از آنجا كه فراگیرندگان در هر یك از دورههای آموزشی، نیازهای ویژهای دارند، بنابراین آشنایی معلمان با خصوصیات رشد و نیازهای فراگیرندگان در هر یك از دورههای تحصیلی، میتوانند در پیشرفت تحصیلی و تكامل شخصیت آن ها بسیار موثر باشد. برای تحقق چنین امری معلم باید از كاربرد روانشناسی تربیتی در آموزش آگاه بوده و به راحتی بتواند اصول و قواعد آن را در كلاس اجرا كند.
این گزارش به مهمترین كاربردهای روانشناسی تربیتی در آموزش اشاره میكند. معلم قبل از شروع به تدریس باید از آمادگی شاگردان خود برای یادگیری آگاهی كامل داشته باشد از این رو پیوسته باید تلاش كند با تحقیق و كنجكاوی اطلاعات لازم را در این زمینه به دست آورد.
یكی از نظریههای بسیار مفید در این مورد، نظریه انگیزه «مازلو» است كه این امكان را به معلم میدهد كه از وضع نیازهای اولیه شاگردان خود اطلاع داشته باشد و نسبت به رفع آن ها اقدامهای لازم را انجام دهد. كاربردهای نظریه انگیزش مازلو در تدریس بسیار امیدواركننده است. یكی از كاربردهای كاملاً عملی این است كه معلم باید تمامی توان خود را به كار گیرد تا مطمئن شود كه نیازهای فروتر دانش آموزان ارضاء شده است تا بدین تربیت احتمال پرداختن آن ها به نیازهای عالیتر بیشتر شود.
از نیازهای اولیه شاگردان آن است كه از لحاظ بدنی دارای وضع مناسبی باشد، احساس امنیت و احترام كند و اطمینان یابد كه مورد توجه و علاقه دیگران است. از آنجا كه توجه به نیازهای جسمانی و فیزیولوژیك دانشآموزان هنگام یادگیری بسیار مهم است، معلم باید به وضع بدنی آن ها رسیدگی كند و توجه داشته باشد كه ممكن است دانش آموزان گرسنه یا تشنه باشند.
از این رو باید به آن ها فرصت داده شود تا بتوانند به رفع نیازهای خود بپردازند و محیط كلاس را طوری ترتیب دهد كه شاگردان از لحاظ جسمانی و روانی آسایش و آرامش داشته باشند و مهم تر از همه به این نكته پی ببرند كه معلم به آن ها علاقهمند و خواهان موفقیت آنان است. اگر نیازهای پایینتر دانشآموزان به خوبی برطرف شود، آن ها آمادگی بیشتر و بهتری برای یادگیری پیدا خواهند كرد.
اگر دانشآموزان شما از لحاظ بدنی در وضع مناسبی باشند، احساس امنیت، راحتی، تعلق و احترام كنند، احتمالاً آمادهتر خواهند بود. در كلاس شما در جستوی ارضای نیاز به دانستن و فهمیدن باشند. معلم نسبت به آنچه در كلاس درسش رخ میدهد، مسئولیت اصلی را به عهده دارد. بنابراین هر چه بیشتر بتواند به رفع نیازهای دانشآموزان خود بپردازد، آن ها آمادگی بیشتری برای نیل به سطوح عالیتر رشد پیدا خواهند كرد.
اما معلم نمیتواند موقعیتی را فراهم كند تا تمامی شاگردان به سطح عالی ترین نیازهای رشد برسند، چون هر چه بخواهد در این زمینه تلاش كند، باز هم ممكن است دانشآموزی به دلیل آنكه مورد توجه والدین و یا دوستانش قرار نگرفته، نسبت به یادگیری و آموزش علاقهای از خود نشان ندهد. حتی اگر تمامی تلاش خود را در ارضای نیازهای فروتر سلسله مراتب مازلو به كار گیرید، ولی باز هم واضح است كه احتمال اینكه بتوانید موقعیتی را فراهم كنید تا تمامی دانشآموزان شما همیشه در سطوح عالی ترین نیازها عمل كنند، بسیار كم است.
به عنوان مثال كودكی كه احساس میكند والدینش او را دوست ندارند و یا همسالانش او را نمیپذیرند، ممكن است به كوششهای شما واكنش مناسب نشان ندهد. اگر نیاز او به دوست داشتن، تعلق و احترام ارضاء نشده باشد، احتمال اینكه حال و حوصله یادگیری داشته باشد، كم است/ فقط در شرایط تقریباً ایدهآل است كه نیازهای عالی پدیدار میشود.
دانشآموزان باید از لحاظ نشستن در كلاس راحت باشند و فضای مناسب برای كار و آزمایش داشته باشند. نحوه قرار گرفتن صندلیها باید طوری باشد كه موجب حواسپرتی آن ها نشود. محیط فیزیكی كلاس و جو حاكم بر آن به گونهای نباشد كه دانشآموزان بهطور مدام منتظر فرار و گریز از مدرسه باشند.
دانشآموزان با تفاوتهای فردی قابل ملاحظهای وارد مدرسه میشوند، این وظیفه معلم است این تفاوتها را شناسایی كند و تدریس خود را به فراخور استعداد و توانایی آن ها ارایه دهد. تفاوتهای فردی دانشآموزان یكی از مهم ترین مسائل در كلاس درس است كه معلم باید توجه خاصی به آن داشته باشد و فرآیند یاددهی ـ یادگیری كلاس را طوری تنظیم كند تا تمامی دانشآموزان به تناسب آمادگی ذهنی خود بتوانند از آن استفاده كنند.
