همراه علی به جلسهی آزمون میرفتیم
ابتدا خودتان را معرفی کنید:
مادر: من شهین ناصری مادر علی نوری رتبه ۱۰ ریاضیِ کشور و ۷ منطقه۱، لیسانس آموزش ابتدایی، آموزگار بودم که سال ۹۷ بازنشسته شدم پدر: من هم اباذر نوری اهل تبریز، دبیر فیزیک دبیرستانهای تبریز که در سال ۹۵ بازنشست شدم. دختر بزرگم فوق لیسانس معماری گرفته و شاغل هستش و دختر دوم ما هم دانشجوی پزشکی تبریز هستند.
خانوم نوری توضیح میدهید برای علی چه کار خاصی کردید؟
در انتخاب مدرسه علی از پیش دبستانی و ابتدایی معیارهای کیفی و سطح بالایی را در نظر داشتیم مدرسهای که به دانشآموزانش ارزش بگذارد. جالبه بدانید معلم اول دبستانِ علی به محض اطلاع ازرتبه علی، بهش تبریک گفت و این حد ارتباط و دوستی را قدر میدانیم. علی بعد از اتمام دبستان از مدرسه روزبه، دوران دبیرستان را از تیزهوشان شهید مدنی فارغالتحصیل شد.
آقای نوری نظر شما چیست؟
فکر میکنم کار و مسئولیت اصلی بر دوش همسرم بوده، رابطه خوبی بین علی و مادرش بوده و اصولا بچههای من مسائلشان را ابتدا با مادرشان در میان میگذاشتند. این ارتباط باعث میشد اعتمادِ خانوادگی بیشتر و عمیقتر بشود.

سرگرمیهای علی قبل از ورود به مدرسه چه بود و شما در شکوفایی استعداد او چه نقشی داشتید؟
پدر: با توجه به تجربه دو دخترمان و به ویژه فرهنگی بودن ما، وجود کتاب و موضوعاتی مثل مدرسه و دانشگاه، علی هم از این جوِ غالب تاثیر میگرفت!
مادر: علی کتابخانهای دارد که پر از رمان و کتابهای علمی _ تخیلی هستش. کوچکتر که بود داستانهایی که برایش میخواندم را کلمه به کلمه از روی کتاب میخواند علاقه زیادی به گوشی موبایل داشت و ابزارهای الکترونیکی برایش حکم اسباب بازی را داشت.
خانوم نوری ارتباطتان با مدرسهاش چگونه بود؟
در سالهایی که علی در مدرسه روزبه درس میخواند چون هردوی ما فرهنگی بودیم و با مسئولین آشنا بودیم خاطرمان از هر جهت راحت بود علی بچه مستقلی بود همانطوری که گفتم معلمهای ابتدایی به علی اهمیت میدادند و ما از این موضوع آگاه بودیم در دوره متوسطه اول هم کمتر اتفاق میافتاد که در مفاهیمِ علوم یا ریاضی از من کمک بگیره، حتی در دوره متوسطه دوم فقط گاهی اشکالاتش را از پدر میپرسید.
آقای نوری، علی نخبه پر سابقه کانونی است، 9 سال در کانون بوده. از ارتباطتان با کانون بگویید:
علی از سوم ابتدایی کانونی شد البته از طریق مدرسهاش. من خودم از همکاران شما در مدرسه مشکات تبریز هستم و آقای نصرتی مسئول نمایندگی کانون را از نزدیک میشناسم و ارتباط خوبی با کانون دارم در ضمن مدرّس کلاسهای کنکور نیز هستم و همیشه علی را در این مسیر تشویق کردهام.
نظرتان را در مورد کانون کمی شفافتر بیان میکنید؟
به نظر من کانون با آزمونهای منظم دو هفته یکبار باعث یک انسجام در یادگیری بچهها میشود البته دانشآموزانم را در انتخابشان مخیر میکردم ولی پیشنهاد اول من کانون بود.
خانوم نوری: دختر دومم هم به کانون میآمد البته علی به جز سال پنجم ابتدایی که به کانون نیامد در طول این 9 سال، شاید فقط در یکی دو آزمون غایب شد علی از رقابت با همکلاسیهایش لذت میبُرد و هرگز استرس نداشته!
