بسیاری از نوجوانان نمیدانند چرا هنگام جستجو در گوگل، برخی مطالب پیش از بقیه میآیند (یا بسته به این که چهکسی در حال جستجو است، چه مطلبی ابتدا نمایش داده میشود).
داناه بوید میگوید وقتی ما جوانان را بومیهای دیجیتال مینامیم، همهی آنان را با هم جمع میبندیم؛ میگوییم آنها همگی استاد دنیای دیجیتال هستند و در آن فضا احساس اطمینان دارند. درواقع بسیاری از نوجوانان احساس میکنند که دنیای دیجیتال ناشناخته و غیرقابل اطمینان است و همیشه نمیدانند که چگونه اطلاعات ردوبدل شده را کنترل کنند. مطمئناً آنها خیلی وقتها نمیدانند که چگونه باید آن را درک کنند.
او اینگونه استدلال میکند که به جای اینکه فرض کنیم جوانان بومیهای دیجیتال هستند، باید به دنبال افزایش عقلگرایی آنان در استفاده از ابزارهای دیجیتال باشیم (مطمئن شویم که آنها علتهای تبلیغاتی برخی از مسائل اینترنتی را میدانند؛ مثلاً چرا سازمانها اطلاعاتشان را جمعآوری میکنند و اینکه اطلاعات شخصی آنها ارزشمند است). هرچه دوستان یک فرد جوان از نظر فنی آگاهتر باشند، این احتمال بیشتر است که او خودش بخواهد مهارتهای فنیاش را گسترش دهد. بوید پسنهاد میکند که والدین باید بیشترین تلاششان این باشد که:
به کودکان کمک کنند که بدانند در فضای آنلاین چه خبر است (ابزارهایی را انتخاب کنند که ساده هستند).
به کودکان کمک کنند تا از ابزارهایی که داریم، عاقلانه استفاده کنند.
ویراستار: پریا سلیمانی
1. Eszter Hargittai
2. Danah Boyd
