مزيـتهاي هنرستاني بـودن

قدرتالله ميرزايي
عطر و زيبايي و شکوفايي يک گل در گرو مهارت باغبان است. به اين جملات قدري بينديشيم:
«توانا بود هر که دانا بود»؛ «از علم آنچه نزد توست که به کار بندي»؛ «چون عمل از تو نيست، ناداني»؛ «زيور علم، عمل به آن است»؛ «نبوغ، خود را به کار بستن است.»
آموزش و پرورش دو سرواژهي کلي هستند که مجموعهاي از مفاهيم را چه در زمينهي علمي و چه تربيتي در برميگيرند؛ اما هر دوي اين سرواژهها به شرط عمل معني مييابند. پس از پشت سر گذاشتن مقطع کودکي و در آستانهي جواني اتفاق بزرگ انتخاب رشته مطرح ميشود؛ انتخابي معقول و منطقي که آيندهي دانشآموز را رقم ميزند. دانشآموز پس از سپري کردن سال اول دبيرستان بايد يکي از اين سه شاخه را برگزيند: 1- نظري؛ 2- فني و حرفهاي؛ 3- کار و دانش
شاخهي نظري خود به رشتههاي رياضي و فيزيک، علوم تجربي، علوم انساني، فرهنگ و ادب و شاخههاي فني و حرفهاي و کار و دانش به صدها رشتهي متنوع و جذاب ديگر تقسيم ميشوند.
وجه تمايز دانشآموزان دبيرستاني و هنرستاني
از اين پس دانشآموزان هنرستان را با واژهي هنرجو نام ميبريم:
امتياز اول هنرستان
در هنرستان، هنرجويان توانمند و کارا و نيز باانگيزه، پرثمر و قادر به انجام کار (بسته به نوع تخصص رشتهي خود) تربيت ميشوند. اين هنرجويان از اينکه امروز علم و تئوري را ياد ميگيرند و ساعتي بعد يا روزي بعد در کارگاههايشان آن را عملاً تجربه ميکنند لذت ميبرند. اين امر موجب فراهم شدن آرامش روحي اين جوانان ميشود و اين آرامش به خانواده و سپس به جامعه تسري پيدا ميکند.
امتياز دوم هنرستان
هنرجويان پس از اينکه مطالب آموختهشده را به کار ميبندند و از کار خود لذت ميبرند، روحيهي اعتمادبهنفس و خودباوري در آنها تقويت ميشود. آنها به وضوح و با کمک جسم خود آنچه را آموختهاند اجرا ميکنند. هنرجوي رشتهي کامپيوتر نحوهي عملکرد نرمافزار و سختافزار را ميبيند، هنرجوي رشتهي مکانيک روشن شدن موتور را و يک حسابدار ترازنامهاش را تجربه ميکند. هنرجوي تربيت بدني توانايي بدنياش و هنرجوي برق روشن شدن دستگاه برقي، مخابراتي و راديويياش را در عمل مشاهده ميکند. يک هنرجوي رشتهي معماري ساختمانسازي و هنرجويان ساير رشتهها مصنوعاتشان را به نمايش ميگذارند. اين در حالي است که دانشآموزان رشتههاي نظري، امروز ياد ميگيرند و شايد سالها بعد در صورت ادامهي تحصيل و کار در زمينهي رشتهي خود، از معلومات خود بهره ببرند.
امتياز سوم هنرستان
هنرجو در ايام تحصيلات خود زمينههاي استقلال مالي را فراهم ميکند. او ميتواند پس از فراغت از تحصيل جذب بازار کار شود و اين يعني روي پاي خود ايستادن و دست در جيب خود کردن. در اين صورت است که قدري از بار اقتصادي و معيشتي از دوش پدر و مادر برداشته ميشود. همچنين آنها خوشحال خواهند شد از اينکه فردي لايق و مفيد براي جامعه تربيت کردهاند.
امتياز چهارم هنرستان
هر گاه تعليم و آموختن درس فقط ذهني و نظري باشد پس از مدتي فراموش خواهد شد؛ اما هنرستانيها چون آنچه را ميآموزند، اجرا ميکنند و در کارگاهها به کار ميبندند، به ندرت فراموش ميکنند.
امتياز پنجم هنرستان
در نظام آموزشي اينگونه برنامهريزي شده که اشخاصي که در هنرستان مشغول تحصيل ميشوند دو سال پس از اينکه اول دبيرستان را تمام کردند به دانشگاه راه مييابند. در صورتي که دانشآموزان شاخهي نظري بايد غير از اين دو سال، يک سال ديگر هم به عنوان پيشدانشگاهي بگذرانند. آنها در کنکور با نزديک به 400 هزار نفر رقابت ميکنند و پس از اينکه مجاز به انتخاب رشته شدند مجبورند 100 رشتهي مختلف را انتخاب کنند. در حالي که هنرجويان فني و حرفهاي، رشتهي تحصيلي و شغل آيندهي خود را به راحتي برميگزينند و از اينگونه دغدغهها ندارند و از همان سال دوم دبيرستان مسير زندگي خود را انتخاب و دنبال ميکنند. ميتوان اين گونه گفت: تحصيل در هنرستان يعني بهرهورترين شکل آموزش که موجب صرفهجويي در وقت و انرژي دانشآموز و صرفهجويي در هزينههاي مالي والدين ميشود.
امتياز ششم هنرستان
فارغالتحصيلان فني و حرفهاي چون با اجراي کار و انجام عملي کار عادت کردهاند به کار کردن علاقه دارند؛ بنابراين سريع جذب بازار کار و اشتغال ميشوند و بهکارگيري آنها بسيار مورد قبول شرکتها و سازمانهاست.
چرا بيشتر مردم جامعه تصور ميکنند که هر کس کمتر درس ميخواند، بايد ناچاراً به فني و حرفهاي هدايت شود؟
براي روشن شدن جواب، مثالي را بيان ميکنم: معدهي گروهي از مردم توان هضم غذايي مانند چلوکباب را ندارد. پزشک به آنها ميگويد سوپ گوشت ميل کنند. اين دستور پزشک به معني اين نيست که سوپ گوشت ارزش غذايي پايينتري نسبت به چلوکباب دارد، بلکه مفهوم درست آن اين است که سوپ گوشت به دليل رقيق بودن و داشتن سبزيجات، سريعتر جذب شده و انرژيرساني ميکند. رشتهي فني و حرفهاي نيز به هيچ وجه خواص و ارزش پايينتري نسبت به درسهاي نظري ندارد؛ اما برخي حافظهي قوي و حوصلهي فرمول حفظ کردن ندارند و کارهاي عملي در کارگاه به آموختن آنها کمک ميکند و با نظر مشاور به فني و حرفهاي هدايت ميشوند. اتفاقاً اگر دانشآموزان بسيار درسخوان و با يادگيري سريع، جذب رشتههاي فني و حرفهاي شوند، نهتنها هنرستان به آيندهي آنها ضرري نميرساند بلکه با قدرت فکري خود، بسيار موفقتر و شادابتر خواهند شد.
بسياري از موفقيتهاي جامعه مرهون هنرستانيهاي دست به آچار و ابزار است. علم چه در نوار ويدئو يا کاست يا CD باشد يا اينکه در ذهن يک نفر انباشته شود يا در کتابي نوشته شود، تفاوتي ندارد. آنچه مهم است عمل به آموختههاست که در هنرستانها به وضوح ديده ميشود.
