گفت و گو با سارای سلیمانی قهرمان پیشرفت دوازدهم تجربی

نام: سارا سلیمانی رشته و پایه: دوازدهم تجربی محل سکونت: تهران مدت همکاری با کانون: یک سال مصاحبه گر: عسل آزادی 1: اولین باری که با فضای آزمون‌های قلمچی آشنا شدی کی بود؟ ریشه‌های آشنایی من

گفت و گو با سارای سلیمانی قهرمان پیشرفت دوازدهم تجربی

نام: سارا سلیمانی

رشته و پایه: دوازدهم تجربی

محل سکونت: تهران

مدت همکاری با کانون: یک سال

مصاحبه گر: عسل آزادی


 ۱: اولین باری که با فضای آزمون‌های قلمچی آشنا شدی کی بود؟


ریشه‌های آشنایی من با این مسیر به دوران کودکی برمی‌گردد. پدرم وقتی در دبستان بودم، مرا برای کلاس‌های آمادگی تیزهوشان و آزمون‌های قلمچی آماده کرد و از همان زمان با این سیستم آشنا شدم.


۲: حضور مستمر در آزمون‌ها چه فایده‌ای برای روند تحصیلی‌ات داشت؟


 بزرگ‌ترین چیزی که به دست آوردم، نظم بخشیدن به مطالعه بود. آزمون‌ها باعث شدند یک ساختار مشخص برای خواندن درس‌ها داشته باشم که در نهایت نتیجه‌اش را در پیشرفت تحصیلی‌ام دیدم.


۳: فکر می‌کنی چرا نباید آزمون‌ها را یکی‌درمیان یا با فاصله شرکت کرد؟


 تداوم در شرکت در آزمون‌ها انگیزه لازم را به آدم می‌دهد. وقتی می‌دانی هر دو هفته یک‌بار باید خودت را بسنجی، ناخودآگاه سعی می‌کنی در آزمون بعدی نسبت به قبل بهتر عمل کنی و همین باعث رشد تدریجی می‌شود.


 چطور برنامه‌های کانون را با مطالعات درسی‌ات هماهنگ می‌کردی؟


من بیشتر طبق برنامه مدرسه پیش می‌رفتم، اما خوشبختانه مطالب کانون با درس‌های مدرسه همخوانی زیادی داشت. همین موضوع باعث شد بتوانم بدون سردرگمی، هر دو مسیر را همزمان پیش ببرم.


 ۵: روشت برای بررسی و تحلیل نتایج آزمون‌ها چطور بود؟


 همیشه بعد از آزمون، در خانه تمام سوالات را دوباره و بدون فشار زمان حل می‌کردم. تمرکزم را روی سوالاتی می‌گذاشتم که اشتباه کرده بودم یا حتی سراغشان نرفته بودم؛ اینطوری دقیقاً می‌فهمیدم مشکل اصلی من کجاست.


 ۶: در درس ریاضی چه مسیری را برای یادگیری دنبال می‌کنی؟


 ریاضی درس مورد علاقه من است. روند من به این صورت است که ابتدا درسنامه را می‌خوانم، بعد تمرین‌های جزوه استاد را انجام می‌دهم و در نهایت با تست‌زنی از کتاب‌های کمک‌آموزشی، تسلطم را کامل می‌کنم. البته کلاس‌های مدرسه هم در این زمینه بسیار کمک‌کننده بودند.


۷: حمایت خانواده‌ات در این دوران چطور بود؟


والدینم همیشه پشتیبان من بودند. حتی مادرم برای اینکه بتواند در رفع اشکال به من کمک کند، خودش برخی از مباحثی را که در آن‌ها ضعف داشتم، بازبینی و مطالعه می‌کرد

Menu