از آزمون تا موفقیت: گفت و گو با آنا آقامحمدی

در مسیر کنکور نباید فقط به نتیجه یک آزمون نگاه کنیم. ممکن است یک آزمون خوب یا بد داشته باشیم، اما چیزی که در بلندمدت نتیجه را می‌سازد، استمرار و اصلاح اشتباهات است.

از آزمون تا موفقیت: گفت و گو با آنا آقامحمدی

به نظرم در مسیر کنکور نباید فقط به نتیجه یک آزمون نگاه کنیم. ممکن است یک آزمون خوب یا بد داشته باشیم، اما چیزی که در بلندمدت نتیجه را می‌سازد، استمرار و اصلاح اشتباهات است. اگر جایی ضعف داریم، باید آن را بشناسیم و برای برطرف کردنش برنامه داشته باشیم. مهم‌تر از همه اینکه به توانایی خودمان باور داشته باشیم و اجازه ندهیم یک نتیجه ضعیف، انگیزه ادامه مسیر را از ما بگیرد.

نام و نام خانوادگی: آنا آقامحمدی

پایه و رشته: دوازدهم ریاضی

شهر و استان: تهران

میانگین تراز: 5800

تحصیلات و شغل پدر: فوق‌لیسانس، کارمند

تحصیلات و شغل مادر: لیسانس، بازنشسته

سال‌های حضور در کانون: 2سال


مصاحبه گر: هلیا زارعی 



۱. اولین کاری که بعد از تمام شدن آزمون انجام می‌دهی چیست؟

در اولین فرصت شروع به تحلیل آزمون می‌کنم. به نظرم آزمون زمانی بیشترین فایده را دارد که فقط به یک عدد یا تراز ختم نشود و از اشتباهات و سوالات جدیدی که در آزمون دیده‌ایم، درس بگیریم. در تحلیل آزمون، سوال‌هایی را که غلط زده‌ام، نزده‌ام یا حتی درست پاسخ داده‌ام بررسی می‌کنم تا دلیل هر پاسخ را بهتر بفهمم.

 تحلیل آزمون را نباید به چند روز بعد موکول کرد. هرچه فاصله بین آزمون و تحلیل کمتر باشد، دلیل اشتباهات و نکاتی که در ذهنتان بوده بهتر به یاد می‌آورید. هدف از تحلیل، فقط پیدا کردن تعداد غلط‌ها نیست؛ باید مشخص شود چرا اشتباه کرده‌ایم و برای تکرار نشدن آن چه کاری باید انجام دهیم.


۲. اگر یک هفته فرصت جبران عقب‌ماندگی داشته باشی، از کجا شروع می‌کنی؟

با توجه به اینکه در سال‌های پیش تست پایه کار نکردم، حتماً از پایه شروع می‌کنم. به نظرم اگر پایه درسی قوی باشد، یادگیری مباحث دوازدهم هم راحت‌تر می‌شود. بنابراین سعی می‌کنم به جای اینکه فقط سراغ مباحث آسان‌تر بروم، نقاط ضعف پایه‌ای خودم را شناسایی و برطرف کنم.

برای جبران عقب‌ماندگی نباید همه مباحث را هم‌زمان شروع کرد. بهتر است ابتدا مباحث مهم و پیش‌نیاز را مشخص کنیم و سپس با یک برنامه واقع‌بینانه، آن‌ها را مرحله‌به‌مرحله جمع کنیم. جبران یعنی اولویت‌بندی، نه فشرده‌خوانی بی‌برنامه.


۳. کدام درصد برایت از همه ارزشمندتر بود؟ چرا؟

درصدهایی که در درس‌های پیش‌خوانی به دست آوردم برایم ارزشمندتر بودند؛ چون بدون اینکه معلم آن مباحث را تدریس کرده باشد، خودم آن‌ها را مطالعه کردم و توانستم در آزمون به سوالاتشان پاسخ بدهم. این تجربه به من نشان داد که اگر مطالعه‌ام هدفمند و همراه با تست و بررسی باشد، می‌توانم بخشی از مطالب را مستقل از کلاس یاد بگیرم.

