گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت سپیده محیط

تفریح برنامه ریزی شده نداشتم .هر وقت احساس خستگی می‌کردم ، حتی اگر در زمان مطالعه م بود درس را کنار گذاشته و استراحت می‌کردم

گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت سپیده محیط

توصیه می کنم این مصاحبه را بارها و بارها بخوانید


گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت سپیده محیط

سپیده محیط در یک نگاه

تجربی نظام قدیم

رتبه سال 97 : 16158 منطقه 3

رتبه سال 98 : 2754 منطقه 3

رتبه سال 99 : 186 منطقه 3

شهر : قیر و کارزین (استان فارس )

رشته قبولی : پزشکی دانشگاه شیراز

سال های شرکت در آزمون : سال دهم و دو سال پشت کنکور

شغل و تحصیلات پدر: لیسانس ، باغدار

شغل و تحصیلات مادر :دیپلم ، خانه دار


چرا تصمیم به ماندن گرفتید ؟

سال اولی که در کنکور شرکت کردم فقط هدف داشتم . می دانستم چه چیزی را می خواهم ولی برای رسیدن به این هدف هیچ تلاشی نکردم .بعد کنکور پیش خودم فکر کردم این حق را دارم که یک فرصت دیگر به خودم بدهم و تصمیم گرفتم که برای رسیدن به این هدف تلاش زیادی انجام دهم.به خودم گفتم 4 سال از زمان دبیرستان را به هدر دادم ولی الان فرصت دارم که بتوانم این عقب ماندگی را جبران کنم .در سال دوم خیلی تلاش کردم. شاید بتوانم بگویم از حد صفر شروع کردم .از طرفی نمی توانستم در کلاسی شرکت کنم برای همین مجبور بودم تمام چیزهایی را که یاد نگرفته بودم را به تنهایی یاد بگیرم .این کار خیلی از من وقت می گرفت و در اکثر آزمون ها باعث نوسان تراز من میشد .مثلا یک آزمون تراز من به 6300 می رسید ولی در یک آزمون تا 5600 افت می کرد .خیلی دوران سختی داشتم .برای این سال خیلی تلاش کردم  طوری که در این سال توانستم تراز خودم را از 5072 ابتدای سال به میانگین 6034 برسانم .به خاطر دارم در آخرین آزمون کانون به تراز 6622 دست یافتم .در جلسه کنکور 98 با دیدن سوالات تازه متوجه شدم که به عمومی ها کم توجهی کرده ام .ادبیات سال 98 سخت بود و من به تعداد کمی از سوالات پاسخ دادم .رتبه کنکور را که دیدم حال بدی پیدا کردم و متوجه شدم دوباره به هدفم نخواهم رسید ولی متوجه شدم که توانسته ام به هدفم نزدیک تر شوم .پیش خودم گفتم من 9 ماه تلاش کردم و به این رتبه رسیدم الان هم که درس ها را بهتر بلد هستم پس می توانم دوباره به خودم این شانس را بدهم .من احساس کردم دیگر آن فردی نیستم که مهر 97 برای کنکور آماده میشد .من تغییر کرده بودم .


در این مسیر با خستگی خودت چگونه کنار آمدی ؟

خیلی خسته شده بودم مخصوصا برای کنکور سال 99 این خستگی مشهود بود .ولی هدفی داشتم و دلم می خواست برای رسیدن به آن تلاش کنم .پیش خودم می گفتم این یکی دوسال ارزش این را دارد که من تلاش کنم و آینده خودم را بسازم .دوست نداشتم در آینده ، زمانی که به گذشته نگاه می کنم حسرت این را بخورم که من می توانستم ولی جا زدم .ولی اگر تلاش بکنم می توانم بگویم خداروشکر از زمانم استفاده کردم و نتیجه اش را هم دیدم .یادم می آید در زمانی که برای کنکور 98می خواندم در درس فیزیک بسیار ضعیف بودم .همیشه در آزمون ها درصد زیر 10 را کسب می کردم ولی عقب نکشیدم و می دانستم تا کنکور می توانم پیشرفت کنم .در دوران نوروز به 40 درصد رسیدم و در نهایت در کنکور به درصد 64 رسیدم .پس من آدمی بودم که توانستم از آن جایگاه به درصد 64 برسم .با یاد آوری این تلاشم و توانایی که دارم بر خستگی ها غلبه می کردم


