صبحی تو و با تو زیست نتوان
الا به یکی دل و دو صد جان
در خود کشمت که رشته یکتاست
تا این دو عدد شود یکی راست
«نظامی»
تفسيرطنز:
فکر می کنی چون صبح تازه از خواب بیدار شدی و ویندوزت بالا نیومده ، نمی تونی درس سنگینی مثل زیست رو بخونی. اما فراموش نکن بهتره درس های سنگین تر رو صبح ها که انرژی داری و خسته نیستی بخونی ، البته باید دل بدی بهش و با عشق و علاقه بخونی.
نکات ادبی:
قلمرو ادبی:
تشبیه: «صبحی تو»/ مراعات نظیر: «یکی، دوصد، دو»
قلمرو فکری:
معنا: تو صبحی و با تو نمیتوان به سربرد، الا این که یک دل و جان بسیار داشته باشی. من تو را در خود میکشم برای این که ما دوتا یکی شویم.
مفهوم: وحدت میان عاشق و معشوق
قلمرو زبانی:
زیست: زندگی، حیات/ الّا: مگر، بهجز/ دوصد: دویست/ رشته: ریسمان، تار
هم فال وهم تماشا(اشتباهی بود لیکن،بس مبارک اشتباهی)یکشنبه02/21
