داستان زیر نتیجه گفتوگوی کوتاهی است که همکارانم با دانشآموزان خود داشتند. داستان ترکیبی از ادبیاتِ مصاحبهگر و مصاحبهشونده است که در یک گفتوگو خلق شده است. پاسخها و توضیحات پیرامون موضوع و واژگان، علیرغم داشتن تجربیاتی متفاوت، از ریشهی مشترکِ تلاش و آموزش حکایت دارد. مصاحبهگر از نقشِ آزمون، کارنامه، روشهای مطالعاتی، منابع، ساعات مطالعه، تعادل مطالعاتی، نقش مدرسه و امتحان، چالشهای دوگانگی در برنامه و .... میپرسد تا دانشآموز همانگونه که خودش را شناخته داستان تلاشِ نیمسال اولش را بنویسد و با شروع نیمسال دوم فکر کند برای پیشرفت و برای بهترشدن کدام استراتژی را انتخاب خواهد کرد؟
داوود اکبری
مبینا امیرخانی از شهرقدس، دوازدهم انسانی با میانگین تراز 6900
مصاحبهگر: معصومه اسماعیل بیگی
من از کودکی کتابهای بسیار زیادی میخواندم و همین ویژگی باعث شد تا هم به مطالعه علاقهی زیادی داشته باشم و هم خوب بنویسم. بعد از سال یازدهم و از تیرماه مطالعهی جدی خود برای کنکور را شروع کردم. البته در پایه یازدهم معدلم 19.87 شد و در آن زمان هم در کنار مطالعهی تشریحی، تست هم میزدم اما خیلی کم و سطحی، و همین موضوع در پیشروی بهتر دروس پایهی یازدهم به من کمک کرد.
از فصل تابستان برای جمعبندی دروس پایه استفاده کردم و از آنجا که در آن زمان استرس مدرسه و امتحانات وجود نداشت، بسیار باعث پیشرفت من شد. از پاییز مطابق با تدریس دبیران و برنامهی آزمون، دروس دوازدهم را نیز مطالعه کردم و همزمان مجددا پایهی دهم و یازدهم را مطابق با بودجهبندی آزمون کانون، مرور کردم.
اوایل ترازم حدود ۶۴۰۰ بود و الان به تراز ۷۳۰۰ رسیدهام. من به مدرسه میروم و از آنجا که ساعت 14 از مدرسه تعطیل میشوم، در روزهای مدرسه حدودا ۵ ساعت و در روزهای تعطیل حدودا ۹ ساعت مطالعه میکنم. با شروع سال تحصیلی خودم را نسبت به قبل و دوران تابستانم مقایسه میکردم و وقتی با توجه به حضورم در مدرسه ساعت مطالعهی روزانهام بیشتر از ۵ ساعت نمیشد، ناامید میشدم اما میدانستم که مهمترین نکته در این مسیر ادامهدادن و استمرارداشتن است. من به طور مداوم نیاز به یک نتیجهی آنی و راضیکننده داشتم که این نتیجه گاهی حاصل نمیشد و بعد از گرفتن نتیجه هم باید دوباره ادامه میدادم و مسیر هنوز تمام نشده بود، از همین بابت سعی میکردم حداقل یک نصف روز در هفته را بدون مطالعه باشم تا بتوانم ذهنم را آرام کنم.
در ساعت مشخصی میخوابم و سعی میکنم در ساعت مشخصی هم بیدار شوم. به خواب بعد از ظهر عادت نداشتم اما از اواسط سال تحصیلی امتحانش کردم که شاید باعث بازدهی بیشترم شود، اما برعکس به من کمکی نمیکرد و باعث بیحالی و خستگی بیشترم میشد.