در سال آخر زمانی برای استراحت و تفریح در نظر گرفته بودی؟

تفریح برنامه ریزی شده نداشتم .هر وقت احساس خستگی می کردم ، حتی اگر در زمان مطالعه م بود درس را کنار گذاشته و استراحت می کردم .شاید در این یک ساعت برای رفع خستگی کمی می خوابیدم یا قدم میزدم .البته سعی می کردم این خستگی زمان زیادی را از من نگیرد و بعد رفع خستگی دوباره به سراغ درس هایم می رفتم


برخورد و همراهی خانواده در این سه سال چگونه بود؟

الان که به گذشته نگاه می کنم متوجه می شوم خانواده در نتیجه گیری من سهم زیادی داشتند .خیلی در این سال ها رعایت من را کردند .چه در سال 97 که من ادای درس خواندن را در می آوردم چه تا 99. سعی کردند محیطی فراهم کنند که من در آرامش به تلاش خودم ادامه دهند .در سال 99 رفت و آمدها را به شدت کم کرده بودند .رتبه سال 98 من را که دیدند سعی کردند

ناراحتی خودشان را بروز ندهند که در روحیه من تاثیر منفی بگذارد .در آن زمان تنها موردی که اشاره کردند این بود که توصیه می کنیم که دیگر پشت کنکور نمانی و در یک رشته دانشگاهی ادامه تحصیل بدهی .در زمان بررسی کارنامه آزمون ها واقع گرایانه برخورد می کردند و اگر ضعفی را می دیدند در نهایت آرامش در مورد آن صحبت می کردند .اوایل وقتی می دیدم که ایرادات را گوشزد می کنند احساس می کردم در روحیه من تاثیر منفی خواهد گذاشت ولی کم کم به این نتیجه رسیدم که وقتی خانواده موردی را به من یادآوری می کند ، این یادآوری باعث می شود که سعی در جبران آن داشته باشم .این روش هوشمندانه باعث میشد که من به نیمه خالی لیوان هم توجه کنم . نقاط ضعف را برطرف کنم .همین جا از پدر و مادرم به خاطر این همراهی تشکر می کنم .می دانم هر جور بخواهم تشکر کنم ممکن است به چشم نیاید .صبر و مدارایی که داشتند واقعا قابل تحسین بود



بعد از عدم نتیجه گیری در کنکور 97 چه تغییراتی در نحوه مطالعه ایجاد کردی ؟

همان طور که اشاره کردم من در سال 97 اصلا درس نخواندم .تمام درس ها برایم جدید بودند .برای کنکور 98 شروع به خواندن درس ها کردم .سعی کردم در این سال بر روی اختصاصی ها تمرکز کنم و فکر می کردم که بعدها فرصت برای خواندن عمومی ها خواهم داشت .درس می خواندم و تست میزدم .سعی می کردم به مفهومی که مدنظر کتاب است نزدیک شوم .ولی در کنکور 99 هدف از درس خواندن را تغییر دادم .در این سال فقط هدفم فهمیدن مطالب نبود بلکه تلاش کردم به تسلط هم برسم .وقتی مطلبی را می خواندم سعی می کردم با تست زیادو تحلیل تست ها به تسلط بر آن مبحث برسم .در این سال سعی کردم بیشتر بر روی مدیریت زمان کار کنم و این ایرادی بود که کنکور 98 برای من مانده بود .من در سال 98 با پاسخنامه قهر بودم و به این بسنده می کردم که درست پاسخ داده ام یا نه ولی در دوران آمادگی برای کنکور 99 سعی می کردم هر چه روش بلد هستم اجرا کنم تا برای تک تک سوالات به جواب برسم .پیش می آمد که گاهی بر روی یک سوال فیزیک  45 دقیقه زمان صرف کنم ولی راضی بودم چون خروجی که به من می داد رضایت بخش بود ..من در سال 99 مرور را کاملا جدی گرفتم .مرور در برنامه آزمون ها مطلب مورد علاقه من شد .من برای مرور از روش بازیابی استفاده می کردم .سعی می کردم تست زمان دار کار کنم در این بخش به تست های نشان داری که کرده بودم هم دقت می کردم .در مرور به  "آزمونی تست زدن "اعتقاد داشتم چون زمان بازگشت و تکنیک های مدیریت زمان را هم می توانستم اجرا کنم


