گفت‌وگو با فاطمه زهرا سیاه کمری دهم تجربی از کرمانشاه

آیا شما قهرمان پیوستگی بودید؟ چند آزمون شرکت کردید؟ این پیوستگی چه نتایجی برای شما داشته است؟ بله، در تمام آزمون‌ها بودم. پیوستگی برای من مثلِ خواندنِ یک رمانِ جذاب، فصل‌به‌فصل بود.

گفت‌وگو با فاطمه زهرا سیاه کمری دهم تجربی از کرمانشاه

نام و نام خانوادگی: فاطمه زهرا سیاه کمری

پایه: دهم تجربی

نام شهر و استان: کرمانشاه کرمانشاه

میانگین تراز: 5800

سال‌های حضور در کانون: 1 سال

تعداد آزمون‌ها: 25

در چند آزمون پیشرفت داشته اید: 5

تعداد پاسخ‌های صحیح: 1000

شغل و تحصیلات مادر: لیسانس،بازنشسته فرهنگی

شغل و تحصیلات پدر: لیسانس،بازنشسته فرهنگی

 

مصاحبه گر : زهرا بخشی

 

آیا شما قهرمان پیوستگی بودید؟ چند آزمون شرکت کردید؟ این پیوستگی چه نتایجی برای شما داشته است؟

بله، در تمام آزمون‌ها بودم. پیوستگی برای من مثلِ خواندنِ یک رمانِ جذاب، فصل‌به‌فصل بود. وقتی رشته‌یِ پیوستگی را حفظ کردم، متوجه شدم که مطالب چطور به هم گره می‌خورند. این استمرار باعث شد یادگیری برایم از حالتِ «تکه‌تکه و حفظی» خارج شود و به یک «تصویرِ کلی و منسجم» از دانش تبدیل شود.


با توجه به کارنامه دستاوردها، شما در چند آزمون پیشرفت کرده‌اید. دلیل این پیشرفت و افزایش تعداد پاسخ‌های صحیح‌تان چه بوده است؟

دلیلش تغییرِ نگاهم به «اشتباه» بود. من هر سوالِ غلط را به عنوانِ یک «نقطه‌یِ کور» در ذهنم شناسایی کردم. وقتی با کنجکاوی به سراغِ حلِ آن رفتم، نه تنها آن مبحث را یاد گرفتم، بلکه لایه‌هایِ عمیق‌تری از آن درس را کشف کردم که باعث شد در آزمون‌هایِ بعد، با دیدِ بازتری به سوالات نگاه کنم.


شما سال گذشته  عضو باشگاه بودید؛ چه روش موفقی برای رسیدن به این تعداد پاسخ صحیح داشتید؟

من روشم «تبدیلِ تست به معما» بود. سعی می‌کردم به جایِ اینکه فقط جواب را پیدا کنم، با خود بگویم «طراحِ سوال به دنبالِ چه نکته‌یِ پنهانی در این تست بوده؟». این بازیِ ذهنی با سوالات باعث شد نه تنها تعدادِ پاسخ‌هایِ صحیحم بالا برود، بلکه سرعتِ تحلیلم در مواجهه با تست‌هایِ جدیدِ کنکور هم خیلی بیشتر شود.


شما در آزمون هدف‌گذاری و مشابه پارسال حضور داشتید. این آزمون‌ها چه نتایجی برای شما به همراه داشت؟

این آزمون‌ها برایِ من مثلِ «نقشه‌خوانی» قبل از سفر بود. وقتی می‌دانستم در کدام مباحث ضعف دارم، انگار قطب‌نمایِ مسیرِ مطالعاتی‌ام را پیدا می‌کردم. این آزمون‌ها به من اجازه داد که با آگاهیِ کامل قدم بردارم و از اتلافِ وقت رویِ مباحثی که تسلط داشتم، جلوگیری کنم.


