نام و نام خانوادگی: مبین مطهری نژاد
پایه : هشتم
نام شهر و استان : تهران
میانگین تراز: ۵۵۰۰
سالهای حضور در کانون : ۲ سال
چند آزمون شرکت کرده است: ۲۰ آزمون
شغل و تحصیلات پدر: لیسانس _ آزاد
شغل و تحصیلات مادر: لیسانس _ خانه دار
مصاحبهگر : علیرضا خانی
آیا در آزمونهای کانون غیبت داشتید؟ دلیل شما برای عدم غیبت در آزمونها چه بود؟
من سعی کردم در آزمونهای کانون غیبت نداشته باشم، چون برایم مهم بود که روند آزمون دادن را ادامه بدهم. به نظرم هر آزمون فقط برای گرفتن تراز نیست و میتواند نشان بدهد در کدام درسها بهتر هستم و کجا باید بیشتر تلاش کنم. حتی زمانی که احساس میکردم آمادگی کامل ندارم، در آزمون شرکت میکردم تا با سؤالها و شرایط آزمون بیشتر آشنا شوم. این موضوع باعث شد کمکم استرس آزمونم کمتر شود و مدیریت زمان بهتری داشته باشم. همچنین بعد از هر آزمون میتوانستم اشتباهاتم را بررسی کنم و برای آزمون بعدی با آمادگی بیشتری حاضر شوم.
پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
به نظرم مهمترین فایده پیوستگی این بود که باعث شد درس خواندن برایم تبدیل به یک برنامه منظم شود. وقتی میدانستم هر دو هفته یک آزمون دارم، از قبل میدانستم چه درسهایی را باید بخوانم و مطالعهام را عقب نمیانداختم. شرکت مداوم در آزمونها همچنین باعث شد با مدلهای مختلف سؤال آشنا شوم و اشتباهات قبلی خودم را دوباره تکرار نکنم. اوایل ممکن بود از نتیجه بعضی آزمونها راضی نباشم، ولی سعی میکردم به جای ناراحت شدن، دلیل نتیجه را پیدا کنم. به مرور همین استمرار باعث شد هم اعتمادبهنفسم بیشتر شود و هم روش مطالعهام بهتر شود.
آیا در آزمونهای مشابه پارسال شرکت میکنید؟
بله، گاهی برای تمرین بیشتر از آزمونهای مشابه سال قبل هم استفاده میکنم، مخصوصاً زمانی که احساس کنم در یک مبحث به تمرین بیشتری نیاز دارم. این آزمونها کمک میکنند بفهمم مطالبی را که قبلاً خواندهام چقدر خوب یاد گرفتهام. البته بیشتر تمرکزم روی برنامه اصلی و آزمونهای امسال است و سعی میکنم ابتدا مباحث همان آزمون را کامل مطالعه کنم. بعد از آن اگر زمان داشته باشم، سراغ آزمونهای سال قبل میروم. به نظرم حل سؤالهای بیشتر باعث میشود فقط مطالب را حفظ نکنم و بتوانم آنها را در سؤالهای مختلف هم استفاده کنم.
شرکت در این تعداد آزمون چه دستاوردی برایتان داشت؟
شرکت در آزمونهای مختلف باعث شد شناخت بیشتری از وضعیت درسی خودم پیدا کنم. قبلاً وقتی درسی را میخواندم، فکر میکردم اگر مطالب را بلد باشم یعنی کاملاً آمادهام، اما آزمونها به من نشان دادند که سرعت حل سؤال، دقت و مدیریت زمان هم خیلی مهم هستند. یکی دیگر از دستاوردهای آزمونها این بود که نقاط ضعفم را زودتر متوجه شدم و فرصت داشتم آنها را برطرف کنم. همچنین با دیدن پیشرفت خودم در آزمونهای مختلف انگیزه بیشتری پیدا کردم. الان وقتی نتیجه یک آزمون خوب نمیشود، بیشتر به آن به چشم یک فرصت برای یادگیری نگاه میکنم تا یک شکست.
