گفتگو با پویا قاسمی قهرمان پیشرفت دهم تجربی از شهرکرد

معمولا همان روز کارنامه را بررسی می‌کنم؛ چون هرچه فاصله با آزمون کمتر باشد، دلیل انتخاب‌ها و اشتباهاتم را بهتر به یاد دارم.

گفتگو با پویا قاسمی قهرمان پیشرفت دهم تجربی از شهرکرد

نام و نام خانوادگی: پویا قاسمی 

پایه: یازدهم تجربی

نام شهر و استان: شهرکرد ، چهارمحال و بختیاری

میانگین تراز:7232

سال‌های حضور در کانون: 4

تعداد آزمون‌ها: 16

در چند آزمون پیشرفت داشته اید: 9

تعداد پاسخ‌های صحیح:  1156

شغل و تحصیلات مادر: مدیر دبیرستان ، دکتری روانشناسی تربیتی

شغل و تحصیلات پدر: هیئت علمی دانشگاه ، دکتری روانشناسی تربیتی

 

مصاحبه گر : امیر عباس داوودی

 

آیا شما قهرمان پیوستگی بودید؟ چند آزمون شرکت کردید؟ این پیوستگی چه نتایجی برای شما داشته است؟ 

بله، در ۱۶ آزمون شرکت کردم و سعی کردم پیوستگی‌ام را حفظ کنم. برای من پیوستگی فقط این نبود که در آزمون‌ها حاضر باشم؛ مهم‌تر این بود که بین هر آزمون و آزمون بعد، یک روند مشخص داشته باشم.هر آزمون برایم فرصتی بود که نتیجه کارم را ببینم و بر اساس آن برای مرحله بعد تصمیم بگیرم. اگر نتیجه خوبی می‌گرفتم، سعی می‌کردم بفهمم چه چیزی باعث آن شده و اگر نتیجه‌ام پایین‌تر از انتظارم بود، قبل از اینکه روش کارم را عوض کنم، علتش را پیدا می‌کردم.این روند به من کمک کرد که در طول سال شناخت دقیق‌تری از خودم پیدا کنم؛ اینکه در چه شرایطی بهتر درس می‌خوانم، کجاها بیشتر اشتباه می‌کنم و چه روش‌هایی برایم بازدهی بیشتری دارند. به نظرم همین استمرار و اصلاح تدریجی، یکی از مهم‌ترین دلایل پیشرفت من در طول سال بود.

 

  1. با توجه به کارنامه دستاوردها، شما در 9 آزمون‌ پیشرفت کرده‌اید. دلیل این پیشرفت و افزایش تعداد پاسخ‌های صحیح‌تان چه بوده است؟

فکر می‌کنم این پیشرفت بیشتر نتیجه یک تغییر تدریجی در روش کارم بود، نه یک اتفاق خاص.

به مرور متوجه شدم صرفا زیاد درس خواندن یا زیاد تست زدن کافی نیست و باید بدانم اشتباهاتم دقیقا از کجا می‌آیند. برای همین بعد از آزمون‌ها سؤالات غلط و نزده را بررسی می‌کردم و سعی می‌کردم بین ضعف علمی، فراموشی، بی‌دقتی و مدیریت زمان تفاوت قائل شوم.این کار کمک کرد برای هر مشکل راه‌حل مشخصی داشته باشم. مثلا اگر مشکل علمی بود، دوباره به درس برمی‌گشتم؛ اگر بی‌دقتی بود، روی نحوه پاسخ‌گویی کار می‌کردم و اگر مسئله زمان بود، روش آزمون دادن را اصلاح می‌کردم.به نظرم بخشی از افزایش پاسخ‌های صحیح از یادگیری بیشتر آمد و بخش مهمی هم از کاهش اشتباهاتی بود که می‌توانستم از آن‌ها جلوگیری کنم.

 

  1. شما سال گذشته با 1156 پاسخ صحیح عضو باشگاه هزارتایی بودید؛ چه روش موفقی برای رسیدن به این تعداد پاسخ صحیح داشتید؟

اگر بخواهم یک عامل اصلی را انتخاب کنم، می‌گویم استمرار همراه با تحلیل.سعی نمی‌کردم صرفا تعداد تست زیادی بزنم. برایم مهم بود که از تست‌ها چیزی یاد بگیرم. مخصوصا سؤالات غلط و نزده را دوباره بررسی می‌کردم و می‌خواستم بفهمم چه چیزی باعث شده آن سؤال را از دست بدهم.در طول زمان متوجه شدم بعضی اشتباهات اگر جدی گرفته نشوند، مرتب تکرار می‌شوند. بنابراین سعی کردم اشتباهات تکراری را شناسایی کنم و برایشان راه‌حل داشته باشم.در کنار این موضوع، تلاش کردم بین یادگیری و تست فاصله زیادی نباشد و بعد از اینکه یک مبحث را یاد می‌گرفتم، با تست میزان تسلطم را بررسی کنم.

