یکی از دانشآموزانم به کانون آمد، با دفترچهای قطور که برای تمام روزهای باقیماندهی سال 1392 برنامهریزی دقیقی انجام داده بود. از او سؤال کردم برای آزمون 12 مهر چه برنامهای نوشته است. گفت: «برنامهای ندارم، فعلاً برای درسهای آزمون بعد میخواهم بخوانم. چون من تابستان را آنگونه که باید درس نخواندهام، میخواهم تا عید امسال طبق برنامهی خودم که تمرکز روی درسهای پایه و تمام کردن آنها تا عید است، پیش بروم.» گفتم: «پس برنامهی راهبردی و تراز آزمونهایت را چه کنیم؟» بعد از اینکه حرفهای او را شنیدم اینگونه با او صحبت کردم.
«تنها زمانی که میتوانیم اکنون تغییر بدهیم امروز و فرداست. آنچه اکنون میتوان تغییر داد، همین امروز است. اگر همین امروز به تعداد روزهای باقیمانده تا آزمون 12 مهر برای رسیدن به ترازی بهتر تلاش نکنی، هرگز نخواهی توانست به برنامههایی که برای آینده نوشتهای به دقت عمل کنی. به جای اینکه روزها برنامهریزی کنی، بهتر نیست با چند دقیقه برنامهریزی خود را برای روزها تلاش آماده کنی؟ همیشه برنامهریزی کردن برای دانشآموزان جذابتر از اجرای آن بوده است. بهتر است با کنترل رفتار خود برنامهریزی را به ساعات استراحت خود منتقل کنی نه ساعت مفید درس خواندن خود. جدا شدن از برنامهی آزمونها و جلو رفتن با برنامهی ذهنی خود کار اشتباهی است. بهتر نیست کار برنامهریزی را به کانون بسپاری و تو اجراکنندهی این برنامه باشی؟ با اعتماد به برنامهای که پیش روی توست، خیلی زود میتوانی نخواندههای تابستان خود را جبران کنی؛ زیرا از هماکنون ایستگاههای مختلفی برای مرور و مطالعهی درسهای پایه طبق برنامهی راهبردی خواهی داشت.»