چقدر به استقلال و خوداتکایی علی باور دارید؟
مادر: اتفاقی که در سال دهم برای علی افتاد را برایتان تعریف کنم. پدر علی علاقه داشت او وارد رشته تجربی بشود و علی هم تصمیم میگیرد سال دهم رشته تجربی بخواند ولی در پایان سال دهم به ما اعلام میکند من به ریاضی علاقمندترم و ما به تصمیم او که به رشته ریاضی برود احترام گذاشتیم.
آقای نوری پسر شما حالا رتبه ۱۰ریاضی کشور را کسب کرده در حالی که میتوانست مثل دخترتان وارد پزشکی بشود!
بعد از توافقی کهدر سال دهم با هم کردیم دیدم علی واقعا آرزویش رشتههای ریاضی در دانشگاهست به ویژه حالا که میتواند در رشته کامپیوتر شریف درس بخواند مطمئنم پیشرفت و آینده او در این مسیر از رشته تجربی بهتر خواهد بود و هرگز به این فکر نمیکنم ایکاش پسرم باید پزشکی را انتخاب میکرد!
آیا هرگز اتفاق افتاده بود که از دست علی ناراحت و یا از او ناامید بشوید؟
بعضی کارهای او را به رویش نمیآوردیم و خودمان را درگیر نمیکردیم. بچهها گاهی تصمیم غلط میگیرند ولی از کنار موضوع به راحتی میگذشتیم باور داشتیم که میتواند از اشتباه خودش درس بگیرد. اگه اشتباهی وجود داشت بزرگش نمیکردیم.
ظاهرا در دوره متوسطه ۱ وقتگذرانی بیش از حد با گوشی، شما را عصبانی میکرد! اصولا روش شما در گذراندن اوقات غیردرسیاش چگونه بود؟
قبل از کرونا در سالهای هفتم و هشتم او خیلی با گوشی سرگرم بود و گیم بازی میکرد ولی با شروع کرونا اتفاقا تمرکزش به درس بیشتر شد در حالیکه خبر دارید بچههای زیادی در همین ایام به واسطه سر و کار داشتن با گوشی، از درس خواندن فاصله گرفتند این به دلیل شناختی بود که علی از قبل به آن رسیده بود! علی اهل شطرنج هم هست اتفاقا بخشی از وقتمان، به بازی شطرنج میگذشت حتی در سال آخر با هم شطرنج، بازی میکردیم.

خانوم نوری، در سال دوازدهم برای ایجاد آرامش و بالا بردن بازدهیِ یادگیری او چه کار کردید؟
خونه ما دو طبقه است علی در طبقه خودش بود و من و همسرم به مهمانی، گردش و کوهنوردی میرفتیم عید امسال در خانه ، کنار علی بودیم و جایی نرفتیم.
در رابطه با آزمونهای کانون، چقدر در برنامهریزیِ عصر جمعهی او نقش داشتید؟
پدر روزهای جمعه علی را به حوزه میبرد و همراهی میکرد، عصر جمعه به محض اعلام نتیجه به همراه علی به صفحه شخصیاش مراجعه میکردیم. علی از حضور ما استقبال میکرد ولی به تنهایی آزمون را تحلیل میکرد. گاهی موارد اشتباهی در فیزیک داشت با پدرش رفع اشکال میکرد و در تحلیل آزمون دخالتی نمیکردیم.
خانوم نوری، فکر میکنید کانون چقدر در موفقیت علی تاثیرگذار بود؟
ما کانون را خیلی قبول داریم مهمترین کاری که این برنامه انجام میدهد نظم و انسجام در یادگیری دانشآموز هست!
پدر: علی به آزمونهای کانون اعتقاد داشت و هر دانشآموزی به برنامه کانون اعتماد کند موفق میشود. من به عنوان معلم فیزیک وقتی میتوانم موفق باشم که دانشآموز من را قبول داشته باشد. من این سبک را میپسندم و اتفاقا برنامه ریزی کانون در طول سالها اعتمادِ دانشآموزان را به خودش جلب کرده و سطح علمی آزمونها در ایجاد و تقویت این اعتماد در منِ معلم و هر دانشآموزی بسیار خوب عمل کرده است.
علی به زودی وارد دانشگاه شریف میشود و از شما جدا خواهد شد تا کی در کنار او خواهید ماند؟
تا زنده هستیم با او هستیم و در حد توانمان به او کمک میکنیم گرچه علی بسیار مستقل بار آمده حتما از این به بعد قویتر و خوداتکاتر ادامه خواهد داد.