آیا کارنامه آزمون را همان روز (جمعه) دریافت می‌کنید؟ در کارنامه کدام قسمت برای شما اهمیت بیشتری دارد؟

بله. برای من بخشِ «کارنامه اشتباهات» از همه جذاب‌تر است. چون آنجا است که «ناگفته‌هایِ یادگیری»‌ام نهفته است. هر اشتباه، یک پنجره است به چیزی که هنوز کامل یاد نگرفته‌ام. تحلیلِ این بخش، برایم لذت‌بخش‌ترین قسمتِ بعد از آزمون است.


در آزمون‌ها حضوری شرکت می‌کنید یا آنلاین؟ چرا؟

حضوری. برای من محیطِ آزمون، فضایی برای «تبادلِ انرژی» است. وقتی می‌بینم بچه‌هایِ دیگر با چه تمرکزی تلاش می‌کنند، انگار یک جریانی از دانایی و همت در فضا جاری می‌شود که من را هم با خودش همراه می‌کند. این حسِ جمعی، الهام‌بخشِ من است.


برنامه شما برای تابستان امسال چیست؟

تابستان را به عنوانِ «فصلِ عمق‌بخشی» می‌بینم. قصد دارم از فشارِ برنامه‌هایِ فشرده کمی فاصله بگیرم و به جایِ سطحی‌خوانی، رویِ مباحثی که همیشه برایم جایِ سوال بودند، وقت بگذارم. می‌خواهم پایه‌هایم را آن‌قدر قوی کنم که در سالِ تحصیلی، رویِ سقفِ دانش‌ام متمرکز شوم.


در تابستان تمرکز شما روی قسمت نگاه به گذشته خواهد بود یا نگاه به آینده؟ چرا؟

متوازن. گذشته برایِ «استحکام» و آینده برای «کنجکاوی». نگاه به آینده برایم هیجان‌انگیز است چون می‌خواهم بدانم سالِ بعد چه مفاهیمِ پیچیده و زیبایی انتظارم را می‌کشند. این کنجکاوی، به مطالعاتِ پایه‌ای‌ام هم رنگِ تازه‌ای می‌دهد.


چه تغییر مثبتی در تابستان امسال نسبت به تابستان سال قبل می‌خواهید در خود ایجاد کنید؟

می‌خواهم «یادگیریِ فعال» را بیشتر کنم. سال قبل بیشترِ وقتم را صرفِ خواندنِ کتاب می‌کردم، اما امسال می‌خواهم با رسمِ نقشه‌یِ ذهنی (Mind Map) و نوشتنِ خلاصه‌هایِ تحلیلی، مطالب را در ذهنم «خلق» کنم، نه اینکه فقط حفظ‌شان کنم.


منابع مطالعاتی شما برای تابستان چیست؟

منابعی که «چراها» را توضیح می‌دهند. کتاب‌هایِ کانون برایِ من منبعِ خوبی هستند چون درسنامه‌هایِ دقیقی دارند. من به دنبالِ کتاب‌هایی هستم که فراتر از سوالاتِ کلیشه‌ای، من را به فکر وادار کنند.


با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیم‌سال اول و نیم‌سال دوم کدامست؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟

زیست‌شناسی. چون این درس برای من «قصه‌یِ زندگی» است. روشم این بود که مطالب را مثلِ یک زنجیره به هم وصل می‌کردم؛ همیشه از خودم می‌پرسیدم «این مکانیسم در بدن چه فایده‌ای دارد؟». وقتی این ارتباطات را درک کردم، مطالب خودبه‌خود در حافظه‌ام ماندگار شد.


با توجه به کارنامه دستاوردها، در کدام قسمت‌ها چالش داشتید؟ چه تصمیماتی برای تبدیل این چالش‌ها به دستاورد در سال آینده دارید؟

در ترکیبِ مطالبِ فصل‌هایِ مختلف چالش داشتم. تصمیم دارم سال آینده، برایِ هر فصل یک «جدولِ مقایسه‌ای» درست کنم تا ببینم چطور می‌توانم مطالبِ پراکنده را به هم پیوند دهم. چالش برای من فقط یک گرهِ باز نشده است که بی‌صبرانه منتظرم بازش کنم.