درسنامه درس 10تا12 ادبیات عمومی دهم
نویسنده: لیلاپابخش-رتبه8کنکور انسانی98
لغت و املا
کلمات مهم املایی(درس10 تا 12)
غم غربت - تلاطم - طمأنينه فراعنه - جغد - بیتابی - سماور - والصافات صفا - قوس -- وعظ – زغال-گردان - آغوش - رعب – وحشت- قوه الهی - تجلی - چنین - غواص - دعای توسل - مرضیه -طويل - فتوحات - تحولات - نسیان و غفلت - جزر ومد - خور - نفوس - تلافی - معرکه - مجاهدان هراس - - تمثيل – مردانگی -- بولدوزرچی - تفهیم - أنس - مظهر - فقر - مراتب قرب - علم داران - تحول - شهر طوس - استدعا - خانقاه - مقریان - معرف - مهیا۔ قرآن خوان - دلهره هراس-خصم – میهن – تجلی – تسلیم –توسن – آزادگان – تیغ – تقریظ – ذخیره عظیم –مجرومان – فوریت – اورژانس –قیچی – شست و شو –غلغله –ازدحام – زوزه – حمله هوایی –گورستان – ترجیح – مهیب -قنداق – کمینگاه – مقنعه – آستر– بُنات الخمینی – هلال احمر– جرئت – مبهم-تورانیان – کیخسرو – می تازد –اشکبوس – طنزگویی – بهرام –تیغ – ساعد – لعل – نعل – ایچ –کاموس – گرز – کوس – رهّام –بوق – سپهر – آبنوس – برآهیخت-ستوه – کشانی – فرمانده طوس-باده – کارزار – باده –به زه-رزم آزمای – هماورد – عنان –تهمتن – پُتک – ترگ – بی بارگی-یکبارگی – سلیح – مزیح – فسوس - برآسایی – لرزان –سندروس – خیره خیر – گزین-الماس – نهاده –عقاب – مَشت –جاه – چاه – مردم آزار – لشکری-ساعد مسکین – ناخن درنّده –بازو- زحل – دهل – طبل – چله-کمان – وتر – حریف – رقیب –خفتان – افسار – دهانه - صمغ
قلمرو زبانی
مـمـال
در ممال( الف) به (ی) تبدیل میشه ولی معنا و مفهوم کلمه عوض نمیشود .مانند:
رکاب : رکیب خزانه:خزینه سلاح:سلیح جهاز:جهیز
اسلامی: اسلیمی هلام:هلیم مزاح : مزیح
نحوه شناسایی هم با توجه به جایگاهش در جمله انجام میگردد؛ مثلا در گنج حکمت عامل و رعیت عبارت "در خزینه نهی" ، خب خزانه محل نگهداری ثروت حاکم است پس خزینه ممال خزانه میباشد.
دو نشانه برای یک متمم
هرگروه اسمي كه پس از حرف اضافه بيايد، متمم است.
در تاریخ گذشته زبان فارسی، گاهی یک «متّمم» همراه با دو حرف اضافه به کار میرفت؛در سبك خراساني متمم با دو حرف اضافه فراوان ديده ميشود و در سبك عراقي و ديگر سبكها نيز گهگاه همين ويژگي مشاهده ميگردد. چنين مينمايد كه در سير تاريخي، گاهي افعال پيشوندي از قرائت متفاوتي از متمم با دو حرف اضافه پديدار گرديدهاند؛ براي مثال مصرع نخست اين بيت از شاهنامه، به دو صورت خوانده ميشود:
* به جمشید بر، تیره گون گشت روز همی کاست زو، فر فردوسی گیتی فروز
* كمندي به فتراك زين بر ببست بر آن بارة پيل پيكر نشست
* بگير و به گيسوي او بر، بدوز به نيك اختر و فال گيتي فروز
* زدش بر زمين بر به كردار شير بدانست كاو هم نماند به زير
تـمـریـــن
در كدام بيت (يک متمم همراه دو حرف اضافه) وجود ندارد؟
1. به رستم بر، آنگه بباريد تير / تهمتن بدو گفت: بر خيره خير
2. كمان به زه را به بازو فگند / به بند كمر بر، بزد تير چند
3 . به جمشيد بر، تيره گون گشت روز / همی كاست زو، فر گيتی فروز
4. تو را بهتر آيد كه فرمان كنی / رخ نامور سوی توران كنی
پاسخ: گزینه4
قلمرو ادبی
آرایه اغراق
مهمترین شاخصه ی آرایه اغراق و مبالغه، بزرگنمایی است. هنگامی که شاعر یا نویسنده صفتی را در فرد یا پدیده ای برجسته و بزرگنمایی کند که مطابق عرف و عادت جاری پذیرفته نیست و درعالم واقع امکان دست یابی به آن صفت وجود ندارد یا بسیار بعید است می گوییم آرایه اغراق به کار برده است.آرایه ادبی اغراق باعث خیال انگیز شدن شعر و نثر و تاثیربخشی بیشتر کلام میشود.شاعر به کمک اغراق، معانی بزرگ را کوچک و معانی کوچک را بزرگ نشان میدهد. زیبایی اغراق در این است که غیرممکن را به گونه ای بیان کند که ممکن به نظر برسد. (مفهومی غیر منطقی، منطقی به نظر برسد.)
چند مثال در ادبیات عاشقانه :
1.بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
مانند ابر بهار گریستن و گریه ی درد آلودی که حتا سنگ را هم به ناله وا می دارد، بیانی آمیخته به اغراق است.
