جوانان در مواجهه با انتخابهای تحصیلی با تفکرات متفاوتی روبرو میشوند. خوشبینها میگویند سرمایهگذاری زمانی و مالی در دانشگاه به معنی آینده شغلی بهتر است در حالی که شکاکها دانشگاه رفتن را سرمایهگذاری نامناسبی میدانند.
دانشگاهها (خصوصاً غیرانتفاعی و آزاد) هزینه سنگینی دارند و قبول شدن در دانشگاههای دولتی هم مستلزم تحمل اضطراب بالا و رقابت با متقاضیان زیادی است و بعد از تحصیل هم افراد زیادی با مدرکهای دانشگاهی نمیتوانند شغل دلخواهشان را بیابند. پس چرا کسی باید دنبال تحصیلات دانشگاهی برود؟
آیا تحصیل در دانشگاه انتخاب درستی است؟ در دانشگاهها –بهجز تربیتمعلم- خبری از آموزشهای شغلی نیست و خواندن رشتههایی مانند هنر و زبان و ریاضی فارغالتحصیلان را برای تعداد مشاغل کمی آماده میکند. حتی برای آنهایی که گواهینامههای بدرد بخور هم دریافت میکنند تضمینی وجود ندارد که جایی شاغل شوند.
برای سبکسنگین کردن چنین تصمیمی، باید فواید تحصیل در دانشگاه را، علاوه بر وضعیت شغلی و مالی آتی، در نظر گرفت. دانشگاه شاید قدم بزرگی برای اعتلای شخصیت و کمال شما باشد.
فواید روانی دانشگاه:
جایی برای کنکاش خویشتن
یکی از مهمترین لازمههای جوانی، «یافتن خویش» است. ولی اگر در نقشی که خانواده برای شما معین کرده غرقشده باشید چنین چیزی بسیار دشوار خواهد بود. اگر در کاری کمدرآمد مشغول باشید و برای پرداخت اجاره و قبض و قسط جان بکنید هم وقتی برای خودشناسی نخواهید داشت. درصورتیکه دانشگاه فرصتی را فراهم میآورد که دور از خانواده، به واکاوی شخصیت خود بپردازید و از پشتیبانی خانواده نیز برخوردار باشید. جوانان در دانشگاه میتوانند دور از والدین خود به سبکسنگین کردن عقاید و باورهایشان بپردازند و بدون اینکه تمام وظایف بزرگسالی را به دوش بکشند، استقلال را تجربه کنند.
جایی برای رشد و مهیا شدن برای زندگی بزرگسالی
دانشگاهها معمولاً مرحلهای بین نوجوانی و بزرگسالیاند. جایی که دانشجویان بعضی وظایف بزرگسالان را، مانند غذا پختن و مدیریت زمان، بدون اینکه نیاز باشد دیگر وظایف دشوار آنان را، مانند انتخاب شغل، به عهده بگیرند تجربه کنند. بدین ترتیب با پایان یافتن تحصیلات دانشگاهی، آنها با آمادگی بیشتری میتوانند در وادی بزرگسالی قدم بگذارند.
جایی برای فراگرفتن فرآیند آموختن
معمولاً دانشآموزان در دبیرستان با اطلاعاتی که معلمان به خوردشان میدهند تغذیه میشوند و سپس همان اطلاعات را روی برگه امتحان میآورند. در دانشگاه، آموختن فعالیتی تقریباً مستقل است و اساتید راهنمایی چندانی نمیکنند. منابع مطالعاتی معمولاً گسترده هستند و مدیریت زمآنهم به عهده خود دانشجوست. بنابراین دانشجویان یاد میگیرند که چگونه یاد بگیرند.
آشنایی با فرهنگهای مختلف
دانشگاهها دانشجویانی با فرهنگهای مختلف را جذب میکنند. دانشجویان شهری و روستایی از دور و نزدیک در یک رشته ثبتنام میکنند و بعضی هم از کشورهای دیگر به آنها ملحق میشوند. چنین جمعی دانشجویان را با فرهنگها و آداب و رسوم مختلف آشنا میکند و از تعصب فرهنگی و قومی او میکاهد.
دانشگاه چیزی بیشتر از مدرک است ولی شاید برای همه انتخاب خوبی نباشد. در بررسی فایدهها و هزینههای دانشگاه، باید به شرایط و تجربههایی که دانشجویان در این محیطهای آموزشی از سر میگذرانند نیز توجه کرد؛ تجربههایی چون شناخت خود، احساس استقلال، خودآموزی و آشنایی با دیگر فرهنگها. البته جوانها میتوانند در محیطهای دیگری نیز چنین شرایطی را تجربه کنند، مانند شرکت در دورههای نظامی و کار و زندگی به دور از والدین.
منبع:
https://www.psychologytoday.com/us/blog/the-in-between/201409/should-everyone-go-college