مطالعهی تشریحی را اولویت قرار میدهم و بعد، به سراغ حل تست میروم. جهت آمادگی برای امتحانات نهایی با امتحانات مدرسه و حل تمرین تشریحی و برای کنکور با حل تست و مطابق برنامهی آزمون پیش میروم. گاهی هم به اشتباه صرفاً روی مطالعهی تشریحی تمرکز میکردم و همین باعث نتیجهی نامطلوب آزمونها میشد. اما خیلی سریع یادگرفتم که لازم است بعد مطالعهی تشریحی تعداد تست بالاتری بزنم و به طور مثال تست بعد از مطالعهی هر درس، تعداد تست را از ۲۰ تست به ۴۵ تست رساندم و همین افزایش تعداد تست هم منجر به تمرین بیشتر و هم منجر به احساس یادگیری بیشترم شد.
در راستای افزایش تراز آزمونهایم با نکتهبرداری و خلاصهنویسیهای دقیق و با خواندن کامل صورت سوال و دقت به فعلها و همچنین توجه به هدف طراح از طرح سوال تلاش کردم تا بیدقتیهای جلسه آزمون را به حداقل برسانم.

و همچنین در خصوص موفقیت در امتحانات، مرور مرتب برای فراموشنشدن مطالب و حل نمونه سوال و تست و اکتفا نکردن به صرفِ مطالعه را در نظر میگیرم. مهمترین ویژگی که من دارم و باعث میشود تا خوب درس بخوانم این است که سعی میکنم خودم را به خاطر نتایج سرزنش نکنم و تلاشم را در نظر میگیرم. از طرفی وقتی با مشکلی مواجه میشوم، با مشورتکردن، روشهای بهتری را برای مطالعه پیدا میکنم.
همیشه سعی بر این بوده که با خودم رقابت داشته باشم چرا که در رقابت و مقایسه باید شرایط یکسان و عادلانه وجود داشته باشد و این من هستم که شرایط یکسانی با خودم دارم. من با افزایش ساعت مطالعه، تعداد تستها و درصدهای آزمون، با خودم رقابت میکنم. و مهمترین چیزی که خودم را نسبت به آن میسنجم، اراده و عملکردم نسبت به روزهای قبل است.
یکی از مهمترین اشتباهات من این بود که من معمولا وسواس صفرخوانی داشتم. یعنی مهم نبود که یک درس را چند بار قبلا خواندهام. در زمان آزمون یا امتحانها، من در نقطهی صفر بودم و دوباره از اول و با جزئیات شروع به خواندن میکردم تا زمانی که مطمئن شوم که همه چیز در کنترل من است و درس را کاملا یاد گرفتهام. به خاطر همین همیشه گلایهمند بودم که چرا افراد دیگر با شب امتحانخواندن همان نتیجهای را میگیرند که من با ماهها مطالعه و دوباره مطالعه از صفرِ قبل امتحان میگیرم. بنا به نظر پشتیبانم تلاش کردم به جای مطالعهی از صفر بعد از مطالعههای قبلی، اول تستهای هر بخش را بزنم و بعد با توجه به عملکردی که در تستها دارم، مرور هدفمند داشته باشم. و با این روش هم تعداد تستم بالا رفت و هم در زمانم صرفهجویی شد.
با شروع نیمسال دوم زمان بیشتری را به دروس عمومی اختصاص میدهم و همچنین تعداد تست و نمونه سوالات تشریحی را افزایش خواهم داد. از طرفی از زمانهای آزاد مدرسه و رفتوآمدهایم برای انجام بازههای سبکتر مثل روتینها استفاده میکنم و درس هر روز همان روز را میخوانم.
احتمالا منابعی را حذف یا اضافه میکنم اما چون حین خرید منابع، سطح خودم را در نظر گرفتم و در طول سال هم بعضی منابعم را برای بهترشدن تغییر دادم، از این بابت نگرانی ندارم.
هدف من در شروع قبولی در رشته و دانشگاه مورد علاقهام بود اما با گذر زمان، برای رتبه هم هدفی را تعیین کردم. کنکور برای من مسابقهای است تا به خودم اثبات کنم که چقدر قوی هستم و من میخواهم در این مسیر، مهارتهایم را افزایش دهم و با کنترل استرسها تا لحظهی پایان حال خود را خوب نگه دارم.
