نام و نام خانوادگی: سید علیرضا حبیبی
پایه: دوازدهم تجربی
نام شهر و استان: استان خراسان شمالی _ شهرستان اسفراین
میانگین تراز: ۶۴۰۰
سال های حضور در کانون : ۱ سال
تعداد آزمون: ۲۹ آزمون
مصاحبه گر : سیده مبینا حسینی
۱.تراز کنکور، نهایی، رتبه و درصد های خود را بگویید.
تراز کنکور:۱۰۷۸۲
تراز نهایی:۸۹۷۸
رتبه:۹۰۶ منطقه ۳
درصد دروس:
زیست:۷۴.۸۲
فیزیک:۵۶.۳۳
شیمی:۶۳.۸۱
ریاضی:۳۳.۳۴
زمین:۲۰
۲.جلسه کنکور چگونه بود؟
اولش استرس زا بود و کمی استرس داشتم به محض اینکه دفترچه زیست را گرفتم و چند سوال ساده طبق تمرین هایی که کرده بودم پیدا کردم و جواب دادم از استرسم کم شد
۳.نقش پدر و مادر خود را در سال کنکور چگونه میبینید؟
پدر و مادر قطعا تاثیر دارند و بیشتر روی آرامش خانه تمرکز کرده بودند تا در آن شرایط خیلی بد تمرکز من بهم نخورد و ادامه مسیر برای من سخت شود
۴.نقش برنامه راهبردی در آزمون های کانون چه بود؟
برنامه راهبردی چون سنجیده و درست چیده شده بود میتونستم به آزمون ها برسم ولی معدود مواردی بود که به خاطر شرایط کمی عقب بودم
که با برنامه ریزی درست خودم را می رسوندم
۵.به طور میانگین روزی چند ساعت درس میخواندید؟
تقریبا روزی ۱۰ ساعت
۶.نقش مشاوره تان در مسیر کنکور را چگونه میبینید؟
چون سال اولم بود برای کنکور قطعا آشنایی کافی از مسیر نداشتم و مشاوره بنده خانم حسینی توانستند با انتقال تجربه های خود کمک شایانی در این مسیر به من بکنند
۷.در دوره امتحانات چگونه بین برنامه راهبردی آزمون ها و امتحانات تعادل ایجاد میکردید؟
در دوران امتحانات دی ماه زیاد برای امتحان های مدرسه وقت نمیذاشتم فقط روی عمومیها که چون در نهایی خیلی تاثیر داشتند تمرکز میکردم ولی سعی میکردم در همان دوران هم به آزمون ها برسم در طول سال هم زیاد مدرسه نرفتم و امتحان های میان ترم آنچنانی نداشتم
در دوران نهایی هم که آزمون برگزار نمیشد
۸.در هفته تورق سریع چه کار هایی انجام دادید؟
برای زیست مرور دقیق شکل ها و تا حدی متن کتاب و برای شیمی و فیزیک و ریاضی مرور یادداشت ها و جزوه و تست های مارک دار
۹.اگر در آزمونی ترازتان پایین میشد ناراحت میشدید؟ چگونه این احساسات را کنترل میکردید؟
بله ناراحت که میشدم در حد کمتر از یکساعت بعد خودم را جمع میکردم و محکم و پر قدرت هدف گذاری و برنامه درست و البته پیدا کردن ایراد و اشکالات و کمرنگ کردن آنها برای آزمون بعدی
۱۰.یک تجربه که در مسیر قبولی در کنکور به شما کمک زیادی کرده،برای دوستان خود بگویید.
به دست گرفتن افسار مغز خود که از کنترل خارج نشه و اینکه هر بار گوشه ذهنم میگفتم که کنترل مغزم را دارم و نمیذارم رها شود اگر هم رها میشد میرفتم و به سرعت به دست میگرفتم با این ذهنیت که این یک آزمون آزمایشی هست و قرار نیست سطح منو تعیین کنه
