خودتان را معرفی کنید و یک تاریخچهای بگویید از اینکه در کنکور کارشناسی چه رتبهای و در ارشد چه رتبهای کسب کردید؟
من فاطمه گرجی هستم رتبهی کارشناسیام 4 منطقه 3 رشتهی انسانی شد که توانستم حقوق دانشگاه تهران قبول شوم و 4 سال آنجا دوره لیسانسم را طی 8 ترم گذراندم، معدل کلم حدود 18.36 شد و اینکه در کنکور ارشد رتبهی 7 رشته حقوق تجاری بینالمللی را کسب کردم که انتخاب رشته کردیم تا حالا نتایج بیاید. جالب این است که من رتبهی 7 کسب کردم و دانشگاه ما هم 7 نفر را میپذیرد و اینکه امیدوارم قبول شوم.
از فعالیتهای همزمان با تحصیلتان بگویید، از تجربهی کار کردن همزمان با تحصیل:
من در این 4 سال، فعالیتهای زیادی میکردم، علاوه بر درس خواندن در دو بنیاد فعالیت میکردم یکی بنیاد علمی آموزشی قلمچی و دیگری بنیاد حامیان دانشگاه تهران. فعالیت در این دو بنیاد در پیشرفت و رشد من تاثیر داشت.
من در بنیاد قلمچی در دو قسمت کار میکردم یک قسمت در بخش داوطلبان با توانمندیهای خاص و به داوطلبانی که مشکل بینایی و جسمی حرکتی دارند مشاورهی آموزشی، برنامهریزی و انگیزشی میدادم و در قسمت طراحی سوال و تهیه کتاب کانون هم فعالیت میکردم و جزء هیات مولفین کتاب دین و زندگی هستم و یک سری کارهای ویراستاری و طراحی سوال هم انجام دادم که در کل اینها در کنار درس خواندن من در دانشگاه بود و خیلی از نظر شناخت اجتماعی من و رشد شخصیتی من و آشنا شدن با افراد دیگر موثر بود و برای من تجربههای سودمندی شد و به نظر من هر دانشجویی در کنار درسش اگر بتواند این فعالیتها را داشته باشد خیلی میتواند به رشد خودش کمک کند.
من همچنین در بنیاد حامیان دانشگاه تهران به صورت همیاری (درواقع نذر وقت و تخصص) فعالیت میکنم. این بنیاد، بنیادی است که دانشجویان مستعد و برتر که معدل بالا دارند را بورسیه مالی میدهد که هر ساله براساس معدل دانشجویان، این بورسیه به آنها تعلق میگیرد و 10 ماهه است و هر ماه 200 هزار تومان که در کل 2 میلیون تومان میشود که به کمک خیرین بزرگوار این بنیاد حمایت میشود و این حمایت بین دانشجویان توزیع میشود. یکی از بزرگترین خیرین بنیاد، آقای قلمچی هستند که تا الان حدود 3 هزار دانشجو را طی این سالها بورسیه کردهاند که من هم جزو آنها بودم. من در این بنیاد کارهای زیادی کردم، عضو هیات تحریریه نشریه بنیاد بودم که این نشریه در هر جشنواره تالیف میشود و با هزینههای بنیاد قلمچی به چاپ میرسد و در قسمت دبیرخانه چهرههای ماندگار هم فعالیت داشتم و با چهرههای ماندگارکل ایران ارتباط میگرفتیم و طی مراسمی با آنها مصاحبه میکردیم و به تازگی هم بنیاد یک کمیته حقوقی دارد که من هم به علت رشتهام در حال فعالیت در آن بخش هستم و از این جهت که مطابق رشتهام است برایم آموزنده و موثر است.
من از همان سال 94 بورسیه بنیاد حامیان بودم و از همان سال هم که وارد دانشگاه شدم وارد بنیاد قلمچی شدم و الان 4 سال است که تجربهی کار در هر دو را دارم و این ها هم باعث افتخار من است هم باعث تجربهی خوبی شد که میتوانستم طی این سالها به دست بیاورم.
کار کردن در این محیطها و همزمان با درس برای شما چه تاثیری در ساختن شخصیتتان داشت؟
خیلی موثر بود. بالاخره یک دانشآموزی که صرفا محیط مدرسه و خانواده را فقط تجربه کرده وقتی وارد چنین فضای فعال خوبی میشود با افراد پرباری روبرو میشود خیلی تاثیر میگیرد و من هم این تاثیر را گرفتم و دیدم که چقدر رشد پیدا کردم و من چقدر خوششانس بودم که توانستم هم در کانون قلمچی هم بنیاد حامیان هم دانشگاه تهران بیایم و در این سنی که شخص هم دارد رشد میکند هم شخصیتش شکل میگیرد باشم، من از این نظر خوشحالم و خدا را واقعا شکر میکنم و برایم تاثیرگذار بود و خودم این تاثیرها را میبینم هم در رفتارهایم هم صحبت کردنم هم روابط اجتماعی هم از لحاظ شخصیتی.
