نمايندگان مکتب مشّاء (1)؛ فارابي
فارابي؛ معلم ثاني؛ بنيان گذار و موسس فلسفهي اسلامي
استادان فارابي:
1- ابوبشر متّي بنيونس (قرن سوم و چهارم هجري) در بغداد استاد فلسفه
2- يوحنا بن حيلان در حرّان استاد منطق
شخصيت علميو اخلاقي و فلسفي فارابي:
مقام فلسفي فارابي را هم پايه «ارسطو» و شخصيت اخلاقي و معنوي او را همانند «افلاطون» دانستهاند. وقتي از او پرسيدند: تو داناتري يا ارسطو؟ پاسخ داد: اگر من در زمان او ميزيستم، البته بزرگترين شاگرد او بودم.
مهمترين آثار فارابي:
1- احصاء العلوم: شامل 8 فصل است که در هر فصل به يک شاخهي علم پرداخته است.
2- فصوص الحکم: دربارهي مابعدالطبيعه و علم توحيد است / لحن فارابي در اين کتاب به لحن عرفا شباهت دارد.
3- رسالهي أغراض مابعدالطبيعه: شرحي است بر کتاب «مابعدالطبيعهي ارسطو»
4- رسالهي جمع بين رأي دو حکيم: آراي افلاطون و ارسطو را بيان ميکند.
5- مقاله في معاني العقل: عقل را تعريف کرده و اقسام و معاني آن را شرح ميدهد.
6- کتاب موسيقي کبير: ارزندهترين اثر در علم موسيقي است / در شرق و غرب تأثير گذار بوده / ساز «قانون» از ساختههاي فارابي است.
7- آراء اهل مدينهي فاضله
8- سياسات مدنيه
9- رسالهي تحصيل السعاده
· فلسفهي سياسي: 1- فارابي هرگز مشاغل سياسي را نپذيرفت 2- با اهل سياست معاشرت نداشت. 3- در باب سياست، بسيار انديشيد و آثار متعددي در اين زمينه نوشت 4- او مهمترين فيلسوف سياسي اسلام است..
· سعادت و مدينه: 1- او مانند ارسطو، انسان را مدني بالطبع ميداند. 2- براي دستيابي به برترين کمالات انساني مجبور به تشکيل جامعه است. 3- آدمي برحسب فطرت خود، به اجتماع گرايش دارد. 4- هدف اصلي از گردآمدن مردم در يک سرزمين (جامعه): دستيابي به سعادت دنيا و آخرت است.
مدينهي فاضله:
· مدينهي فاضله از نظر فارابي: 1- بهترين مدينههاست 2- مردم آن به اموري مشغول و به فضايلي آراسته اند که به سوي سعادت ميرود. 3- به بدن انسان تشبيه شده، بدني سالم و استوار که همهي اعضاء وظايف خود را به نحو أحسن انجام ميدهند. 4- ديدگاه مدينهي فاضله از مباني مابعدالطبيعهي فارابي الهام گرفته است.
· از ديدگاه حکمت مشّاء: جهان سلسله مراتبي دارد که خدا در رأس آن است و فرشتگان و ملائکه (عقول)، واسطه در تدبير جهان اند و عقل دهم يا فعال، عهده دار نظم عالم طبيعت است.
· رياست مدينهي فاضله:
1- رئيس مدينهي فاضله بايد به عاليترين درجات تعقل و تفکر رسيده باشد. 2- کسي جز پيامبر خدا نميتواند زعيم مدينه باشند.3- پس از او، اين مقام به «امامان و جانشينان او» واگذار ميشود 4- رئيس مدينه بايد به اعلاء درجهي سعادت بشري که اتصال با ملک وحي يا عقل فعال است، رسيده باشد. 5- وحي انبياء و الهامات اولياء همگي ناشي از اين اتصال دايمي است.
سياست و سعادت:
1- سياست فعل و تدبير زعيم مدينهي فاضله است. 2- بايد متناسب با تعاليم و الهامات روحاني و احکام و نواميس و قوانيني که از مبدأ وحي و الهام سرچشمه گرفته است، باشد. 3- صناعات و حرفهها بايد بر حسب استعدادهاي اهل مدينه تقسيم شود. 4- سعادت رکن جداييناپذير سياست است.
مدينهي جاهله:
مدينهي جاهله به بدني تشبيه شده است که از سلامت کافي برخوردار نيست و اعضاي آن ناقصاند.
نکته: فارابي را به اين دليل معلم ثاني لقب داده اند که او «موسس فلسفهي اسلامي يا فلسفهي نبوي» است و از جايگاه والاي علمي و فلسفي، برخوردار است.
ندا ياري؛ کارشناس ارشد فلسفه
با دانلود فايل ضميمه مي توانيد اين مطلب را براي خود ذخيره کنيد.
