درسنامه درس اول جامعه‌شناسی دوازدهم-یاسمین رمضانی

درسنامه درس اول(ذخیره دانشی) جامعه‌شناسی دوازدهم-یاسمین رمضانی

درسنامه درس اول جامعه‌شناسی دوازدهم-یاسمین رمضانی

سلام به همه دوستان !🖐

در این مطلب قصد داریم مباحث مهمی از درس 1 جامعه شناسی دوازدهم را با هم مطالعه و بررسی کنیم.




1-سوالات امتحان نهایی

2- درسنامه کامل به همراه مثال و نکات‌ 

3- 5 تست شناسنامه دار از این مبحث

4-پاسخ کلیدی تست ها در انتهای مطلب


درسنامه درس اول جامعه‌شناسی دوازدهم-یاسمین رمضانی

یاسمین رمضانی

رتبه3 کنکور انسانی 1403

دانشجوی حقوق دانشگاه تهران



در ابتدا برای فهم اهمیت این درس به بررسی سوالات امتحانات نهایی آن میپردازیم.


🟠سوالات نهایی 1405🟠

1-هرآنچه افراد را از تجربه های فردی و اجتماعی خود مطالعات مدرسه‌ای و دانشگاهی می آموزند ذخیره آگاهی یا ذخیره دانشی آنها را شکل میدهد.

پاسخ:صحیح

2-هروقت در یک جامعه مسئله خاصی مطرح میشود زمینه برای رشد و پیدایش (دانش علمی-دانش عمومی)درباره آن نیز فراهم میشود 

پاسخ:دانش علمی

3-تعارض میان دانش علمی و دانش عمومی گاهی با رها کردن بخشی از ذخیره دانشی به نفع بخش دیگر و گاهی با طرح..........................حل میشود.

پاسخ:ایده‌های جدید


🟢دانش عمومی🟢

•کنش آدمی به آگاهی و دانش وابسته است و بدون آن انجام نمی‌شود. بسیاری از آگاهی‌هایی که در کارهای روزمره مانند راه رفتن، صحبت کردن، خرید کردن و احوال‌پرسی به کار می‌بریم، به دلیل عادت برایمان آشکار نیستند.

•در موقعیت‌های ناآشنا، مثل حضور در مهمانی‌ای که کسی را نمی‌شناسیم، بیشتر متوجه این آگاهی‌ها می‌شویم و پیش از انجام کارها درباره نحوه رفتار خود فکر می‌کنیم.

•این آگاهی‌ها و دانش‌ها برای زندگی اجتماعی ضروری‌اند؛ زیرا نبود آن‌ها باعث اختلال در زندگی اجتماعی و فروپاشی جهان اجتماعی می‌شود.

•انسان‌ها این دانش را در طول زندگی و از طریق زندگی در جامعه به دست می‌آورند. با ورود به جهان اجتماعی، افراد در مجموعه‌ای از آگاهی‌ها و دانش‌های مشترک با دیگران سهیم می‌شوند که به آن «دانش عمومی» گفته می‌شود.

دانش عمومی: مجموعه‌ای از آگاهی‌ها و دانسته‌های مشترک میان اعضای یک جامعه که انجام کنش‌های روزمره و زندگی اجتماعی را ممکن می‌کند


اگر انسان مجبور باشد برای انجام هر کاری ابتدا آگاهی لازم را به دست آورد، زندگی برای او بسیار دشوار و زمان‌بر می‌شود. اما با تکرار موفقیت‌آمیز یک عمل، دانش مربوط به آن در ذهن او باقی می‌ماند و دفعات بعد بدون صرف زمان و انرژی زیاد از آن استفاده می‌کند.

از آنجا که انسان‌ها در جامعه زندگی می‌کنند، لازم نیست هر فرد دانش موردنیاز برای همه کنش‌ها را خودش به‌تنهایی به دست آورد. جهان اجتماعی، یعنی جامعه و فرهنگ، دانش لازم برای زندگی را در اختیار افراد قرار می‌دهد.

دانش عمومی گسترده‌ترین بخش ذخیره دانشی انسان است. ما معمولاً کمتر درباره آن فکر می‌کنیم و بیشتر در تعاملات روزمره از آن استفاده می‌کنیم.