آیا برای کنکور 99 روش مطالعه درسی را تغییر دادی؟

بله .در درس شیمی و ادبیات روش مطالعه خودم را عوض کردم .چون این دو درس ، دروسی بودند که باعث شدند در کنکور 98 نتیجه خوبی کسب نکنم و جالب اینکه بعد تغییر در روش مطالعه همین دو درس در کنکور 99 باعث شدند که من نتیجه بهتری کسب کنم


روش مطالعه درس شیمی را توضیح می دهی

در کنکور سال 98 شیمی 53 و در کنکور 99 در این درس نمره 74 را به دست آوردم .در سال 98 روش مطالعه من به این صورت بود که وقتی کتاب را باز می کردم پیش خودم این استنباط را می کردم که این متن را بعدا حفظ می کنم یا این مسئله سخت است و در کنکور نمی آید یا این سوال آسان است و من بلد هستم و...برای همین فقط متن را روخوانی می کردم و خیالم راحت بود که درس را یاد گرفته ام .در این سال هیچ سوالی را به عنوان اینکه غلط زدم و بلد نیستم نشان دار نمی کردم و هیچ وقت به سراغ مرور آن نمی رفتم .در این سال هیچ وقت به سوالاتی که در یک مبحث ممکن است مورد نظر طراح باشد را در نظر نمی گرفتم .در سال 99 به خودم گفتم که اگر قرار است مبحثی یا سوالی را یاد بگیرم باید ابتدا متن را بفهمم .باید متوجه شوم نظر نویسنده برای نوشتن این مبحث چیست .بعد از متوجه شدن متن از کتاب درسی به سراغ حل سوالات می رفتم .هر چه نکته از آن سوال یا تست استنباط می کردم وارد کتاب درسی می کردم .اگر سوال سختی را می دیدم که احتمال آمدن آن در کنکور کم بود رها نمی کردم و می دانستم اگر بتوانم به این سوال سخت پاسخ دهم حتما سوال های آسان برایم مشکلی ایجاد نخواهد کرد .من به دنبال لقمه آماده نبودم ابتدا کتاب را می خواندم و تست ها را کار می کردم .در این بخش غلط ها بیشتر من را خوشحال می کرد چون متوجه میشدم درس را درست یاد نگرفته ام .سعی می کردم در این درس با تست زیاد به یادگیری و  تسلط برسم


تغییر نحوه مطالعه در درس ادبیات به چه صورت بود

در سال 98 به ادبیات اهمیت کمی می دادم .روش مطالعه من در این سال درس به درس بود .همیشه قبل از آزمون درس ها را می خواندم و برای آن تست کار می کردم ولی تعداد تست هایم کم بود .در سال 99 دفتری برای ادبیات تهیه کردم .این دفتر را به بخش های مساوی تقسیم کردم .یک بخش برای لغات و املا ، بخش دیگر تاریخ ادبیات و یک بخش به اسم دستور و قرابت داشت .در این دفتر هر چه لغت یا املا یا دستور زبان  در آزمون ها  می آمد در آن دفتر یادداشت می کردم .به خودم می گفتم این سوالات چه اینکه درست زده باشم چه غلط دید طراح را به من نشان می دهد .برای قرابت بعضی بیت ها هست که چند معنی دارد پیش خودم می گفتم که این ابیات را یادداشت کنم که متوجه دید منظور طراح در انتخاب گزینه شوم .این دفتر را همیشه چهارشنبه یا پنج شنبه قبل هر آزمون مرور می کردم .شیوه مرورم هم این بود که هر بار به یک نکته توجه می کردم اگر در هنگام مرور متوجه میشدم که بلد هستم یک خط تیره جلوی مطلب می گذاشتم وقتی تعداد خط تیره ها به شش می رسید متوجه میشدم که در این مطلب به تسلط رسیده ام .مرور زیاد در این درس خیلی برای نتیجه گیری تاثیر داشت