پیش‌خوانی باعث می‌شود دانش‌آموز هنگام تدریس معلم، مطالب را برای بار دوم ببیند و در نتیجه یادگیری عمیق‌تر شود. البته پیش‌خوانی قرار نیست جای تدریس را بگیرد؛ هدف آن ایجاد یک مطالعه اولیه و آشنایی ذهنی با مبحث است.


۴. در ماه‌های اخیر چه چیزی را از برنامه مطالعاتی‌ات حذف کردی که باعث پیشرفتت شد؟

در تابستان، ساعت مطالعه‌ام را به اندازه سال تحصیلی افزایش دادم و بخشی از تفریحات تابستانی را حذف کردم. تصمیم گرفتم تابستان را جدی‌تر شروع کنم تا در طول سال تحصیلی فشار کمتری برای جبران داشته باشم.

البته فکر می‌کنم مهم است که بین درس و استراحت تعادل وجود داشته باشد؛ چون مطالعه طولانی بدون استراحت مناسب، لزوماً به معنی مطالعه مفید نیست.

 چیزی که باعث پیشرفت می‌شود فقط «زیاد درس خواندن» نیست؛ ثبات در مطالعه اهمیت زیادی دارد. بهتر است دانش‌آموز به جای چند روز مطالعه سنگین و سپس خستگی، یک برنامه قابل‌اجرا داشته باشد و آن را پیوسته ادامه دهد.


۵. وقتی احساس می‌کنی به سقف توانایی‌ات رسیده‌ای، چطور دوباره خودت را رشد می‌دهی؟

در مورد انسان‌های موفق در زمینه علم تحقیق می‌کنم و با خواندن مسیر زندگی و تلاش‌هایشان دوباره انگیزه می‌گیرم. به خودم یادآوری می‌کنم که رسیدن به جایگاه‌های بزرگ یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و کسانی که امروز موفق هستند، مسیر طولانی و پر از چالش را طی کرده‌اند.

این کار به من امید می‌دهد که شاید روزی من هم بتوانم به جایگاهی که برای خودم تصور کرده‌ام برسم.

 انگیزه همیشه ثابت نیست. مهم این است که وقتی انگیزه کم می‌شود، فقط منتظر برگشتن آن نباشیم و با عادت‌های درست، برنامه و استمرار مسیر را ادامه دهیم.


۶. اگر امروز مشاور خودت بودی، مهم‌ترین توصیه‌ای که به خودت می‌کردی چه بود؟

به خودم می‌گفتم با تمرکز بالا و دور از حواس‌پرتی درس بخوانم و تا زمانی که به هدفم نرسیده‌ام، دست از تلاش برندارم. فکر می‌کنم یکی از مشکلاتی که ممکن است باعث کاهش کیفیت مطالعه شود، همین حواس‌پرتی‌های کوچک و مداوم است.

بنابراین سعی می‌کنم هنگام مطالعه، گوشی و عوامل مزاحم را از خودم دور کنم و برای هر بازه مطالعاتی هدف مشخصی داشته باشم.

تمرکز یک مهارت است و می‌توان آن را تقویت کرد. برای شروع، بهتر است هر بازه مطالعه با یک هدف مشخص باشد؛ مثلاً «مطالعه این مبحث + حل ۲۰ تست»، نه اینکه فقط بگوییم «دو ساعت ریاضی می‌خوانم».


۷. کدام تصمیم کوچک، بزرگ‌ترین اثر را روی رتبه یا ترازت گذاشت؟

تصمیم گرفتم حتی اگر سوالی را درست پاسخ داده باشم، روش حل موجود در پاسخنامه را هم بررسی کنم تا با روش‌های مختلف حل آشنا شوم. گاهی ممکن است یک سوال را درست حل کرده باشیم، اما روش ما طولانی‌تر یا سخت‌تر از روش دیگری باشد.

