نام و نام خانوادگی: غزل بذرافشان
* پایه: هفتم
* نام شهر و استان: تهران
میانگین تراز: ۶۲۵۶
* سالهای حضور در کانون: ۲
* چند آزمون شرکت کرده است: ۲۵
* تعداد پیشرفت:۱۱
تعداد پاسخ صحیح۱۸۰۰
مصاحبه گر: سارا کرمی

۳. از نقش اولیای خود بگویید.
اولیای من بیشتر نقش همراه و پشتیبان را داشتند. برنامهریزی و انجام کارها بر عهده خودم بود، ولی مادرم در پیگیری برنامه، بررسی کارنامهها و تحلیل آزمونها کمکم میکرد. اگر درسی را ضعیفتر میشدم، با هم بررسی میکردیم که مشکل از کجاست و برای برطرف کردن آن برنامه میگذاشتیم. سعی میکردند بیشتر به من نظم بدهند تا اینکه خودشان جای من درس بخوانند.
۴. برنامه شما برای آزمونهای تابستان چیست؟
در تابستان هدفم این است که هم درسهای پایه را قوی کنم و هم از درسهای سال آینده عقب نمانم. برای هر درس زمان مشخصی برای مطالعه و تمرین در نظر میگیرم و بعد از آزمون، حتماً تحلیل آزمون را انجام میدهم. سعی میکنم تابستان فقط به زیاد درس خواندن نگذرد و در کنار درس، زبان و پیانو و فعالیتهای دیگرم را هم ادامه بدهم.
۵. سال گذشته برنامه موفق شما برای دوران تابستان چه بود و چه نتیجهای داشت؟
مهمترین قسمت برنامهام این بود که مطالعه را به صورت منظم و پیوسته انجام میدادم و اجازه نمیدادم درسها کاملاً کنار گذاشته شوند. در کنار مطالعه، تست و تمرین هم داشتم و نقاط ضعفم را پیدا میکردم. نتیجهاش این بود که با شروع سال تحصیلی احساس نکردم مطالب قبلی را فراموش کردهام و آمادگی بیشتری برای آزمونها داشتم.
۶. روش شما برای تحلیل آزمون چگونه است؟
بعد از آزمون فقط به درصد و تراز نگاه نمیکنم. ابتدا سؤالهای غلط و نزده را بررسی میکنم و مشخص میکنم علت اشتباه چه بوده؛ مثلاً بیدقتی، بلد نبودن مطلب، کمبود زمان یا اشتباه در روش حل. بعد سؤالهایی را که اشتباه کردهام دوباره حل میکنم و نکتهی مهم آن را در کتاب خودآموز وارد میکنم. بعد از چند روز دوباره به نکات مهم برمیگردم تا اشتباه تکرار نشود.
۷. دستاورد یا مهارت غیردرسی هم داشتید یا دارید؟
بله. در کنار درس، زبان را دنبال میکنم و پیانو هم کار میکنم. برای من مهم است که فقط در درس پیشرفت نکنم و مهارتهای دیگری هم داشته باشم. یادگیری موسیقی باعث شده صبر، تمرکز و نظم بیشتری پیدا کنم.
۸. برنامه شما بعد از آزمونهای دوران طلایی نوروز تا آزمون تیزهوشان به چه صورت بود؟ مفصل توضیح دهید.
بعد از آزمونهای نوروز، تمرکزم را بیشتر روی جمعبندی و برطرف کردن نقاط ضعف گذاشتم. ابتدا کارنامهها و آزمونهای قبلی را بررسی کردم تا مشخص شود در چه مباحثی بیشتر اشتباه دارم. بعد برای هر درس، هم مطالعه و مرور داشتم و هم تست و تمرین.
برای استعداد تحلیلی، بهصورت منظم سؤالهای مختلف حل میکردم تا با تیپهای مختلف سؤال آشنا شوم. برای استعداد تحصیلی هم درسهای مدرسه را جدی دنبال میکردم و مباحثی را که ضعف داشتم بیشتر تمرین میکردم.
هرچه به آزمون نزدیکتر شدم، به جای اینکه مطلب جدید زیادی شروع کنم، بیشتر روی مرور، تست، تحلیل اشتباهات و مدیریت زمان تمرکز کردم. سعی کردم خواب و استراحت کافی هم داشته باشم تا روز آزمون ذهنم خسته نباشد.
۹. چگونه بین امتحانات پایان سال و مطالعه برای تیزهوشان تعادل برقرار میکردید؟
اولویت من در زمان امتحانات، امتحان مدرسه بود؛ چون هم برای یادگیری پایه مهم بود و هم باعث میشد استعداد تحصیلیام قویتر شود. در کنار آن، زمان مشخصی را برای استعداد تحلیلی و تست در نظر میگرفتم.
سعی میکردم مطالب امتحان مدرسه را طوری مطالعه کنم که هم برای امتحان آماده شوم و هم همان مطالعه به آمادگی تیزهوشان کمک کند. در روزهایی که امتحان داشتم، حجم تست را کمتر میکردم و بیشتر روی مرور و تمرینهای کوتاه تمرکز میکردم.