مطابق برنامهی راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه ریزی میکردید؟
بله، سعی میکردم تا حد امکان طبق برنامه راهبردی پیش بروم. اول برنامه آزمون را نگاه میکردم و مشخص میکردم هر درس چه مقدار از مباحث را شامل میشود. بعد درسها را بین روزهای مختلف تقسیم میکردم تا همه مطالب را در چند روز آخر جمع نکنم. معمولاً ابتدا مطالب کتاب درسی را مطالعه میکردم و بعد برای تثبیت آنها تست و تمرین حل میکردم. نزدیک آزمون هم مرور و جمعبندی را انجام میدادم. این روش باعث شد برنامهریزی برایم سادهتر شود و بدانم در هر روز دقیقاً چه کاری باید انجام بدهم. در نتیجه شبهای قبل آزمون هم فشار کمتری داشتم.
نقاط قوت شما کدام درس ها بودند؟ روش مطالعه آن ها را توضیح می دهید؟
فکر میکنم در ریاضی و علوم عملکرد بهتری داشتم و بیشتر به این درسها علاقه داشتم. برای ریاضی بیشتر سعی میکردم به جای فقط خواندن، تمرینهای مختلف حل کنم، چون با حل سؤال بهتر متوجه میشوم کدام قسمت را یاد نگرفتهام. در علوم هم ابتدا مطالب کتاب را با دقت میخواندم و نکات مهم را برای خودم مشخص میکردم. بعد از مطالعه، چند سؤال حل میکردم تا مطمئن شوم مطالب را فهمیدهام. اگر در سؤالی اشتباه میکردم، دوباره به همان قسمت برمیگشتم. مرور کردن مطالب بعد از چند روز هم کمک میکرد چیزهایی که یاد گرفتهام بهتر در ذهنم بماند.
دفتر برنامه ریزی داشتید؟ تکمیل دفتر چه کمکی به شما می کرد؟
بله، داشتن دفتر برنامهریزی برایم مفید بود، چون باعث میشد برنامهای که در ذهنم دارم مشخص و قابل پیگیری باشد. وقتی کارهای هر روز را مینوشتم، بهتر میتوانستم متوجه شوم چه مقدار درس خواندهام و کدام کارها باقی مانده است. اگر یک روز از برنامه عقب میافتادم، میتوانستم دلیلش را پیدا کنم و برنامه روزهای بعد را کمی تغییر بدهم. دفتر برنامهریزی همچنین باعث میشد آخر هفته بتوانم عملکرد خودم را بررسی کنم. به نظرم وقتی ساعت مطالعه و فعالیتهای درسی ثبت میشوند، آدم بهتر متوجه میشود که برای رسیدن به هدفش چقدر تلاش کرده و چه چیزهایی نیاز به اصلاح دارد.
مهم ترین چیزی که در این سال ها از کانون و آزمون ها یاد گرفته اید چیست؟
مهمترین چیزی که یاد گرفتم این است که فقط زیاد درس خواندن کافی نیست و باید درست و منظم درس خواند. آزمونها به من یاد دادند که باید نتیجه کارم را بررسی کنم و از اشتباهاتم درس بگیرم. همچنین فهمیدم که اگر در یک آزمون نتیجه خوبی نگرفتم، نباید برنامهام را رها کنم. باید ببینم مشکل از کجا بوده و برای آزمون بعدی آن را برطرف کنم. مدیریت زمان هم یکی دیگر از چیزهایی بود که با آزمونها یاد گرفتم. به طور کلی کانون باعث شد برنامهریزی، مرور و تمرین منظم را جدیتر بگیرم و مسئولیت بیشتری نسبت به درس خواندنم داشته باشم.
تکنیک ها و روشهای مدیریت زمان را، تمرین و استفاده می کردید؟
بله، سعی میکردم مدیریت زمان را هم در مطالعه و هم در آزمون تمرین کنم. مثلاً برای هر درس زمان مشخصی در نظر میگرفتم و تلاش میکردم در همان زمان کارم را انجام دهم. در آزمون هم یاد گرفتم که نباید روی یک سؤال بیش از حد توقف کنم. اگر سؤالی برایم سخت بود، آن را علامت میزدم و سراغ سؤال بعدی میرفتم تا زمانم از دست نرود. بعداً اگر وقت داشتم دوباره به آن سؤال برمیگشتم. شرکت در آزمونهای متعدد باعث شد این روشها را بارها تمرین کنم و کمکم سرعت و دقتم در پاسخ دادن بهتر شود.
