ميزگردي با 5 رتبهي يکرقمي: معين فلاحتگر، رستگار رحماني تنها، پگاه پزشکي، سارا تراب و داوود جهانسوز
تجربههاي تابستاني رتـبههاي برتــر
در اين گفتوگو که در ادامه ميخوانيد:
پنج نفر از نخبههاي تکرقمي کنکورهاي چند سال اخير، تجربيات تابستاني خود را با شما قسمت ميکنند. بديهي است که هر دانشآموزي نيازها و مقتضيات خاص خود را دارد و اصلاً قرار نيست که از تجربيات ديگران صرفاً تقليد کند. به قول رستگار رحماني «پايبندي به برنامه لازم است اما هر دانشآموزي ميتواند آن را براي خودش شخصي کند.» يادگيري از ديگران، خصلت و خصيصهي همهي دانشآموزان برتر است.
در تابستان سال کنکور چه برنامهاي داشتيد؟
داوود جهانسوز: در تابستان فقط رياضي پيشدانشگاهي خواندم. در همهي آزمونها شرکت کردم و از اول درصدهايم پايين بود. تابستانها زياد اهل درس خواندن نبودم؛ اما در سال پيشدانشگاهي زياد درس خواندم. من هميشه کتاب را ميخواندم و علامتگذاري ميکردم. من تفسير خودم را از مطالب کتابها ميخواندم و وقتي آزمون داشتم مطالبي را که با زبان و تحليل خودم در کتاب نوشته بودم ميخواندم.
پگاه پزشکي: من از تيرماه شروع کردم. تنها تغييري که در برنامهي تابستان کانون دادم اين بود که تاريخادبيات را در تابستان سه دور و زوجدرسها را دو دور خواندم.
معين فلاحتگر: مدرسهي ما از 8 تير شروع شد. من با مدرسه پيش ميرفتم. درسهاي پيشدانشگاهي 1 را در تابستان تمام کردم. در کنار آن، اختصاصيها را خواندم. در تابستان کلاً درسهاي عمومي و اختصاصي پايه را جمعبندي کرده بودم. در درسهاي پايه، تسلط خوبي داشتم و مباحثي را که مقداري در آنها ضعف داشتم، در مدت يک هفته کامل ميخواندم و تستهاي آن را ميزدم. در تابستان هم مانند طول سال، از 7 صبح تا 9 شب درس ميخواندم. درس خواندن در تابستان لذتبخش بود.
رستگار رحماني: تابستان سال کنکور در خدمت سربازي بودم. تصميم داشتم دورهي آموزشي را زود تمام کنم تا بتوانم درس بخوانم. در تابستان فقط توانستم زيستشناسي پيش 1 را يک دور بخوانم. معمولاً 10 شب تا 2 بامداد درس ميخواندم. تابستان در دورهي سربازي، 2 ساعت پست داشتم و 4 ساعت استراحت ميکردم. در اين 4 ساعت ميتوانستم درس بخوانم. نگاه به آينده در تابستان براي کسي که سال بعد کنکور دارد خيلي مؤثر است. پايبندي به برنامه، لازم است اما دانشآموزان ميتوانند آن را براي خودشان شخصي کنند. دانشآموزان بايد سال سوم را طبق برنامه بخوانند و سال دوم را هم به آن اضافه کنند.
سارا تراب: اگر در تابستان درس نخوانيم در سال آينده که درسهاي ديگري اضافه ميشوند، بايد انرژي زيادي را صرف کنيم. من در تابستان کمي از برنامهي راهبردي جلوتر بودم. در مورد زوجدرسها، يکي را در آزمون جواب ميدادم و يکي را در منزل. سعي ميکردم موازي جلو بروم. تقريباً درسهاي دوم و سوم مخصوصاً تاريخ ادبيات 1 و 2 و تاريخ و جغرافيا را تمام کردم. سه درس از قافيه و عروض و فلسفه را انتخاب کردم و خواندم. خواندن سه فصل اول از درس فلسفه باعث شد در طول سال تحصيلي در اين سه فصل خودم را هموزن معلم بدانم. اگر دانشآموز درس هر روز را همان روز بخواند بعد از عيد مشکلي به لحاظ فراموشي نخواهد داشت. من حين درس خواندن يادداشت برميداشتم و سعي ميکردم تحليل داشته باشم. در تابستان بيشترين ساعت مطالعهي من، 10 ساعت بود.
پگاه پزشکي: من از تيرماه شروع کردم. تنها تغييري که در برنامهي تابستان کانون دادم اين بود که تاريخادبيات را در تابستان سه دور و زوجدرسها را دو دور خواندم.
معين فلاحتگر: مدرسهي ما از 8 تير شروع شد. من با مدرسه پيش ميرفتم. درسهاي پيشدانشگاهي 1 را در تابستان تمام کردم. در کنار آن، اختصاصيها را خواندم. در تابستان کلاً درسهاي عمومي و اختصاصي پايه را جمعبندي کرده بودم. در درسهاي پايه، تسلط خوبي داشتم و مباحثي را که مقداري در آنها ضعف داشتم، در مدت يک هفته کامل ميخواندم و تستهاي آن را ميزدم. در تابستان هم مانند طول سال، از 7 صبح تا 9 شب درس ميخواندم. درس خواندن در تابستان لذتبخش بود.
