عرفان سگوند
شهر: پلدختر (لرستان)
رتبه: 192 منطقه 3
رشته قبولی: پزشکی نیمسال اول دانشگاه علوم پزشکی ایران
شغل و تحصیلات مادر: خانهدار، لیسانس
شغل و تحصیلات پدر: آزاد، لیسانس
سالهای حضور در کانون: 4 سال
میانگین تراز سال آخر: 7512
عرفان بر اساس شناختی که از تو دارم آدم منظمی هستی و تقریبا برای انجام امورات روزانه هم با نظم و طبق برنامه حرکت میکنی.
به نظرم برای رسیدن به هر دستاوردی نظم نقش اساسی را ایفا میکند و بدون برنامهریزی رسیدن دور از دسترس خواهد شد. من در گوشی خودم یک برنامه دارم که پیشفرضهای کاری خودم را در هر روز دنبال میکنم؛ صبح که بیدار میشوم یک سری کارها را به ترتیب انجام میدهم و چون این نظم تقریبا روتین من شده دیگر در این برنامه تیک انجام آن را نمیزنم چون میدانم که انجام میدهم. انجام کارهای ابتدایی هر روز باعث میشود که برای انجام سایر کارها نیز انگیزه بگیرم.
شده تصمیم انجام کاری را در روز بگیری ولی انجام ندهی؟
بله شده ولی من برای کاهش این خطاها برای انجام دادن یا ندادن آنها برای خودم "پاداش یا تنبیه" در نظر میگیرم. مثلا الان که دوره امتحانات است به عنوان پاداش این تصمیم را گرفتم که اگر یک پارت درسی را خوب بخوانم میتوانم بخشی از سریال مورد علاقهام را ببینم و یا چند وقت پیش تصمیم گرفتم که اگر بتوانم مستمر 2روز و روزی 7 ساعت درس بخوانم، میتوانم بعد آن به کار مورد علاقهام به عنوان پاداش برسم.
حالا این پسر منظم در دانشگاه و در ترم اول درسهایش را میخواند؟
اصلا هدف من همین است؛ ما هر هفته کوییز داریم و این امر کمک کرده که در زمان خودش درسها را هم بخوانم.
آقای قلمچی در گفتوگوهایش به این امر اشاره میکند؛ بچهها 4 گروه هستند؛ گروه اول که نه در مدرسه و نه بعد در دانشگاه درس نمیخوانند، گروه دوم کسانی هستند که در دوران مدرسه درس میخوانند اما به محض رسیدن به دانشگاه جدیت خودشان را از دست میدهند، گروه سوم کسانی هستند که در مدرسه درس نمیخواندند اما با ورود به دانشگاه درسخوان میشوند و گروه آخر بچههایی هستند که هم در دوران مدرسه و هم دانشگاه به تلاش و درسخواندن ادامه میدهند.
تو جز چه گروه از دانشآموزان هستی؟
من راستش از همان ابتدا سعی میکردم درسها و تکالیفی که به عهدهام بودند را انجام بدهم چه دوران کنکور و چه قبل از آن و الان هم در دانشگاه. اگر خدا بخواهد سعیام بر اینست که همین روال را ادامه بدهم و آن را بهبود ببخشم.

عرفان در این 7 سال که زمان کوتاهی هم نیست، چه روندی در رشته پزشکی طی میشود؟
5 ترم اول مربوط به علوم پایه است؛ درسهایی که پایه علم پزشکی را تشکیل میدهند مثل بیوشیمی عملی و نظری، بافت عملی و نظری...و بعد یک آزمون میدهیم و وارد دوره فیزیو پات میشویم که دو ترم است؛ فیزیوپات به زبان ساده میگوید که بدن در حالت عادی چگونه است و در زمان بیماری چه اتفاقی میافتد. بعد این این 7 ترم، 4 ترم مربوط به پیشکارآموزی بالینی است، یا همان استجری. در این دوران روند تشخیص و درمان بیماری را یاد میگیریم، البته این دوران در بیمارستان سپری میشود. 3 ترم آخر هم انترنی و شیفت داخل بیمارستان را خواهیم داشت. در این دوران فعالیت پزشکی هم داریم ولی بهطور رسمی پزشک محسوب نمیشویم.