دانش عمومی برای زندگی اجتماعی مانند هوا برای انسان است؛ همان‌طور که معمولاً متوجه وجود هوا نیستیم و زمانی اهمیت آن را درک می‌کنیم که تنفس دشوار شود، معمولاً به اهمیت دانش عمومی نیز توجه نمی‌کنیم مگر اینکه در موقعیتی دچار اختلال یا ناآگاهی شویم


🔵دانش علمی🔵


🟣نقش دانش علمی🟣


🟢پیدایش دانش علمی🟢


🟠دانش علمی و مشکلات اجتماعی🟠


🔴مسئله: تعارض دانش علمی و دانش عمومی🔴


گاهی میان دانش عمومی و دانش علمی تعارض ایجاد می‌شود. این تعارض ممکن است با ترجیح بخشی از ذخیره دانشی بر بخش دیگر یا با ارائه ایده‌های جدید حل شود.

جهان‌های اجتماعی بر اساس هویت فرهنگی خود، تعریف متفاوتی از علم دارند. برای مثال، جهان متجدد علم را به علوم تجربی محدود می‌کند؛ درحالی‌که برخی جوامع، علوم عقلی و وحیانی را نیز معتبر می‌دانند.

اگر ارتباط میان دانش عمومی و دانش علمی قطع شود، دانش عمومی از علم حمایت کافی نمی‌کند و دانش علمی نیز از رشد و توانایی لازم برای حل مسائل و مشکلات جامعه بازمی‌ماند.


هدف علوم انسانی و اجتماعی بومی، تولید دانشی است که:


🟡سه دیدگاه درباره رابطه دانش علمی و عمومی🟡


1-دیدگاه اول:            

در این دیدگاه، تفاوت دانش علمی با دانش عمومی درروش آنهاست. دانش علمی تنها از راه حس و تجربه و به صورت نظام‌مند به دست می‌آید ولی دانش عمومی،دانش حاصل از زندگی افراد است که از راه جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری به دست می‌آید. دانش علمی (تجربی) راه کشف واقعیت و تنها دانش معتبر است. دانش عمومی در مقابل دانش علمی از ارزش ناچیزی برخوردار است. دانش علمی برای حفظ هویت خود باید از ورود دانش عمومی به قلمرو علم جلوگیری کند.



2-دیدگاه دوم:

این دیدگاه در تقابل با رویکرد اول، این ادعا را که دانش علمی، راه کشف واقعیت و دانش عمومی، دانش حاصل از زندگی است انکار میکند و همه دانشها را دانش حاصل از زندگی میداند. دانشها کشف و بازخوانی واقعیت نیستند، بلکه خلق و بازسازی آن هستند که انسانها برای سامان دادن به زندگی خود تولید میکنند. برتری دانش تجربی بر دانش حاصل از زندگی را بی اعتبار میداند و به عکس دانش عمومی را پایه و اساس هرگونه دانشی از جمله دانش تجربی میداند. در برخی از نحله های این دیدگاه، مرز دانش علمی و دانش عمومی فرو میپاشد.



3-دیدگاه سوم:

در این دیدگاه دانش علمی به دانش تجربی محدود نمیشود بلکه دانش های فراتجربی مانند دانشهای عقلانی و وحیانی را نیز شامل میشود که هر کدام مالک سنجش و اعتباریابی خاص خود را دارد. دانش عمومی نیز دانش غیر موثق و نامعتبر نیست، بلکه کم وبیش در آن دانشهای حقیقی و صحیح نیز وجود دارد. دانش علمی به دلیل امکان اعتباریابی، نسبت به دانش عمومی از اعتبار بیشتری برخوردار است.دانش علمی ضمن ریشه داشتن در دانش عمومی،امکان انتقاد از دانش عمومی و تصحیح آن را دارد.دانش عمومی و دانش علمی رابطه متقابل دارند. بر یکدیگر اثر گذاشته و از هم اثر میپذیرند و به مرور متناسب میشوند. از این رو هر دانش علمی، با هردانش عمومی سازگار نیست.



🟠برای فهم بهتر درس 5 تست از این مبحث حل میکنیم.🟠