از چه زمانی در آزمون ها شرکت کردی ؟ مهم ترین پارامتر آزمون ها برای تو چه بود

سال دهم در آزمون ها ثبت نام کردم .یادم است در آن سال اصلا توجهی به درس نداشتم .در سر جلسه آزمون هم وقتی به سوالات نگاه می کردم همه موارد آن برایم غیرقابل حل و جدید به نظر می رسید .ترازهای من در این سال بین 4500 تا 5000 بود .وقتی به تراز 5000 می رسیدم فکر می کردم چه پیشرفت حیرت انگیزی کردم .دوستان به من توصیه کردند که شرکت در آزمون ها به درس خواندن تو لطمه می زند ! این صحبت ها باعث شد که ضعف درسی خودم را به گردن آزمون ها بیندازم .هیچ وقت نخواستم که بد درس خواندن خودم یا کم کاری خودم را قبول کنم برای همین در این سال ها از آزمون ها فاصله گرفتم .در سرجلسه کنکور97 دیدم که ای دل غافل عدم نتیجه گیری من آزمون ها نبوده است و تقصیرکار خودم بودم .در آن جا متوجه شدم که درس نخوانده ام ، مدیریت زمان بلد نیستم ، و هیچی از یک آزمون نمی دانم

در سال 98 متوجه شدم که مقصر اصلی عدم نتیجه گیری خودم هستم .مقصر نه آزمون ، نه معلم و نه کتاب هایم نیستند .دوباره در آزمون ها ثبت نام کردم .در سال 99 تغییری در مورد آزمون ها داشتم که بسیار مفید بود .در برگه ای تاریخ آزمون ها را یادداشت کردم .و جلوی هر آزمون تجربیات آن آزمون را یادداشت می کردم .مثلا امروز 18 مهر است و در ریاضی به محاسبات دقت نکردم و درصد پایینی کسب کردم یا در آزمونی به زیست توجه نکردم و درصدهایم کم شد ویا شیمی را در آزمونی درست مرور نکردم و همین باعث افتم شد .در آن برگه تمام تجربیات دو هفته منتهی به آزمون و خود آزمون را چه مثبت چه منفی را یادداشت می کردم تا یادم باشد که چه نکاتی باعث رشد یا افت تراز من شده است .این روال را تا شب کنکور ادامه دادم .یادم می آید شب کنکور به این برگه نگاه کردم و دیدم که چقدر از ایراداتم را توانستم در طول سال برطرف کنم

به نظرم برنامه راهبردی کانون به دلیل تکرار و مروری که دارد برای من بهترین راندمان را داشت .از طرفی تحلیل هر کدام از کارنامه ها دید جداگانه ای به من می داد که با جمع بندی آن ها نشان می داد که باید به چه چیزی توجه بیشتری کنم .کارنامه بازیابی و اشتباهات خیلی برای من در دوران جمع بندی کار آمد بود .


تحلیل آزمون را به چه صورتی انجام می دادی

اوایل کار سعی می کردم تمام درس ها را جمعه بعد آزمون تحلیل کنم ولی به این نتیجه رسیدم که به علت کمی وقت بازده خاصی ندارم .برای همین تحلیل آزمون را در روز های هفته تقسیم کردم .برای همین برنامه تحلیل را تغییر دادم .در روزهای آزمون فقط زیست و عمومی ها را تحلیل می کردم .بقیه درس ها را در طول هفته انجام می دادم .به این صورت که مثلا قبل خواندن شیمی ابتدا تحلیل سوالات آزمون را انجام می دادم بعد به سراغ مطالعه درس شیمی می رفتم .در درس ریاضی و فیزیک خلاصه نویسی از تحلیل آزمون را یادداشت می کردم در این خلاصه نویسی نکاتی را که در آزمون ها به آن ها بی توجهی کرده بودم را یادداشت می کردم که متوجه شوم که در آینده به این نکات توجه کنم .برای زیست و شیمی نکات را وارد کتاب می کردم .بارها شده بود سوال مهمی را با ذکر آدرس و تمام گزینه ها در کتاب یادداشت می کردم .ادبیات همان طور که گفتم نکات را در دفتر مربوط به آن یادداشت می کردم و برای دین و زندگی هم نکات را به کتاب انتقال می دادم .زبان و عربی هم خلاصه نویسی می کردم