در چه درس هایی با تغییر روش تغییر رادیکال داشتید؟
بیشتر در ریاضی متوجه شدم که باید روش مطالعهام را تغییر بدهم. قبلاً بیشتر تمرین میکردم، اما بعد فهمیدم که فقط زیاد حل کردن سؤال کافی نیست و باید اشتباهاتم را هم بررسی کنم. از آن به بعد سؤالهایی را که غلط جواب داده بودم دوباره حل میکردم و اگر دلیل اشتباهم را نمیفهمیدم، به درسنامه یا کتاب مراجعه میکردم. در فارسی هم سعی کردم مرور بیشتری داشته باشم و مطالب را در فاصلههای مختلف دوباره بخوانم. این تغییر روش باعث شد مطالب بهتر در ذهنم بمانند. به نظرم مهم است که اگر یک روش نتیجه نمیدهد، آدم روش دیگری را امتحان کند.
تحلیل آزمون را چگونه انجام می دادید؟
بعد از آزمون ابتدا پاسخنامه را بررسی میکردم و سؤالهایی را که اشتباه زده بودم مشخص میکردم. بعد سؤالهایی را که اصلاً جواب نداده بودم یا بین چند گزینه شک داشتم هم بررسی میکردم. برای هر اشتباه سعی میکردم بفهمم مشکل از بیدقتی بوده، بلد نبودن مطلب یا کمبود وقت. اگر مربوط به یک مبحث درسی بود، دوباره آن قسمت را مطالعه میکردم و چند سؤال دیگر از همان مبحث حل میکردم. سؤالهای مهم را هم علامت میزدم تا در زمان مرور دوباره به آنها برگردم. تحلیل آزمون به من کمک کرد اشتباهاتم فقط در همان آزمون باقی نمانند و از آنها برای آزمونهای بعدی استفاده کنم.
شما از چه منابع کانون استفاده می کردید؟ این منابع چه ویژگی هایی داشتند؟
بیشتر از آزمونهای کانون و کتابهای آبی استفاده میکردم. چیزی که برایم در این منابع جالب بود، تنوع سؤالها بود. بعضی سؤالها برای مرور مطالب سادهتر بودند و بعضی سؤالها نیاز به دقت و فکر بیشتری داشتند. این تنوع باعث میشد فقط به یک نوع سؤال عادت نکنم. همچنین وقتی تعداد زیادی سؤال از یک مبحث حل میکردم، متوجه میشدم کدام قسمت را بهتر بلد هستم و در کدام قسمت نیاز به تمرین بیشتری دارم. برای من هماهنگ بودن منابع با مباحث درسی هم خیلی مهم بود، چون میتوانستم همزمان با پیش رفتن در مدرسه، مطالب را با تست و تمرین تثبیت کنم.
در طول این همه سال خسته نشدید؟ چه چالش هایی امسال داشتید؟ چه کاری برای رفع خستگی انجام می دادید؟
طبیعی است که بعضی وقتها از درس خواندن و آزمون دادن خسته شوم، مخصوصاً زمانی که چند درس و امتحان پشت سر هم داشته باشم. یکی از چالشهای من این بود که بین درس، مدرسه و آزمونها تعادل ایجاد کنم. وقتی احساس خستگی میکردم، سعی نمیکردم ساعتهای زیادی پشت سر هم درس بخوانم. معمولاً یک استراحت کوتاه داشتم، کمی با خانواده صحبت میکردم یا فعالیتی انجام میدادم که ذهنم از درس فاصله بگیرد. بعد دوباره سراغ برنامهام میرفتم. این استراحتهای کوتاه باعث میشد با انرژی بیشتری ادامه بدهم و کیفیت مطالعهام هم بهتر شود.

چرا کانون را در این سال ها انتخاب کردید؟ چگونه با کانون آشنا شدید؟ کسی از خانواده یا بستگان عضو کانون بود؟
من از طریق مدرسه و دوستانم با کانون آشنا شدم و بعد از شرکت در آزمونها تصمیم گرفتم ادامه بدهم. چیزی که برای من جالب بود، منظم بودن آزمونها و داشتن برنامه مشخص بود. اینکه میدانستم هر دو هفته یک آزمون دارم باعث میشد درس خواندنم هدفمندتر باشد. همچنین گزارش آزمون به من کمک میکرد بفهمم در چه درسهایی بهتر عمل کردهام و کدام درسها به تمرین بیشتری نیاز دارند. خانوادهام هم در ادامه این مسیر از من حمایت کردند. به مرور که نتیجه آزمونها و پیشرفتم را دیدم، احساس کردم ادامه دادن آزمونها برایم مفید است و به همین دلیل در کانون ماندگار شدم.