بعد از آن؟
بعد این 7 سال دو سال خدمت با طرح تطبیق میخورد که باید بگذرانیم، یعنی طرح و خدمت سربازی یکی میشود
یعنی نمیتوانی بعد از 7 سال مستقیم تخصص بروی؟
فقط کسانی که استریت هستند میتوانند بعد 7 سال قبل از طرح، یک بار آزمون رزیدنتی را شرکت کنند. شرایط استریت بودن متفاوت است؛ مثلا رتبه خوبی داشته باشی یا استعداد درخشان باشی، المپادی باشی، متاهل باشی...کسانی که قبول میشوند این دو سال طرح به علاوه دو سال طرح رزیدنتی را بعد پایان تخصص طی خواهند کرد.
خودت چه تخصصی را دوست داری؟
به احتمال بالا جراحی را انتخاب کنم، قلب یا مغز. البته به روانپزشکی هم تمایل دارم.

درصدهای کنکورت چی شد؟
زیست 77، شیمی 70، فیزیک 87، ریاضی 80 و زمین 0 و تراز کنکورم هم 11700 شد.
واقعیت من از سال دهم فقط به تدریس معلمین اکتفا نمیکردم؛ یعنی استاد محور نبودم و خودکار و خودخوان بودم. این موضوع را به این دلیل میگویم که برخی از بچهها در مناطق محروم و روستایی هستند و دسترسی کمتری به دبیر و مدرسه دارند ولی این بچهها هم بدانند که میتوانند خودشان هم با خودخوانی موفق بشوند. البته این کار مختص به "من" بود و با شناختی که از "خودم" داشتم تصمیم به اجرای آن گرفتم.
ریاضی و فیزیک را چگونه مطالعه میکردی؟
من از ابتدا به دلیل علاقهای که به این دو درس داشتم خوب این دروس را بهصورت پایهای کار کرده بودم و حتی در سه سال متوسطه 1 و در تمامی آن سالها معدلم 20 بود. در تابستان نهم به دهم هم منبع تستی تهیه کردم؛ یک منبع برای ریاضی و یک منبع برای فیزیک برای من کافی بود. مثلا من فرمولها را حفظ نمیکردم بلکه دنبال این بودم که این فرمول از کجا آمده است و آنها را برای خودم اثبات میکردم. اثبات فرمولها به یادگیری بهتر من کمک میکرد. در کل درسنامه میخواندم و بعد تست میزدم. در سال آخر هم تمام زمان این دو درس را به دلیل پایه قوی که داشتم، به تستزدن اختصاص داده بودم.
زیست چطور؟
در سال نهم بهصورت حرفهای مطالعه میکردم. این مطالعه روی فیزیک و ریاضی من تاثیر مثبت و برعکس روی زیست و شیمی تاثیر منفی گذاشت؛ "روش مطالعهای که برای ریاضی و فیزیک مناسب بود، برای زیست (علوم) و شیمی نتیجه عکس داشت؛" مثلا 12 صفحه باید میخواندم و من فقط مینشستم 12 صفحه را "حفظ" میکردم که این کارم اشتباه بود. این حفظکردن باعث میشد برخی اوقات خواندن یک گفتار یک هفته وقت من را بگیرد و برای همین از این دو درس زده شدم. تا "روشم اصلاح نشد رفاقتم با زیست هم درست نشد."
