ابديت و فنا ناپذيري عباراتي هستند که در زندگي انسان اهميت و معناي بزرگي دارند. درست است که دستاوردهاي علمي بشر در تمام زمينه ها، بسيار شگفت انگيز و مهم بوده اند، اما هنوز توانايي کنترل مرگ را نمي توان بخشي از اين پيشرفت ها دانست. بدون شک ما اکنون مي توانيم طول زندگي را تا حد زيادي گسترش دهيم، اما واقعا توانسته ايم از پس مرگ برآييم؟ آيا انسان مي تواند ناميرا شود و براي هميشه زندگي کند؟
هنوز سخت است که باور کنيم ما مي توانيم نيروي
حيات بخش را کنترل کنيم. علي رغم تمام دستاوردها و اکتشافات علمي تاريخ بشر، اين موضوع
هنوز مي تواند همچون نگين تاج شاهي بدرخشد و جلوه گري کند. اگر و فقط اگر آزمايشگاه
هاي ما اين قابليت و توانايي را پيدا کنند که انسان را فنا ناپذير کنند، چه اتفاقي
مي افتد؟
يک نکته مهم که از آن اطمينان داريم، اين
است که علم به هيچ وجه دست از تلاش بر نمي دارد. آنقدر در تلاشش براي ناميرا کردن انسان
شکست مي خورد و دوباره سعي مي کند تا بالاخره به موفقيت دست پيدا کند. البته شايد زمان
براي تمدن و گونه ما کم باشد و نتوانيم به جواب برسيم. اما پيگيري بزرگترين راز و رمز
طبيعت، دستيابي به سِرّ زندگي و ذات آن، و دستيابي به توان مبارزه و شکست مرگ همچنان
ادامه خواهد داشت.
در ادامه مطلب با ما همراه باشيد، تا با چند
احتمال تطميع کننده در اين زمينه آشنا شويم.
نانو تکنولوژي براي مرمت و بازسازي
سلول هاي بدن
طبق پيش گويي Ray
Kurzweil که يک
نويسنده و آينده گرا است، اگر هر فردي آن قدر خوش شانس باشد که بتواند تا سال 2050
زنده بماند، به خوبي مي تواند با استفاده از تکنولوژي نانو خود را ناميرا و ابدي گرداند.
اين ايده برپايه ماشين هايي بنا شده که با استفاده از نانوتکنولوژي، مي توانند درون
بدن شما شناور شده و با تکثير بي پايان خود، مشغول تعمير و نابودي سلول هاي کهنسال
شوند و تضمين کنند که هيچ گاه مرگ اتفاق نخواهد افتاد.
حتي هنگام جراحات و آسيب هاي جدي، اندام مورد
نظر دوباره مي تواند رشد کرده و خون جايگزين شود. خاطرات و خصوصيات فردي هم در واحد
پشتيبان گيري ذخيره مي شوند تا پس از بهبود، به مغز برگردانده شوند.
البته اين نانو ربات هاي خود-تکثير شونده
هم بايد کاملا تحت کنترل باشند. زيرا در غير اين صورت با تکرار بي پايان خود، بدن ما
را از هم متلاشي کرده و نابود مي کنند. و ديگر خبري از داستان ناميرايي نيست!
ابديت و ناميرايي بيولوژيکي
(زيستي)
محققان دانشگاه ناتينگهام مشغول مطالعه بر
روي گونه اي کرم پهن هستند که به نظر مي رسد قابليت شگفت انگيزي در مرمت، بازسازي و
جايگزيني سلول هاي پيرشان با سلول جوان تر دارند.
در سلول هاي معمولي هر بار که يک کپي از سلول
پير گرفته مي شود و سلول جديد ساخته و جايگزين سلول قديمي مي گردد، طول تلومر DNA سلول جديد کمي (بسيار کم) کوتاه تر از سلول مبدا خواهد
بود. به اين صورت عملا پس از چند بار تکرار، ديگر سلول تقسيم نخواهد شد. به دليل طول
تلومر سلول است که بعضي مانند سلول هاي مو هميشه در حال تقسيم هستند و بعضي مانند سلول
هاي عصبي به ندرت تقسيم مي شوند و در صورت آسيب معمولا ترميم نمي شوند.
کشف بزرگ محققان اين است که طول تلومر در
هر بار تقسيم در اين کرم ها ثابت باقي مي ماند. اين موضوع در هستي و زندگي کرم پهن
بدين معني است که اين جاندار مي تواند تا ابد به جايگزيني سلول هايش ادامه داده و هيچ
گاه پير نشود. دانشمندان هنوز براي حل معماي چگونگي مديريت اين جايگزيني و تعمير در
کرم خاکي، تلاش مي کنند.
سلول هاي بنيادي ناميرا
در حالي که در بسياري از سلول ها پس از مدتي
ديگر تقسيم نمي شوند، اما سلول هاي بنيادي دائما به اين کار ادامه مي دهند. حال دانشمندان
انستيتو پاستور پاريس به دنبال اثبات و شرح چگونگي اين موضوع هستند که سلول بنيادي
هنگام تقسيم، DNA اصلي خود را حفظ مي کند.
