علی شیردل
شهر: ارومیه
پایه:دوازدهم تجربی
شغل و تحصیلات مادر :فرهنگی. لیسانس
شغل و تحصیلات پدر :فرهنگی. فوق لیسانس
مدرسه: استعدادهای درخشان شهید بهشتی ارومیه
سالهای حضور در کانون : 3سال
میانگین تراز: 7383
تعداد کل آزمونها : 92 آزمون
مصاحبهگر : مرتضی مثمر
برنامه راهبردی شما برای مطالعه در طول سال چه بود؟ اگر برنامه راهبردی کانون را برای خودتان شخصی سازی میکردید،توضیح دهید که روش تان چگونه بود؟
برنامه راهبردی کانون، هیچ مشکلی با برنامه راهبردی نداشتم و پیوسته با برنامه کانون پیش میرفتم.
به طور میانگین و در بازه های مختلف چند ساعت تست می زدید یا مساله حل میکردید و چند ساعت صرف مطالعه و روخوانی میکردید، در طول سال و در ماه های مختلف این نسبت چه تغییری کرد؟
به طور میانگین در هر پارت حدود نیم ساعت تا 45دقیقه را صرف مطالعه و روان خوانی و حدود یک ساعت حل تست میکردم. در طول سال تغییر زیادی نکرد ولی بعد از عید میزان مطالعه کم و میزان تست ها زیاد شد.
سال گذشته کانون روی کشف دو سؤال ساده در هر ازمون تمرکز داشت، آیا شما میتوانستید سؤالهای ساده آزمون را تشخیص دهید؟
آیا این مهارت و توانایی در طول سال بهبود پیدا کرد؟
بله در آزمونها ابتدا با یک نگاه کلی میزان سختی سوالات و وقت گیر بودن آنهارا بررسی می کردم تا از لحاظ مدیریت زمان و آزمون مشکلی نداشته باشم.

در جلسه کنکور آیا توانستید سوالهای ساده تر را تشخیص دهید؟
بله با نگاه اولیه سوالات ساده را میشد تشخیص داد.
به طور میانگین در هر آزمون تعداد اشتباه های شما چند تا بود؟
اوایل در آزمون های طول سال حدودا 15 الی 25 تا و در آزمونهای جامع حدوداَ 10 تا.
هنگام بررسی آزمون ها به کدام یک اولویت بیشتری میدادید؟
الف) بررسی اشتباهات
ب)بررسی سوالهای ساده
ابتدا بررسی وتحلیل سوالات اشتباه یا نزده و سپس بررسی سوالات ساده کمک زیادی به من در پیشرفت درصد ها وتراز ها کردند.
شما تا چه حد خود را یک دانش آموز کانونی می دانید؟
معیارها این موارد است:
-من یک دانش آموز بی غیبت یا کم غیبت در آزمونهای اصلی بودم.
من در آزمون های هدفگذاری و مشابه پارسال شرکت میکردم.
من با برنامه راهبردی آزمون های کانون هماهنگ بودم یا برنامه راهبردی را برای خودم شخصی سازی میکنم.
د)منابع من کانونی بود.
من خودم را یک کانونی میدانم زیرا همیشه سعی میکردم در تمامی آزمونهای اصلی شرکت کنم وتعداد غیبت هارا به صفر برسانم و البته سعی میکردم با استفاده از برنامه راهبردی و منابع کانونی کیفیت مطالعه خود را افزایش دهم.
اگر خود را یک دانش آموز کانونی میدانید، توضیح بدهید که از کدام منابع کانونی استفاده موثری داشتید؟ نام این منابع را بنویسید و درباره هر کدام یک خط توضیح دهید.
اوایل از کتاب های آبی استفاده میکردم .سطح سوالات آن در حد کنکور بود و کمک کردند. در دوران جمع بندی از کتاب های سه سطحی استفاده میکردم. سطح سوالات در اغلب موارد بالا تر از کنکور بود تا اگر در کنکور درسی را سخت دادند برای آن آماده باشم.
شما خود را در کانون چه نوع قهرمانی میدانید؟ قهرمان پیشرفت
1)قهرمان پیوستگی
2)قهرمان پیشرفت
در صورتی که خود را قهرمان پیشرفت میدانید توضیح بدهید که در کدام درس پیشرفت زیادی داشتید؟
در دروس فیزیک و شیمی پیشرفت داشتم.
و روشهایی را که منجر به پیشرفت شما شد، توضیح دهید.
افزایش ساعت مطالعه و تعداد تست های روزانه باعث بهتر شدن درصد ها شدند.
روش مطالعه یک درس را هم بنویسید.
برای مثال در درس فیزیک پس از اینکه جزوه معلم یا کتاب را خواندم نکات مهم و پر تکرار را یادداشت میکردم.
سپس بعد از زدن تست های بخش مورد نظر آن ها را تحلیل میکردم و نکات تست ها را نیز یادداشت میکردم تا در دوران جمع بندی مرور کنم.
بهترین درس شما در کنکور کدام است؟ روشهای مطالعه خود را در این درس به صورت آیتموار بنویسید.
بهترین درس من فیزیک بود. ابتدا جزوه معلم یا درسنامه را میخواندم سپس نکات را یادداشت میکردم. بعد تست های آن بخش را میزدم و نکات مهم تست ها را نیز یادداشت میکردم.
اگر در آزمون تیر ماه نسبت به آزمون دی ماه پیشرفت قابل ملاحظهای داشتید، توضیح دهید که در طی ماههای بین این دو آزمون چه برنامهای اجرا کردید؟
قبل از کنکور دی ماه چون تست کافی نزده بودم به تسلط کافی نرسیده بودم برای همین بعضی از سوالات در کنکور دی ماه برایم مشکل ساز شدند.بعد از دی ماه تعداد تست های روزانه و میزان مرور را در برنامه ام افزایش دادم که در کنکور تیرماه کارساز بودند.
امسال سوالهای درس ریاضی در کنکور دشوار بود. آیا شما توانستید در مورد این سوالها و سوالهای دشوار درسهای دیگر خودتان را مدیریت کنید؟ زمان را مدیریت کنید؛سوالهای سادهتر را پیدا کنید و به سوالها به صورت تصادفی پاسخ ندهید. لطفا در این مورد توضیح دهید.
ابتدا سوالات ساده و متوسط را که زیاد وقتگیر نبودند را پیدا کردم و حل کردم سپس در میان سوالات سخت و دشوار آن سوال هایی که از نظر زمانی مشکلی برایم ایجاد نمیکردند را حل کردم.
در اخر در پاره وقت باقی مانده به سراغ سوالات دشوار و وقتگیر هم رفتم و تعداد کمی از آنها را حل کردم.
با مدیریت زمان توانستم سوالاتی را که بلد بودم و قابل حل در زمان مورد نظر بودند را بزنم.