در نهایت فکر می‌کنم ۱۱۵۶ پاسخ صحیح بیشتر نتیجه یک روند مستمر بود تا یک روش خاص. باشگاه هزارتایی‌ها برای من نتیجه این روند است و طبیعتا خوشحالم که توانستم به آن برسم، ولی چیزی که برایم ارزشمندتر است، روشی است که در طول این مسیر یاد گرفتم.

 

 شما در 14 آزمون‌ هدف‌گذاری و مشابه پارسال حضور داشتید. این آزمون‌ها چه نتایجی برای شما به همراه داشت؟ 

این آزمون‌ها برای من بیشتر از اینکه صرفا یک مقایسه با سال قبل باشند، یک فرصت برای ارزیابی پیشرفت واقعی بودند.وقتی یک آزمون مشابه را دوباره تجربه می‌کردم، می‌توانستم ببینم در مباحثی که قبلا مشکل داشتم، آیا واقعا پیشرفت کرده‌ام یا فقط احساس می‌کنم بهتر شده‌ام.

این مقایسه برایم یک نکته مهم داشت: بعضی وقت‌ها تصور می‌کردم ضعف در یک مبحث را کاملا برطرف کرده‌ام، اما نتیجه آزمون نشان می‌داد هنوز در تست‌های ترکیبی یا زمان‌دار مشکل دارم. همین بازخورد باعث می‌شد دوباره به روش مطالعه‌ام برگردم.

به نظرم ارزش این آزمون‌ها در همین است که تصویر ذهنی ما از عملکردمان را با عملکرد واقعی مقایسه می‌کنند.

 

 آیا کارنامه آزمون را همان روز (جمعه) دریافت می‌کنید؟ در کارنامه کدام قسمت برای شما اهمیت بیشتری دارد؟

بله، معمولا همان روز کارنامه را بررسی می‌کنم؛ چون هرچه فاصله با آزمون کمتر باشد، دلیل انتخاب‌ها و اشتباهاتم را بهتر به یاد دارم.

تراز برایم مهم است، اما تنها چیزی نیست که بررسی می‌کنم. بیشتر به روند عملکردم توجه دارم؛ تعداد صحیح، غلط و نزده، وضعیت هر درس و تغییرات نسبت به آزمون‌های قبل.

حتی گاهی سؤالی که غلط زده‌ام برایم از سؤالی که درست زده‌ام مهم‌تر است؛ چون اگر بفهمم چرا اشتباه کرده‌ام، احتمال دارد در آینده چند سؤال مشابه را درست پاسخ بدهم.

برای من کارنامه زمانی ارزش دارد که در پایان تحلیل بتوانم بگویم: «حالا دقیقا می‌دانم برای آزمون بعد چه چیزی را باید بهتر کنم.»

 

  1. در آزمون‌ها حضوری شرکت می‌کنید یا آنلاین؟ چرا؟ 

آزمون حضوری را ترجیح می‌دهم، چون به نظرم آزمون دادن خودش یک مهارت است و باید در شرایطی تمرین شود که تا حد امکان به شرایط واقعی نزدیک باشد.

در آزمون حضوری فقط دانسته‌هایم سنجیده نمی‌شود؛ باید زمان را مدیریت کنم، بین سؤالات تصمیم بگیرم، با سؤال دشوار مواجه شوم و تمرکزم را حفظ کنم.

به نظرم این تجربه باعث می‌شود به مرور بفهمم چگونه باید دانسته‌هایم را در شرایط محدود زمانی به نتیجه تبدیل کنم.

 

  1. برنامه شما برای تابستان امسال چه بود؟

برنامه‌ تابستان را به سه بخش تقسیم کردم: ترمیم ضعف‌های دهم، تثبیت مطالب مهم و پیشروی در یازدهم.

در مرور دهم نمی‌خواستم همه مباحث را به یک اندازه بخوانم. از کارنامه‌ها و آزمون‌های گذشته استفاده می‌کردم تا مباحثی را که در آن‌ها ضعف یا نوسان بیشتری داشتم مشخص کنم و برای آن‌ها وقت بیشتری بگذارم.

در کنار آن، در یازدهم پیشروی می‌کردم؛ اما سعی می‌کردم پیشروی فقط به تمام کردن مطالب محدود نشود. هر مبحث جدید باید با تست و مرور همراه باشد تا وقتی سال تحصیلی شروع شد، مطالب فقط برایم آشنا نباشند، بلکه بتوانم از آن‌ها در آزمون هم استفاده کنم.

 

  1. در تابستان تمرکز شما روی قسمت نگاه به گذشته  بود یا نگاه به آینده؟ چرا؟

تمرکز اصلی من نگاه به آینده بود، اما گذشته را به اندازه‌ای بررسی می‌کردم که آینده‌ام را قوی‌تر کند.