چطوری روشت را تغییر دادی؟
سال کنکور با استاد خادمنژاد، دبیر زیست، بهصورت آنلاین آشنا شدم. ایشان به من ماهیگیری یاد دادند کمک کرد که متوجه بشوم که "من" چگونه باید زیست را بخوانم؛ کمتر تست میزدم و بیشتر متن کتاب را عمقی یاد میگرفتم. نه اینکه تست نزنم ولی فقط تستهایی که در آزمونهای کانون بود را کار میکردم. زیست تستمحور نیست (البته در مواردی نکات از تست استخراج میشدند) بلکه متن کتاب مهمتر است. من برای زیست 85 تا 90 درصد تشریحی و حدود 10 درصد تستی کار کردم.
شیمی؟
شیمی را مدیون استاد مسعود جعفری هستم البته خودم هم میخواندم ولی کلاس آقای جعفری به من در "اصلاح روش مطالعه" و دادن انگیزه کمک کرد.
بچهها شما درخت نیستید!
شده از خودتان بپرسید که چرا وقتی تلاش میکنید تغییری در درصدتان رخ نمیدهد؟ یعنی به این فکر نکردید که ممکن است روش مطالعه شما برای این درس درست نباشد؟ چه باید کرد؟ هزاران هزار مصاحبه از دانشآموزان تک رقمی و دو رقمی و سه رقمی...در سایت هست که در آن روش مطالعه خودشان را در برخی درسها توضیح دادهاند. یعنی شما یک روش را هم امتحان و شخصیسازی نکردید تا ببینید به درد شما میخورد یا نه؟ مثلا من با خواندن مصاحبهها متوجه شدم که اکثر افراد موفق در زیست، اولویتشان با کتاب درسی است، متوجه شدم یادگیری از طریق حل مسئله در ریاضی و فیزیک چه قدر کمککننده است، متوجه شدم... تازه من که نمیخواهم کنکور بدهم!

مهم ترین خروجی آزمونهای کانون برای عرفان چی بود؟
مهمترین تاثیر برای من ایجاد دیسیپلین بود؛ یعنی من را مجبور میکرد که در بازه زمانی مشخص مطالب را بخوانم؛ آزمونهای کانون به من نظم میداد.
حواسم هست که غیبت هم داشتی
متاسفانه اشتباهی که کردم این بود؛ بهشدت وسواسی بودم و انتظار داشتم باید تمام مطالب آزمون را بخوانم و بعد شرکت کنم. وقتی به این هدف نمیرسیدم در آزمون شرکت نمیکردم و فقط آزمون مشابه پارسال را میدادم.
تحلیل آزمون را انجام میدادی؟
وضعیتم در فیزیک و ریاضی خوب بود و اکثر اوقات در آزمونها تراز بالای 8000 را کسب میکردم اما در زیست و شیمی تمام سوالات را بررسی میکردم.
غیر از کامنت گذاشتن در صفحه مقطع از کدام ویژگیهای دیگر سایت استفاده می کردی؟
از صفحه شخصی برای دیدن کارنامهها و مطالعه مصاحبه دانشآموزان برتر استفاده میکردم.
از این مصاحبهها استفادهای هم کردی؟
برخی مصاحبهها واقعا مطالب مفیدی داشت و یک سری شباهتها و تضادها را در من ایجاد میکرد. مثلا مصاحبه خانم سارا همتی خیلی عالی بودم و شباهتهایی بین خودمان در عملکرد میدیدم. برخی از این مصاحبهها روال کاری که من در پیش گرفته بودم، تایید میکرد که این موجب دلگرمی و انگیزه برای من بود.

اختلاف تراز کنکور با سوابقت 2000 نمره بود. با امتحانات و ترمیم چه کردی؟
معدلم 19.22 شد که متاسفانه تراز سوابقم را خراب کرد و 9700 شدم که باعث شد رتبهام 3 رقمی شود.
دلیلش چه بود؟
تنها در خرداد به امتحانات توجه کردم و در طول سال به آنها توجهی نداشتم.