در باورها و اصول بنیادی ذهن شما این کار کردن تاثیری گذاشت؟ دیدی اساسی که مسیر زندگیتان را تغییر بدهد؟
رشتهی من حقوق بود و رشتهی حقوق رشتهای است که در آن خیلی ارتباطات اجتماعی، طرز صحبت کردن، استدلال کردن، متقاعد کردن دیگران مهم است و من شاید در این 4 سال مهمترین چیزی که در این تجربههایم یاد گرفتم این موارد بود که برای آیندهام هم موثر هستند. شخصی که حقوق میخواند با آدمها و جامعه در ارتباط است و با مشکلات مردم و جامعه و اگر کسی برخوردهای زیادی نداشته باشد و مهارتهایی که گفتم را نداشته باشد حتی اگر علمش را هم داشته باشد نمیتواند بهره زیادی ببرد. در بین دانشجویان هم میبینم که مثلا کسانی که صرفا روی درس تمرکز کردهاند معدل شاید بالاتری از من داشته باشند ولی در ارتباطاتشان با دوستانشان یا با اساتید دیگر یا در ارائهی مطلبی یا سخنرانیها دچار مشکل هستند و اینها تاثیراتی بود که از نظر ساختاری در من اتفاق افتاد که شاید قبلش نداشتم.
از سختیهای این مسیر بگویید. اینکه همزمان هم در یک دانشگاه برتر داشتید درس میخواندید هم اینکه در عین درس، کار میکردید و مسئول و پاسخگو بودید:
بله واقعا انتخاب این مسیر سخت است، ولی خوب سختی آدمها را میسازد. مدیریت کار و درس برای من حیاتی شده بود باید اولویتبندی و برنامهریزی میکردم و در هر دو زمینه ببینم باید چه کار کنم و این سبب شده بود برنامهریزی دقیقتری کنم و مدیریت بهتری روی خودم داشته باشم. شاید این موارد برای کسی که وقت زیادی دارد خیلی مهم نباشد ولی وقتی شخص وقتش کم است اهمیت موضوع بیشتر میشود و من به علت وقت کم و کار زیاد ناچار میشدم برنامهریزی بهتری کنم و کارهایم را اولویتبندی کنم.
ترمهای دانشگاهم را هم طوری برمیداشتم که بتوانم به کارم هم برسم و تقریبا در طول ترم که درسهایم خیلی سنگین نبود نسبت درس به کارم 50-50 بود یا 60% کار و 40% درس ولی در ایام امتحانات این نسبت به 70% درس و 30% کار تغییر میکرد.
از برای ارشد خواندنتان بگویید. چه طور شد که تصمیم گرفتید ادامه تحصیل دهید و چه طور شد که همین رشته را ادامه دادید و با چه سختیهایی مواجه بودید؟
این که چرا ادامه دادم چون علاقه داشتم و میخواستم مسیری را که آغاز کرده بودم را به یک سرانجامی برسانم و نصفه رها نکنم و همانطور که گفتم وقتی در محیطهایی قرار میگیرید که با افراد پرباری روبرو هستید مثل بنیاد قلمچی و بنیاد حامیان دانشگاه تهران و میبینید آن افراد تحصیلات بالایی دارند و کارهای بزرگی کردهاند، ناخودگاه انگار وظیفهی خودتان میدانید که این راه را ادامه دهید و یاد میگیرید و الگوسازی میکنید. ازطرفی هم وقتی با رتبههای برتر در ارتباط بودم این روز را هم تصور میکردم که با دانشآموزان دارم صحبت میکنم و از من میپرسند تو هنوز لیسانس هستی، من هم باید همچنان پیش بروم تا به دیگران هم بهتر بتوانم کمک کنم.
برای دکترا هم ادامه میدهید؟
اگر بتوانم و راهی باشد بله.
در دانشگاه روشهایتان را کی پیدا کردید؟
همانطور که آقای قلمچی میگویند سختترین ترم، ترم اول است چون با یک محیط جدید روبرو میشویم و کلا روش تدریس و امتحان گرفتن فرق میکند و در رشتهی ما بیشتر با مسائل حقوقی روبرو میشویم و بیشتر باید استدلال پیدا کنیم و ماده بیاوریم و سختترین ترم هم همین ترم اول بود که تا بتوانم با این اوضاع سازگار شوم و روشهایم را پیدا کنم کمی طول کشید و جالب است که بگویم برخی از روشهای کانون را هم پیش گرفتم مثل همانروزخوانی یا مثلا روش 80-20.
برنامهی شغلی و تحصیلیتان برای آینده چیست؟
آزمون وکالت قبول شوم که 4 ماه دیگر است و بعد ارشد هم دکترا را ادامه بدهم و این مسیری را که رفتم را به سرانجام برسانم و به جایی برسم که از خودم راضی باشم.
تهیه و تنظیم
ناهید منجمی