نقش آموزشی خانواده، بالاخص پدر و مادر در این سال ها چگونه بود؟
خانوادهام بیشتر از اینکه به من فشار بیاورند، سعی میکردند شرایط مناسبی برای درس خواندن داشته باشم. پدر و مادرم معمولاً درباره برنامهام سؤال میکردند و اگر جایی نیاز به کمک داشتم، کنارم بودند. وقتی نتیجه خوبی میگرفتم، خوشحال میشدند و تشویقم میکردند، ولی اگر نتیجهای که میخواستم به دست نمیآمد، سعی میکردند من را ناراحت نکنند و کمک کنند دلیل آن را پیدا کنم. این رفتار باعث شد از نتیجه آزمونها نترسم و بتوانم نقاط ضعفم را راحتتر قبول کنم. حمایت خانواده برای من بیشتر از نظر روحی اهمیت داشت و باعث میشد انگیزهام را در طول سال حفظ کنم.
آیا پدر یا مادر نتایج آزمون را می دیدند؟ در صورت افت خودتان یا خانواده چه عکس العملی داشتند؟
بله، پدر و مادرم معمولاً نتیجه آزمونها را میدیدند و درباره عملکردم با من صحبت میکردند. اگر نتیجه خوبی میگرفتم، تشویقم میکردند و درباره نقاط قوتی که داشتم صحبت میکردیم. اگر هم نتیجهام پایینتر از چیزی میشد که انتظار داشتم، معمولاً اول بررسی میکردیم مشکل از کجا بوده است. مثلاً ممکن بود یک درس را کمتر مطالعه کرده باشم یا در آزمون بیدقتی کرده باشم. خانوادهام بیشتر سعی میکردند کمک کنند برای آزمون بعدی راهحل پیدا کنم، نه اینکه فقط روی نتیجه تمرکز کنند. همین موضوع باعث شد یاد بگیرم نتیجه هر آزمون میتواند برای برنامهریزی بهتر در آینده به من کمک کند.
از سایت کانون و مجله آزمون استفاده می کردید؟
بله، از سایت کانون برای دیدن نتایج و گزارش آزمونها استفاده میکردم. گزارش آزمون برایم جالب بود، چون فقط یک عدد نشان نمیداد و میتوانستم عملکردم را در درسهای مختلف بررسی کنم. بعد از دیدن نتیجه، سعی میکردم ببینم در کدام درس نیاز به تمرین بیشتری دارم. گاهی هم از مطالب و سؤالهای مجله آزمون استفاده میکردم، مخصوصاً زمانی که میخواستم با سؤالهای متفاوت بیشتری تمرین کنم. به نظرم استفاده از امکانات کانون باعث میشود آزمون فقط به روز برگزاری آن محدود نشود و بعد از آزمون هم بتوان از نتیجه و مطالب آن برای پیشرفت درسی استفاده کرد.
به نظرتان مهمترین ویژگی مثبت شما چه بود که باعث شد به اینجا برسید؟
فکر میکنم مهمترین ویژگی من این بود که سعی کردم کارم را نیمهکاره رها نکنم. ممکن بود بعضی روزها طبق برنامه پیش نروم یا نتیجه یک آزمون آن چیزی نباشد که انتظار داشتم، ولی سعی میکردم دوباره به برنامه برگردم. همچنین وقتی در یک درس مشکل داشتم، به جای اینکه آن را کنار بگذارم، بیشتر تمرین میکردم و از اشتباهاتم استفاده میکردم. پیوستگی در آزمونها هم به من کمک کرد این ویژگی را تقویت کنم. به نظرم موفقیت فقط به یک نتیجه خوب بستگی ندارد؛ مهم این است که آدم بتواند در طول مسیر ادامه بدهد و هر بار کمی بهتر از قبل شود.