این مورد را به دانشآموزان گوشزد می کنم که تمرکز روی امتحانات از الان امری خطیر است و نباید مطالعه را به شب امتحانات موکول کرد. فکر میکنم اگر عرفان توجه بیشتری به این موضوع داشت میتوانست رتبه دو رقمی خوبی کسب کند.
چند ساعت درس میخواندی؟
میانگین 6 تا 9 ساعت در روز درس میخواندم که در دوران تعویق کنکور بعد امتحانات، این میانگین به 11 ساعت هم رسید.
از نظر عرفان هدف یعنی چه؟
هدف برای یکی قبولی در دانشگاه، برای یکی قبولی پزشکی، برای یکی قبولی پزشکی در تیپ 1. همه اهداف از نظر من محترم هستند.
عرفان تو سال گذشته اگر انتخاب رشته میکردی با توجه به رتبهات میتوانستی پزشکی روزانه در یک دانشگاه خوب قبول شوی. برای چه ماندی؟ چرا این همه فشار را برای یک سال دیگر تحمل کردی؟
به نظرم هدف چیزی است که پشیمانی به بار نیاورد؛ یعنی وقتی شما در آخر مسیر برگردید و پشت سرتان را نگاه کنید بگویید که من کاری را که میخواستم انجام دادم و شما را به رضایت درونی برساند. من هدفم از اول برایم شفاف و مشخص بود و صرفا قبولی در رشته پزشکی برای من هدف کاملی نبود، به دلایل اهداف بلند مدتتری که دارم نیاز داشتم که در یک دانشگاه رنک درس بخوانم و از همان ابتدا هم هدفم دانشگاههای تهران بود. خداراشکر الان همه چیزهایی که حداکثر توقعاتم را برآورده میکرد در دانشگاه ایران در اختیار دارم.

الان که دی ماه است و حدود 6 ماه تا کنکور مانده چه توصیهای برای بچهها داری؟
من به بچهها میگویم مهم نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد ما فقط موظفیم تمام تلاشمان را تا کنکور انجام بدهیم، ممکن است به هدفمان برسیم یا نرسیم ولی اگر نرسیدیم با گنجینهای با بار علمی خوب برای دوباره کنکور دادن تلاش میکنید. همیشه این جمله از فورد را به خاطر بسپارید؛ شما چه فکر کنید که میتوانید و چه فکر کنید که نمیتوانید، در هر صورت درست فکر میکنید! "فرقها را ذهنیتها رقم میزنند".
از الان میرسیم یا نمیرسیم؟!
شما عاشق پزشکی هستید اما الان فقط زیست 10 درصد میزنید! با دیدن درصدتان و فاصلهتان تا هدف دپرس میشوید و کم میاورید و حتی ممکن است رها کنید! چون چشمتان به 6 ماه بعد است نه الان! به خودتان میگویید 10 درصد کجا و پزشکی کجا!...چیزی در مورد هدفگذاری کوتاه مدت شنیدهاید؟ یک سوال؛ خداوکیلی شما نمیتوانید در یک ماه 10 درصد در زیست بهتر شوید؟ (یک ماه یعنی ساعت مطالعه بین 200 تا 300). حتما میشود. خب بهمن 10، اسفند 10، فروردین 10 و فرض می کنم تا کنکور هم 10درصد دیگر که می شود حدود چیزی بین 40 تا 50. تازه این یک مثال ساده و روتین بود. به جای دست روی دست گذاشتن برای خودتان از الان اهداف کوتاه مدت تعریف کنید. شدنی است "کافیست درست تلاش کنید"
و سخن آخر
از خدای بزرگ متشکرم که توی این مسیر همیشه کنارم هست و بعد از آن از خانوادهام بهخصوص مادرم که همیشه حامی بزرگ زندگی من بوده و تحت هر شرایطی در کنارم بوده و ازم حمایت کرده. طی این سالها خیلی به ایشان زحمت دادم و تمام موفقیت خودم را مدیون ایشان هستم، کسی که اگر نمیبود من هم در این جایگاه نمیبودم.