۱۰. برای دوره امتحانات از چه منابعی استفاده میکردید؟ از نمونه سؤالهای سایت کانون استفاده میکردید؟
منبع اصلیام کتاب درسی و جزوه و مطالبی بود که در مدرسه تدریس شده بود. برای تمرین بیشتر از کتابهای کمکآموزشی و نمونه سؤال استفاده میکردم. نمونهسؤالهای کانون هم برایم مفید بود، مخصوصاً برای اینکه با شکل سؤالها و سطح امتحان بیشتر آشنا شوم.
۱۱. از چه منابع کانونی برای آمادگی در تیزهوشان استفاده کردید؟
از آزمونهای کانون و کارنامهها برای سنجش وضعیت خودم استفاده کردم. کتاب خودآموز هم برایم خیلی مهم بود، چون اشتباهات و نکات آزمونها را در آن ثبت میکردم و بعداً دوباره مرور میکردم. در واقع فقط شرکت در آزمون برایم مهم نبود؛ تحلیل آزمون و استفاده از نتیجه آن برای مطالعه بعدی اهمیت بیشتری داشت.
۱۲. کدام قسمت از سایت کانون برای شما کاربرد بیشتری دارد؟
بیشتر از همه کارنامه و قسمتهای مربوط به تحلیل عملکرد برایم کاربرد داشت. چون میتوانستم ببینم در هر درس چه وضعیتی دارم و نسبت به آزمونهای قبل پیشرفت یا افت من در چه قسمتهایی بوده است. از نمونهسؤالها و مطالب آموزشی سایت هم برای تمرین استفاده میکردم.
۱۴. درس استعداد تحلیلی را با چه روشی میخواندید؟
استعداد تحلیلی را بیشتر با تمرین و حل سؤال یاد میگرفتم، نه با حفظ کردن. ابتدا روش حل تیپهای مختلف سؤال را یاد میگرفتم و بعد تعداد زیادی سؤال از همان تیپ حل میکردم. سؤالهایی را که اشتباه میکردم دوباره بررسی میکردم تا بفهمم مشکل از درک سؤال بوده یا روش حل.
به مرور سعی کردم سرعت حل سؤال هم بیشتر شود، چون در آزمون فقط بلد بودن کافی نیست و مدیریت زمان هم اهمیت زیادی دارد.
۱۵. چگونه بین مطالعه استعداد تحلیلی و استعداد تحصیلی تناسب و تعادل ایجاد کردید؟
برای هر دو قسمت زمان مشخصی داشتم. استعداد تحصیلی بیشتر با درسهای مدرسه و مطالعه و تمرین آنها تقویت میشد و استعداد تحلیلی را با تست و تمرین جداگانه دنبال میکردم.
سعی میکردم یک قسمت را فدای قسمت دیگر نکنم. چون اگر فقط استعداد تحلیلی کار میکردم، ممکن بود درسهای مدرسه ضعیف شوند و اگر فقط درسهای مدرسه را میخواندم، فرصت تمرین استعداد تحلیلی کم میشد.
۱۶. برنامه شما در دوران جمعبندی، اردیبهشت و خردادماه، به چه صورت بود؟
در دوران جمعبندی بیشتر روی مطالبی که قبلاً خوانده بودم تمرکز کردم. اشتباهات آزمونهای قبلی، سؤالهای نزده و مباحثی را که درصد پایینتری داشتم دوباره بررسی کردم.
در این دوره سعی کردم حجم مطالب جدید را کمتر کنم و کیفیت مرور و تستزدن را بالا ببرم. آزمونهای جامع هم برایم مهم بود تا شرایط آزمون را شبیهسازی کنم و مدیریت زمانم بهتر شود.
۱۷. آیا در آزمونهای طرح ۳+۳ شرکت کردید؟
بله، شرکت کردم و سعی کردم از این آزمونها فقط برای گرفتن تراز استفاده نکنم، بلکه بیشتر برای پیدا کردن نقاط ضعف و تمرین مدیریت زمان استفاده کنم.
۱۸. با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و دوم کدام است؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟
در نیمسال اول و دوم سعی کردم درسهایی که در آنها عملکرد بهتری داشتم را هم رها نکنم و با تمرین بیشتر، نقطه قوتم را حفظ کنم. روش اصلیام این بود که ابتدا مطلب را کامل یاد بگیرم، بعد تمرین و تست حل کنم و در نهایت سؤالهای غلط و نکات مهم را در کتاب خودآموز ثبت کنم.
برای درسهایی مثل ریاضی و علوم، حل تمرین و تست برایم خیلی مهم بود، چون احساس میکنم با حل سؤال بیشتر، هم تسلط و هم سرعت بهتر میشود.
۱۹. با توجه به کارنامه دستاوردها، کدام قسمتها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامهای برای آن اجرا کردید؟
یکی از نقاط قوتم این بود که وقتی یک مبحث را خوب یاد میگرفتم، میتوانستم در آزمون هم عملکرد خوبی داشته باشم. همچنین پیگیری کارنامه و تحلیل آزمون کمک کرد نقاط قوت و ضعفم را بهتر بشناسم.
برای حفظ نقاط قوت، آن درسها را کاملاً کنار نگذاشتم و بهصورت دورهای مرور و تست داشتم. در عین حال، زمان بیشتری را به نقاط ضعف اختصاص دادم؛ چون هدفم این بود که فقط نقاط قوت را قویتر نکنم، بلکه ضعفهایم هم به سطح قابل قبول برسند