2. هر شبنمی در این ره، صد بحر آتشین است دردا كه این معما شرح و بیان ندارد
قطره ی ناچیز شبنم را در راه عشق، صد دریای آتشین تصّور کردن؛ بیانی اغراق آمیز است.
چند مثال از ادبیات حماسی(شاهنامه)
3. ز سمّ ستوران در آن پهن دشت زمین شش شد و آسمان گشت هشت
از شدت سمکوفتن اسبان و کثرت سواران، یک طبقه از هفت طبقه زمین به صورت گرد به آسمان رفت و در نتیجه زمین شش طبقه شد و آسمان هشت طبقه.
4. خروش آمد از باره ی هر دو مرد تو گفتی بدرّید دشت نبرد
چنان فریادی از اسب های آنها برخاست که گویی میدان مبارزه از هم شکافته شد .
تفاوت آرایه اغراق با مبالغه و غلو چیست؟
اگرچه در بسیاری مواقع این چه واژه را به جای هم به کار میبرند و در واقع مبالغه و غلو را هم میتوان زیرمجموعه ای از «اغراق» دانست، اما اگر بخواهیم تعریف دقیقی از این آرایه ها داشته باشیم، تفاوت این سه آرایه را باید در شدت بزرگنمایی آن ها بدانیم. از شدت کم بزرگنمایی یک امر، تا شدیدترین حالت، باید چنین نموداری را در نظر بگیریم:
مبالغه > اغراق > غلو
مبالغه: هم از دیدگاه عقل و خرد ممکن و شدنی است هم عادتاً در آزمونهای زندگی نمونه هایی دارد.
اغراق: عقلا ممکن است ولی عادتاً ناممکن و ناشدنی.
غلو: نه عقلاً و نه عادتاً ممکن. نه با عقل و خرد جور در می آید نه به صورت عادی در زندگی نمونه داشته است.
*مثال:
(رخش) خروشید و جوشید و برکَند خاک (مبالغه) ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک (اغراق)
(رخش اسب رستم) چنان شیهه ای کشید و از شدت خشم چنان جست و خیزی کرد که خاک زمین کنده شد (مبالغه). سمش را چنان به زمین کوفت که زمین زیر پایش ترک خورد. (اغراق)
*مثال:
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب (غلو)
اگر کوه آهنین، نام افراسیاب را بشنود از ترس مانند دریای آب میشود.
*چند تست*
- 1.درکدام گزینه معنای همهی واژگان صحیح است؟ (تالیفی)
1) فراق (آسودگی)، وقاحت (بیشرمی)، عامل(حاکم)، حضیض (جای پست در زمین)
2) معرکه (میدان جنگ)، نسیان (فراموشی)، جفا (ستم) ،غوک (مورچه)
3) مخمصه (گرفتاری)، بهایم (چارپایان) ،درحال (بیدرنگ) ،زهی (آفرین)
4) مستغنی (بینیاز)، قفا (پشت گردن) ،عنان ( لباس جنگی) ،جاه ( مقام و رتبه)
- 2.کدام گزینه غلط است؟(تالیفی)
1) ادبیات عرفانی ما که بسیار غنی و گسترده است در حوزه ادبیات غنایی قرار میگیرد.
2) هر حماسه چند ویژگی دارد که شامل: داستانی - فرهنگی - اساطیری - ملی میشود.
3) ادبیات داستانی همه آثار روایی را دربرمیگیرد یعنی هر اثر روایتی خلاقانه در قلمرو ادبیات داستانی قرار میگیرد.
4) مقصود از ادبیات انقلاب اسلامی سرودهها و نوشتههایی هستند که از سال 1357 تاکنون آفریده شدهاند و درونمایه آنها از فرهنگ اسلامی، قیام حسین و ... تأثیر پذیرفته است.
- 3.در همه ابیات به جز بيت ............. اجزای جمله به شیوه بلاغی بیان شده است. (کنکور سراسری 89)
1) هنرور چنین زندگانی کند جفا بیند و مهربانی کند
2) درد مست نادان گریبان مرد که با شیر جنگی سگالد نبرد
3) ز هشیار عاقل نزیبد که دست زند در گریبان نادان مست
4) از آن تیره دل، مرد صافی درون قفا خورد و سر بر نکرد از سکون
- 4.با توجه به رباعی زیر، همه گزینهها کاملا درست هستند؛ به جز: (با تغییر) (کنکورسراسری 99)
از باغ جمالت آگه ار بودی گل این راه پر از خار نپیمودی گل
با این همه خارها که در پی دارد چون آمد و چون رفت بدین زودی گل
1) پنج تر کیب وصفی و یک اضافه تشبیهی در ابیات یافت می شود.
2) گل در دو مصراع نقش نهادی و در یک مصراع نقش مفعولی دارد.
3) سه مصراع به شیوه بلاغی و یک مصراع نقش مفعولی دارد.
۴) در رباعی فوق «سه جمله سه جزئی» و «دو جمله دو جزئی یافت می شود.
- 5.در بیت زیر نقش واژه های مشخص شده به ترتیب کدام است؟(کنکور سراسری 99)
گریه تلخ است چون گل حاصلش از زندگی عمر خود هر کس که صرف شادمانی کرده است.
1) مسند، نهاد، مفعول، نهاد 2) نهاد، متمم، نهاد، مسند
3) مسند، متمم، مفعول، نهاد 4) مسند، نهاد، مضاف اليه، بدل
پاسخنامه کلیدی
1. 3 2. 3 3. 1 4. 2 5. 1
فایل pdf در ضمیمه قابل دانلود است!