اگر یک ضعف از دهم داشتم که روی مباحث یازدهم اثر می گذاشت، برطرف کردن آن برایم ضروری بود. اما اگر در مبحثی به تسلط خوبی می رسیدم، ترجیح می‌دادم زمانم را صرف پیشروی کنم.

به نظرم نگاه به گذشته زمانی مفید است که به تصمیم بهتر برای آینده منجر شود؛ بنابراین از دهم به عنوان پایه‌ای برای یازدهم استفاده کردم، نه اینکه تمام تابستان را صرف تکرار آن کنم.

 

  1. چه تغییر مثبتی در تابستان امسال نسبت به تابستان سال قبل در خود ایجاد کردید؟

 بیشتر از قبل و آگاهانه درس خواندم.

منظورم این است که فقط ساعت مطالعه یا تعداد تست را معیار عملکردم قرار ندادم. قبل از مطالعه می دانستم هدفم چیست و بعد از مطالعه می توانستم بررسی کنم که واقعا به آن هدف رسیده‌ام یا نه.

همچنین در برابر نتیجه آزمون‌ها منطقی‌تر بودم. یک نتیجه خوب نباید باعث شود فکر کنم دیگر نیازی به اصلاح ندارم و یک نتیجه ضعیف هم نباید باعث شود بدون بررسی، کل روش کارم را تغییر بدهم.

 بیشتر بر اساس روند، تحلیل و شواهد تصمیم گرفتم. فکر می‌کنم این تغییر برای من از صرفا بیشتر کردن ساعت مطالعه ارزشمندتر بود.

 

  1. منابع مطالعاتی شما برای تابستان چیست؟ 

کتاب درسی را همچنان مرجع اصلی قرار می‌دهم و در کنار آن از منابع تستی‌ای که در طول سال با آن‌ها کار کرده‌ام استفاده می‌کنم.

سعی می‌کنم تعداد منابع را زیاد نکنم؛ چون به نظرم داشتن منابع متعدد اگر باعث شود هیچ‌کدام عمیق کار نشوند، مزیت محسوب نمی‌شود.

در زیست‌شناسی ارتباط دقیق با متن کتاب درسی و تست برایم اهمیت زیادی دارد. در ریاضی و فیزیک بیشتر روی حل مسئله و تنوع تست‌ها کار می‌کنم و در شیمی هم سعی می‌کنم یادگیری مفهومی و حل مسئله را در کنار هم پیش ببرم.

 

  1. با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیم‌سال اول و نیم‌سال دوم کدام است؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟

در نیم‌سال اول شیمی و در نیم‌سال دوم هم شیمی عملکرد بهتری داشتم.

فکر می‌کنم چیزی که در این درس‌ بیشتر به من کمک کرد، این بود که مطالعه را به زمان نزدیک آزمون محدود نکردم. بین یادگیری، تست و مرور ارتباط وجود داشت.

ابتدا سعی می‌کردم مفهوم را دقیق یاد بگیرم، بعد با تست آموزشی میزان فهمم را بررسی می‌کردم و بعد از تثبیت، سراغ تست‌های چالشی و زمان‌دار می‌رفتم.

یک نکته‌ای که در این مسیر برایم جالب بود این بود که گاهی بعد از مطالعه احساس می‌کردم یک مبحث را کاملا بلد هستم، اما تست نشان می‌داد هنوز در استفاده از آن دانش مشکل دارم. همین تفاوت بین «فهمیدن» و «توانستن» باعث شد روش مطالعه‌ام را دقیق‌تر کنم.

 

  1. با توجه به کارنامه دستاوردها، در کدام قسمت‌ها چالش داشتید؟ چه تصمیماتی برای تبدیل این چالش‌ها به دستاورد در سال آینده دارید؟

یکی از چالش‌های من این بود که گاهی بین تسلط علمی و عملکرد آزمونی‌ام فاصله وجود داشت. یعنی ممکن بود مطلب را خوب متوجه شده باشم، اما در یک سؤال دچار محدودیت زمانی می شدم و نتوانستم به همان اندازه خوب عمل کنم.

برای سال آینده می‌خواهم این فاصله را کمتر کنم؛ با مرورهای فاصله‌دار، تست‌های چالشی تر و زمان‌دار و مهم‌تر از همه، تحلیل دقیق‌تر اشتباهات.

در مجموع، سال دهم برای من فقط سال رسیدن به یک تراز یا تعداد مشخصی پاسخ صحیح نبود، چیزی که برای خودم مهم‌تر می‌دانم این است که در این مسیر یاد گرفتم چگونه عملکرد خودم را بررسی کنم و مسئولیت پیشرفتم را بر عهده بگیرم.

برای سال یازدهم هم هدفم صرفا یک عدد بالاتر نیست؛ می‌خواهم دانش‌آموز منظم‌تر، عمیق‌تر، مستقل‌تر و واقع‌بین‌تری باشم. به نظرم اگر این اتفاق بیفتد، نتیجه خوب خودش پیامد طبیعی آن خواهد بود.