هنگامي که يک سلول بنيادي دو سلول دختر توليد
مي کند، يکي از آنها يک سلول بنيادي است و ديگري سلول اختصاصي شده اي است که به عنوان
بخشي از بافت قرار مي گيرد. بر اساس تئوري DNA ناميرا، سلول بنيادي جديد به طور کامل DNA را در خود دارد و آن را حفظ مي کند. و تنها سلول اختصاصي
شده برخي نقصان ها و کمبود ها را به ارث مي برد. با اثبات اين تئوري، بدون شک دانشمندان
راه هموار و مناسبي پيش رو دارند تا براي جلوگيري از روند پير شدن سلول هاي معمولي،
خواص و قابليت هاي سلول هاي بنيادي ناميرا را به آنها بدهند.
ناميرايي سايبرنتيک
اين ايده سعي دارد افکار، آگاهي و دانش شما
را به دنياي مجازي منتقل کند و بدين گونه زندگي ابدي با يک تجسم مجازي را براي شما
فرآهم آورد. يک ايده بسيار ساده. طرفداران اين تکنولوژي مي گويند با کمک گرفتن از گرافيک
هاي پيشرفته و واقعيت مجازي، امکان دستيابي به قله هاي رفيعي را خواهيم داشت . يک دنياي
مصنوعي شبيه سازي شده، به گونه اي عمل مي کند تا شما احساس حضور در دنياي الکترونيک
را نداشته باشيد.
البته بسيار متکبرانه است اين گونه فکر کنيم
که ادراک ما، احساسات ما، شور و هيجان ما و هستي وجود ما به سادگي پالس هاي الکترونيک
کار کرده و قابل تجزيه و تحليل است. افرادي که ناميرايي سايبرنتيک را تبليغ مي کنند،
همچنين معتقدند پس از اينکه ما به يکباره خودمان را به دنياي مجازي منتقل کرديم، مي
توانيم هرگاه که خواستيم به بدن هاي رباتي وارد شده و جسميت يابيم و دوباره به فضاي
مجاز برگرديم.
اگر فيلم ماتريکس يا مرد چمن زن را ديده باشيد،
به گمانم درک اين نوع نارميرايي، ملموس تر خواهد بود. چيزي که ناميرايي سايبرنتيک پيشنهاد
مي کند، در نهايت انساني با پوسته ماشيني است.
آنزيم جاودانگي
اين يکي کشفي است که توانست در سال ۲۰۰۹ جايزه
نوبل را از آن خود کرد. تيمي از دانشمندان که توسط پروفسور Elizabeth
Blackburn استراليايي
رهبري مي شد، آنزيمي را کشف کردند که به شکل موثري روند پير شدن در سلول هاي انسان
را کنترل کرده و حتي آن را معکوس مي کند. در واقع معني اين کشف، آن است که با کنترل
و تغيير اين آنزيم، مي توان فرآيند پير شدن را تغيير داد و مطمئن بود که براي هميشه
جوان خواهيم ماند. البته اين آنزيم همچون شمشير دو لبه اي است که اگر آن را در جهت
اشتباه حرکت دهيم، مي تواند سلول هاي سرطاني را هم تغذيه و تحريک کند. و چالش پيش رو،
تحقيق و تلاش براي دانستن اين موضوع است که: چگونه مي توان آنزيم ناميرايي را کنترل
کرد و از آن به گونه اي استفاده کرد تا ساعت بيولوژيکي را شکست دهيم.
حفاظت از DNA
طرح محافظت از دي ان اي و بازتبديل دي ان
محافظت شده به يک موجود زنده، در داستان هاي علمي- تخيلي، بسيار فراگير و مورد توجه
بوده است. آيا در واقعيت هم اين موضوع در دسترس و امکان پذير است؟ در حال حاضر بانک
هاي DNA
فراواني در گوشه و کنار جهان تاسيس شده که همين وعده را به مشتريان خود
مي دهند. آنها دي ان اي شما را در جاي امني نگهداري مي کنند، تا روزي که دانشمندان
به تکنولوژي لازم دست پيدا کرده و از DNA شما يک انسان کامل باز توليد کنند.
برخي از اين مراکز مانند PreventionGenetics و مرکز DNA
Diagnostics به شما اين شانس را مي دهند که بسته به ميزان پولي که مي پردازيد، دي ان اي
را براي مدت زمان مشخصي نگهداري کنند. البته برخي هم مانند DNA
Live Forever مي گويند که آنها دي ان اي شما را تا هر زماني که دوست داشته باشيد، نگه خواهند
داشت. خب، البته وقتي شما مرديد، ديگر نمي توانيد برگشته و از آنها براي دور ريختن
DNAتان شکايت کنيد!
و در آخر، موضوعي را که فيلم In
Time به ما يادآوري
مي کند، اين است که چگونه وقتي انساني توانست براي هميشه زندگي کند، ممکن است در نهايت
از زنده بودن خود احساس خستگي و دلزدگي پيدا کند. همان گونه که مي توان از حالات فيزيکي
پير شدن جلوگيري کرد، آيا احساسات و افکار ما هم مي توانند اين زندگي بي پايان را تاب
بياورند؟ و در صورتي که قرار باشد ناميرايي يک گزينه انتخابي باشد، آيا فقط در اختيار
ثروتمندان جهان قرار خواهد گرفت؟ چه چيزي مي تواند از هديه زندگي ارزشمندتر باشد و
چه تجارتي سودمندتر از فروش آن؟
علم ممکن است که در قرن هاي آينده طول زندگي
ما را به شکل اغراق آميزي افزايش دهد. اما ناميرايي مي تواند امري دست نيافتني باشد
و علاوه بر اين هريک از ما به يک خط پايان نياز داريم.
gizmowatch