عدهای از دانشآموزان به دلایل مختلف با اضطراب و ناراحتی وارد كلاس میشوند، معلم باید تمامی تلاش خود را به كار گیرد تا اضطراب و نگرانی آن ها را به حداقل برساند و زمینه مثبتاندیشی و خلاقیت را برای آنان فراهم كند. دانشآموزانی هم در كلاس پیدا میشوند كه نه فقط هیچگونه اضطرابی ندارند، بلكه از تجارب یادگیری خوبی نیز برخوردار هستند كه باید مورد تشویق قرار گیرند.
معلم میتواند از این گونه تجارب در جهت یادگیری بهتر و آسان تر تمامی دانشآموزان استفاده كند. یكی دیگر از عواملی كه در یادگیری شاگردان نقش اساسی دارد، ایجاد انگیزه در آن ها است و معلم نباید از عامل انگیزه در تحریك دانشآموزان غفلت میكند. انگیزه، دانشآموز را به سمت یادگیری سوق میدهد، علاقه و عشق او را برمیانگیزاند و به فعالیتها و تلاشهای او شكل و جهت میبخشد.
انگیزه به دو صورت است:
درونی و بیرونی.
معلم باید سعی كند انگیزه درونی شاگردان را افزایش دهد و انگیزه بیرونی آن ها را به حداقل برساند. البته معلم نمیتواند همیشه دانشآموزان را در بالاترین درجه انگیزش، به یادگیری وادارد ولی باید بكوشد در حد امكان از شكستهای درسی آنان جلوگیری كند تا دانشآموزان به یادگیری و انجام تكالیف درسی بیشتر علاقهمند شوند.
یكی از روشهای مۆثر در ایجاد انگیزه در دانشآموزان، تشویق لفظی است كه به ویژه در كودكان خردسال كاربرد بیشتری دارد. وقتی دانشآموزان بر مفهوم و مطلبی تسلط پیدا میكنند و یا در زمینههای گوناگون اطلاعاتی را بهدست میآورند، باید مورد تقدیر و تشویق معلم قرار گیرند. زیرا این كار باعث میشود علاقه و انگیزه آن ها نسبت به یادگیری بیشتر شود.
یافتههای پژوهشی تأیید میكنند معلم میتواند تحسین و تشویق را به عنوان یك عامل مثبت به كار گیرد و موجب پیشرفتهای آموزشی شاگردان شود. همچنین معلمانی كه با دقت و دلسوزی به كار آموزشی میپردازند، بازده شاگردانشان خیلی بهتر از آن هایی است كه توجه و احساس مسئولیت نمیكنند.
معمولاً دانشآموزان دارای علایقی هستند كه معلم باید نسبت به علایق آن ها توجه كافی كرده و با مهیا كردن زمینههای مناسب، شاگردان را به سوی یادگیریهای جدید سوق دهد و به خصوص انگیزه و شوق آن ها را در آموختنیهایی كه بسیار مفید و ارزشمند بوده ولی ظاهراً جاذبهای ندارند، جلب كند.
معلم باید در مورد اثرات پاداش دقت و توجه لازم را داشته باشد و با ایجاد موقعیتهای تحریككننده و استفاده از عوامل متفاوت و انگیزههای متعدد، دانشآموزان را به سوی یادگیری هدایت كند. اما اگر معلم بخواهد پیوسته به یك نوع تقویت در یادگیری توجه كند و یا بیش از حد آن را به كار گیرد، ممكن است دانشآموزان از پاسخ دادن به آن امتناع ورزند.
معلم باید از معایب و مضرات رقابت بیش از حد آگاه باشد و با درنظر گرفتن آثار مخرب آن، از ایجاد چنین رقابتی در میان دانشآموزان خودداری و تلاش كند زمینه همكاری دانشآموزان را فراهم سازد، كه این همكاری میتواند از طریق شوراهای مختلف صورت گیرد. دانشآموزان نیاز دارند در زمینههای گوناگون پیشرفت كنند و از این طریق امیال و نیازهای خود را برطرف كنند. برای پیشرفت بهتر آموزش و پرورش و جلب همكاری شاگردان، معلم بیش از همه وظیفه دارد نگرشهای علمی، اجتماعی و اخلاقی مطلوب را در شاگردان به وجود آورد.
معلم باید آگاه باشد، كه مقایسه كردن دانشآموزان با یكدیگر از لحاظ تربیتی چندان مناسب نیست و نباید این كار را انجام دهد، بلكه باید سعی كند دانشآموزان را در جهت نیل به هدفهای فردی یاری رساند.
جو كلاس هم باید طوری باشد كه كه دانشآموزان بدانند چه وظیفهای دارند و چه انتظارهایی را باید برآورده كنند. دانشآموز نباید در كلاس دچار نگرانی و تشویش شود. همچنین اعمال و رفتار معلم در كلاس درس، نباید بیش از حد تهدیدكننده و ملالآور باشد. اجبار كردن دانشآموزان برای شركت در یادگیری جایز نیست، بلكه باید موقعیتهای یادگیری و آموزشهای كلاسی به گونهای تنظیم شود كه دانشآموزان با آمادگی و رغبت كامل در فرآیند یاددهی ـ یادگیری شركت كنند. این كار باعث میشود آن ها به نوآوری و خلاقیت گرایش بیشتری پیدا كنند.
معلم باید اهمیت و ارزشهای یادگیری را به دانشآموزان یادآوری كند و با ارایه مثالهایی به آن ها نشان دهد آموختن و یادگیری در چه مواقعی میتواند به كمك آن ها بیاید. معلم باید در محیط كلاس به اندازه كافی بلند و رسا صحبت كند تا تمامی شاگردان بتوانند صدای او را به خوبی بشنوند. آرام صحبت كردن معلم در كلاس باعث میشود بسیاری از دانشآموزان از یادگیری و آموختن باز بمانند.