این کار مخصوصاً برای درس‌های محاسباتی به من کمک کرده تا با روش‌های متنوع‌تری آشنا شوم و بتوانم در شرایط آزمون، راه‌حل مناسب‌تر و سریع‌تر را انتخاب کنم.

 پاسخنامه فقط برای سوالات غلط نیست. یک پاسخ درست هم می‌تواند فرصت یادگیری باشد؛ مخصوصاً اگر روش پاسخگویی شما با راه‌حل استاندارد متفاوت باشد.


۸. اگر بخواهی یک باور اشتباه درباره موفقیت در کنکور را اصلاح کنی، آن باور چیست؟

به نظرم این باور که «هرچه بیشتر تست بزنیم، حتماً نتیجه بهتری می‌گیریم» همیشه درست نیست. تعداد تست مهم است، اما کیفیت تست زدن اهمیت بیشتری دارد. باید با تیپ‌های متفاوت سوال آشنا شویم و در کنار آن، مدیریت زمان را هم تمرین کنیم.

ممکن است کسی تعداد زیادی تست بزند، اما اگر اشتباهاتش را بررسی نکند یا متوجه نشود چرا یک سوال را نتوانسته حل کند، بخشی از فرصت یادگیری را از دست می‌دهد.

 تست‌زنی مؤثر سه بخش دارد: حل کردن، بررسی کردن و یادگیری از تست. بنابراین تعداد تست به‌تنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی کیفیت مطالعه نیست.


۹. فکر می‌کنی تفاوت دانش‌آموزانی که به هدفشان می‌رسند با کسانی که در میانه راه خسته می‌شوند، در چیست؟

فکر می‌کنم کسانی که به هدفشان می‌رسند هم حتماً در میانه راه خسته شده‌اند و روزهای سخت داشته‌اند؛ اما تفاوتشان این است که به توانایی‌هایشان باور داشته‌اند و بعد از خستگی دوباره ادامه داده‌اند.

به نظرم نباید یک روز ضعیف یا یک آزمون ناموفق را به معنی شکست کامل در نظر بگیریم. مهم این است که دلیل افت را پیدا کنیم و دوباره به مسیر برگردیم.

در مسیر کنکور، افت و خستگی طبیعی است. چیزی که اهمیت دارد این است که افت را تحلیل کنیم، نه اینکه خودمان را سرزنش کنیم. یک آزمون ضعیف می‌تواند تبدیل به نقطه شروع یک پیشرفت جدی شود.


۱۰. به نظرت تحلیل آزمون مهم‌تر است یا ساعت مطالعه؟ از تجربه خودت یک مثال بزن.

به نظر من تحلیل آزمون اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چون در تحلیل با سوال‌هایی مواجه می‌شویم که شاید در زمان آزمون نتوانسته‌ایم به آن‌ها پاسخ بدهیم، اما بعد از بررسی متوجه روش حلشان می‌شویم.

برای خود من هم تحلیل آزمون باعث شده با روش‌های جدید حل سوال آشنا شوم و اشتباهاتی را که در جلسه آزمون داشتم بهتر بشناسم. بنابراین فکر می‌کنم ساعت مطالعه و تحلیل آزمون در کنار هم معنا پیدا می‌کنند؛ مطالعه برای یادگیری است و تحلیل برای اصلاح مسیر یادگیری.

اگر ساعت مطالعه بالا باشد اما اشتباهات مرتب تکرار شوند، باید روش مطالعه و تست‌زنی را بررسی کرد. از طرف دیگر، تحلیل آزمون بدون مطالعه کافی هم نمی‌تواند نتیجه مطلوب ایجاد کند. بهترین حالت، ایجاد یک چرخه منظم است:

مطالعه → تست → آزمون → تحلیل → شناسایی ضعف‌ها → اصلاح مطالعه → آزمون بعدی