نام و نام خانوادگی : مهرناز بهرامی دانا
پایه : منحصرا زبان
نام شهر : تهران
تعداد سال حضور در کانون : یک سال
شغل و تحصیلات مادر: فرهنگیان-فوق لیسانس
شغل و تحصیلات پدر: کارمند بانک-فوق لیسانس
مصاحبهگر : پرستو قربانی

شما چگونه با کانون آشنا شدید؟
من از طریق تعریف بقیه کسانی که تو سال کنکورشون تو قلمچی ثبت نام کرده بودند با کانون اشنا شدم
دستاورد شما از شرکت در آزمون های کانون چه بود؟
شرکت در آزمونها باعث شد با نقاط ضعفم در درسها آشنا بشم و برای رفعشون اقدام کنم. مهمترین دستاوردم هم یادگیری مدیریت زمان سر جلسه و کنترل استرس بود که باعث میشد با آمادگی بیشتری به سوالات پاسخ بدم
آیا در آزمون هدفگذاری و مشابه پارسال هم شرکت می کردید؟ دلیل آن چیست؟
بله، در هر دو شرکت میکردم. آزمون هدفگذاری به من کمک میکرد تا در طول دو هفته برای دروس هدفم برنامهریزی دقیقتری داشته باشم. آزمون مشابه پارسال هم باعث میشد با دید طراح و سبک سوالات آشنا بشم که تاثیر زیادی در کاهش اضطرابم قبل از آزمون اصلی داشت
مطابق برنامهی راهبردی درس می خواندید؟ چگونه برنامهریزی می کردید؟
بله. سعی میکردم تا زمان برگزاری ازمون تمام چیز هایی رو که توی برنامه بود رو مطالعه کنم
کدام درس ها نقطه قوت شماست؟ روش مطالعه این درس ها چگونه بود؟
نقاط قوت من گرامر و ووکب بود. برای گرامر معمولاً اول نکتهها رو خیلی خلاصه و دقیق یاد میگرفتم، بعد با تستهای موضوعی تمرین میکردم تا الگوی سوالها دستم بیاد. برای ووکب هم بیشتر روی یادگیری کاربردی کلمهها تمرکز میکردم؛ یعنی فقط حفظ نمیکردم، توی جمله و متنها میدیدم و بعدش هم با سوالها/کلوز و تمرینهای مشابه یادگیریش رو تثبیت میکردم
در طول این سال ها درسی بوده که ضعیف باشید اما با تغییر روش، آن را به نقطه قوت تبدیل کرده باشید؟
بله. من در ریدینگ و کلوز اول کار عملکرد ضعیفی داشتم. علتش این بود که بیشتر وقتها روی ترجمه و معنی تکتک جملهها تمرکز میکردم و سرعت و مهارت تشخیص مفهوم کلی سوال برایم ضعیف بود. بعد از مدتی روش مطالعهام را تغییر دادم؛ سعی کردم قبل از پاسخ دادن، اول ایدهی کلی متن و ارتباط جملهها را پیدا کنم و بعد سراغ گزینهها بروم. همچنین تعداد تستهای تمرینیِ همسبک را بیشتر کردم و بعد از هر آزمون، بیشتر از اینکه فقط جواب را ببینم، اشتباهاتم را تحلیل میکردم تا بفهمم دقیقاً کجاها الگو را اشتباه تشخیص میدادم. با این تغییرات، ریدینگ و کلوز برایم بهتر شد و نتیجهاش در آزمونها مشخص بود
روزی چند ساعت درس می خواندید؟ چند درصد زمان خودتان را به تست زدن اختصاص می دادید؟
من بیشتر ساعات روز را مشغول مطالعه بودم و معمولاً سعی میکردم زمانم را بهطور منظم بین درسخواندن و تستزدن تقسیم کنم. بعضی روزها میزان مطالعهام حتی به ۱۰ ساعت هم میرسید. در کنار مطالعهی مفهومی، حدود نیمی از زمانم را هم به تستزدن اختصاص میدادم تا هم مطالب بهتر تثبیت شوند و هم با سبک سوالها بیشتر آشنا شوم
دفتر برنامه ریزی داشتید؟ تکمیل این دفتر چه کمکی به شما از لحاظ درسی و غیر درسی کرده بود؟
بله، دفتر برنامهریزی کمکم کرد روند مطالعهام را بهتر مدیریت کنم و دید دقیقتری نسبت به پیشرفتم داشته باشم. همچنین باعث شد منظمتر جلو بروم و ساعت مطالعهام را بهتر کنترل کنم
روش شما برای تحلیل آزمون چگونه بود؟
بعد از هر آزمون، اول از همه سعی میکردم وقتی آرامش دارم و با دقت، پاسخهای اشتباهم رو بررسی کنم. مهمترین بخش برای من، فهمیدن دلیل اشتباه بود؛ اینکه آیا مشکل از بیدقتی بوده، عدم تسلط بر مبحث، یا اشتباه در درک سوال.بعد از تحلیل، روی نقاط ضعفم بیشتر تمرکز میکردم و تستهای مشابه بیشتری کار میکردم تا اون مبحث برام جا بیفته
دستاورد یا مهارت غیر درسی هم داشتید یا دارید؟
بله، در کنار درس، توانستم مهارت مدیریت زمان و حل مسئله را کسب کنم. برنامهریزی دقیق برای مطالعه و تحلیل اشتباهاتم به تقویت این مهارتها کمک کرد
برنامه شما برای دوره امتحانات چیست؟ برای کسب نمره بالا چه راهکاری بکار می برید؟
برای دوره امتحانات، برنامهام این است که روی مرور کلی دروس تمرکز کنم، مخصوصاً مباحثی که در طول ترم در آنها ضعف بیشتری داشتم. راهکار اصلی من برای کسب نمره بالا، مرور طبقهبندی شده و حل نمونه سوالات امتحانی سالهای گذشته است. همچنین، سعی میکنم با یک برنامهریزی فشرده اما واقعبینانه، زمان کافی برای هر درس در نظر بگیرم و از طریق تستهای جامع، آمادگی خودم را بسنجم.
با چه روشی کتابهای خود مطالعه میکردید؟ اول درسنامه میخواندید یا اول تست میزدید؟ روش استفاده شما از پاسخنامه کتابها به چه صورت بود؟
من معمولاً اول مباحث رو دقیق میخوندم تا کلیت موضوع دستم بیاد، بعدش سریع میرفتم سراغ تمرینها و تستهای مرتبط تا ببینم واقعاً چقدر فهمیدم. وقتی هم از پاسخنامه یا راهحل استفاده میکردم، فقط جواب درست رو نمیدیدم؛ با دقت نگاه میکردم چرا اون گزینه درسته و بقیه چرا غلط هستن. اینطوری هم اشکالهام مشخص میشد هم دفعههای بعد کمتر تکرار میشد
هرکدام از منابع را فقط یکبار مطالعه کردید یا مطالعه آن را تکرار کردید؟
منابع اصلی رو بارها و بارها میخونم؛ کتاب درسی و جزوههای مهم رو چند بار مرور میکنم. اینطوری فکر میکنم که برای تسلط کامل، تکرار لازمه، مخصوصاً برای مباحثی که سختتر هستن. البته تکرار برای من یعنی دوبارهخوانی کامل نیست، بیشتر مرور نکتهها، دوباره زدن تستهای سخت و تمرکز روی اشکالاتی که قبلاً داشتم. منابع کمکی و تستها رو هم تا جایی که لازم باشه و برای اینکه همهی جنبههای سوالات رو پوشش بدم، چند بار کار میکنم.
