«حتی دوقلوها هم با هم تفاوت دارند؛ یعنی ویژگیهای آنان صددرصد مثل هم نیست. یک قُل، خندان است و یک قُل، زرنگ است. دیگری قُل پُرحرف است و آن یکی قُل کمحرف. اینها صفات این دو نفر هستند.»
معلممان این توضیحات را برای ما بیان میکرد تا ما مفهوم صفت را دریابیم و بعد تعریف صفت را با برداشت خودمان روی یک برگ کاغذ بنویسیم.
من روی کاغذ خودم نوشتم:
صفت، ویژگی یک فرد یا شیء یا مکان یا یک موجود است. مثلاً واژههایی مثل قرمز، خوشمزه، معطر و آبدار، صفتهای سیبی هستند که در دست من است.
اینها را نوشتم و به ادامهی صحبتهای معلممان که دربارهی اسم بود، بادقت گوش دادم و هر چه را فهمیده بودم روی کاغذ آوردم:
هر چیزی در دنیا اسمی دارد. هر موجودی، هر انسانی، هر مفهومی را با یک اسم میشناسیم. مثلاً ابزارهای نوشتن، قلم، خودکار و کاغذ نام دارد.
حالا اگر اسمها و صفتها را با یک علامت «-ِ» به هم متصل کنیم، ترکیب وصفی ساختهایم. در این ترکیب وصفی به واژهی اول، موصوف و به واژهی دوم، صفت میگویند.
برای تشخیص ترکیب وصفی، راههای گوناگونی پیدا کردهاند.
معروفترینش این است که میگویند در یک ترکیب، واژهی دوم را تکرار میکنیم و در انتها یک «است»، میگذاریم. اگر جملهای طبیعی و درست به دست آمد، پس ترکیب ما وصفی است.
مثلاً در ترکیب:
سیب قرمز← جملهی «سیب قرمز، قرمز است» دارای معنی است. پس ترکیب ما، وصفی محسوب میشود.
ولی دوستان عزیزم، اگر از من بپرسید، ترجیح میدهم که از روی واژه و مفهوم آن اسم یا صفت بودنش را تشخیص دهم. این راهحل، بهتر و سریعتر ما را به جواب میرساند.
حالا بیایید از میان ترکیبهای زیر، وصفیها را پیدا کنیم:
کتاب علوم- دفتر مشق- دوست عزیز- دانشآموز کوشا- اتاق نشیمن- چراغ سبز- نور چراغ- چشمان درشت- مژهی چشم- درخت باغ- باغ پُردرخت3