برنامه ریزی برای آزمون بعد را چگونه انجام می دادی؟

برنامه من با توجه به برنامه راهبردی به این صورت بود که یک روزهای زوج اختصاص های دوازدهم وروزهای فرد اختصاصی های پایه را می خواندم .مورد بعدی که به آن دقت می کردم این بود که در یک روز همه اختصاصی ها را بخوانم برای همین سعی می کردم روز ها را طوری برنامه ریزی کنم که خسته نشوم  .هفته اول سعی می کردم مباحث جدید را بخوانم و جمع بندی کنم و در هفته دوم تمرکزم بر روی حل تست زمان دار بود .در این هفته برای بازیابی هم تست کار می کردم .در روزهای زوج ادبیات و عربی و در روزهای فرد زبان و دینی کار می کردم .یک برنامه ثابت هم برای عمومی ها داشتم به اسم ثابت شبانه به این صورت که در هر شب عمومی ها را بتوانم مرور کنم .هر شب یک صفحه تست قرابت ، یک صفحه تست لغت ، یک صفحه املا و یک صفحه زبان فارسی کار می کردم و تاریخ ادبیات را همراه آزمون ها می خواندم .همین طور دو تا ریدینگ و یک کلوز تست و یک درک مطلب ادبیات و عربی  را کار می کردم .در طول هفته هم سعی می کردم 10 تست برای ترجمه عربی در طول هفته کار کنم .این برنامه ثابت شبانه به صورت پیوسته و تا کنکور ادامه داشت


انتظار این رتبه را داشتی ؟

انتظار نداشتم. در آزمون های آخر کانون در سال 99 با تراز مشترکی که می گرفتم رتبه ای حدود 700 را کسب می کردم .ولی هدف من 2 رقمی و پزشکی دانشگاه شیراز  بود .برای همین تا روز آخر به تلاشم ادامه دادم 


کتاب های سه سطحی چه ویژگی داشت که برای تو مفید بود ؟

سه سطحی فیزیک برای مرور بسیار جامع و کامل می باشد من دوبار سه سطحی فیزیک را کار کردم .سه سطحی زیست هم استفاده کردم .ویژگی منحصر به فرد این کتاب ها این بود که حجم کمی داشتند و می توانستیم دوباره در دوران جمع بندی از آن ها استفاده کنیم .من سوالات سه سطحی را نشان دار هم کرده بودم ولی برای جمع بندی چون سوالات جامعی داشت از همه سوالات استفاده کردم


چه مطالبی در سایت و مجله برای تو مهم تر بود؟

گوشی من بعد کنکور 97 زمانی که در مسافرت بودیم سوخت .این از دست رفتن را به فال نیک گرفتم و دیگر گوشی تهیه نکردم .من برای مراجعه به سایت کانون از گوشی مادرم استفاده می کردم بیشتر در سایت کانون در صفحه مقطع حاضر بودم و کامنت های بچه ها را رصد می کردم در سایت علاوه بر دریافت کارنامه از سخنرانی های آقای قلم چی که مربوط به هدف گذاری های بعد آزمون بود هم استفاده می کردم .بخش مورد علاقه من در مجله مصاحبه با دانش آموزان برتر بود .مصاحبه با قهرمانان پیشرفت عالی بود من برخی از این مصاحبه ها را در روی دیوار اتاقم زده بودم .اینها افرادی بودند که برای موفقیت بیشتر از یک بار کنکور دادند و به من انگیزه می دادند .بعضی از این مصاحبه ها را اینقدر خوانده بودم که کلمه به کلمه آن را حفظ بودم


توصیه ای برای بچه ها داری ؟

دوست ندارم کسی را نصیحت کنم ولی الان به بچه هایی که برای بار اول کنکور دارند توصیه می کنم که شما الان می توانید با تلاش و فعالیت زیاد همین امسال به هدف خودتان برسید .این رسیدن بسیار لذت بخش است .من وقتی به گذشته نگاه می کنم به خودم افتخار می کنم .من از خودم تشکر می کنم  و دلیل آن هم این است که تمام روزهایی که گذشت چه خوب چه بد، باعث نشد که دست از تلاشم بر دارم و به این نتیجه رسیدم که فقط خودم می توانم به خودم کمک کنم .در نهایت می توان گفت الماس از تراش و انسان از تلاش است ک میدرخشد پس همان بهتر ک همچون فردوسی بزرگ با تلاش و پشتکار شاهنامه ای بنویسیم که اخرش خوش است