رستگار رحماني: تابستان سال کنکور در خدمت سربازي بودم. تصميم داشتم دورهي آموزشي را زود تمام کنم تا بتوانم درس بخوانم. در تابستان فقط توانستم زيستشناسي پيش 1 را يک دور بخوانم. معمولاً 10 شب تا 2 بامداد درس ميخواندم. تابستان در دورهي سربازي، 2 ساعت پست داشتم و 4 ساعت استراحت ميکردم. در اين 4 ساعت ميتوانستم درس بخوانم. نگاه به آينده در تابستان براي کسي که سال بعد کنکور دارد خيلي مؤثر است. پايبندي به برنامه، لازم است اما دانشآموزان ميتوانند آن را براي خودشان شخصي کنند. دانشآموزان بايد سال سوم را طبق برنامه بخوانند و سال دوم را هم به آن اضافه کنند.
سارا تراب: اگر در تابستان درس نخوانيم در سال آينده که درسهاي ديگري اضافه ميشوند، بايد انرژي زيادي را صرف کنيم. من در تابستان کمي از برنامهي راهبردي جلوتر بودم. در مورد زوجدرسها، يکي را در آزمون جواب ميدادم و يکي را در منزل. سعي ميکردم موازي جلو بروم. تقريباً درسهاي دوم و سوم مخصوصاً تاريخ ادبيات 1 و 2 و تاريخ و جغرافيا را تمام کردم. سه درس از قافيه و عروض و فلسفه را انتخاب کردم و خواندم. خواندن سه فصل اول از درس فلسفه باعث شد در طول سال تحصيلي در اين سه فصل خودم را هموزن معلم بدانم. اگر دانشآموز درس هر روز را همان روز بخواند بعد از عيد مشکلي به لحاظ فراموشي نخواهد داشت. من حين درس خواندن يادداشت برميداشتم و سعي ميکردم تحليل داشته باشم. در تابستان بيشترين ساعت مطالعهي من، 10 ساعت بود.
از چه روشهايي براي يادگيري مؤثر استفاده کرديد؟
رستگار رحماني: به تکرار خيلي اهميت ميدادم. از فرصتهايي که براي تکرار پيش ميآمد همين ايستگاههاي جبراني بود. فرصت نميکردم يادداشتبرداري کنم و فقط نکات را مينوشتم. من در تابستان بيشتر روي تستهاي اختصاصي تمرکز کرده بودم و کتابهاي کمکآموزشي براي من در اولويت بود. کسي که احساس نياز ميکند، بايد از کلاس و کتاب کمکآموزشي استفاده کند.
معين فلاحتگر: روش درس خواندن من در تابستان و غير تابستان فرقي نداشت. در کل سال فقط در کنار سؤالهايي که در کتابهاي تست اشتباه ميزدم، علامت ميگذاشتم و نزدهها و سختها را مشخص ميکردم. يکي دو بار سعي کردم خلاصهنويسي کنم اما اين کار را ادامه ندادم. کتابهاي درسي را کامل ميخواندم. حتي تابستاني که قرار بود مهرماه به سال سوم بروم درس خواندم. کتابهاي پيشدانشگاهي را قبل از سال سوم تمام کرده بودم. با اين حال به نظرم از دست دادن فرصت تابستان، دليلي براي نااميد شدن نيست.
پگاه پزشکي: در تابستان تا قبل از اينکه تغيير رشته بدهم فقط کتاب غير درسي ميخواندم؛ اما پس از آن، کتاب درسي خواندم و طبق برنامهي راهبردي پيش رفتم. روش من به اين صورت بود که دور اول اصلاً به کنکور فکر نميکردم و مفهومي ميخواندم. دور دوم کمي به کنکور هم فکر ميکردم و حتي مطالبي را که به نظر من جالب نبود ميخواندم و آن را علامت ميزدم که بعداً بيشتر بخوانم. توصيهي من به دانشآموزان انساني اين است که بار اول، کتاب را مفهومي بخوانند و به کنکور فکر نکنند.
داوود جهانسوز: من از برخي از مباحث زيست و رياضي آنقدر لذت ميبردم که ميتوانم بگويم با آنها زندگي کردهام. برداشت مفهومي از درسها زماني حاصل ميشود که دانشآموز با درسها زندگي کند.
معين فلاحتگر: روش درس خواندن من در تابستان و غير تابستان فرقي نداشت. در کل سال فقط در کنار سؤالهايي که در کتابهاي تست اشتباه ميزدم، علامت ميگذاشتم و نزدهها و سختها را مشخص ميکردم. يکي دو بار سعي کردم خلاصهنويسي کنم اما اين کار را ادامه ندادم. کتابهاي درسي را کامل ميخواندم. حتي تابستاني که قرار بود مهرماه به سال سوم بروم درس خواندم. کتابهاي پيشدانشگاهي را قبل از سال سوم تمام کرده بودم. با اين حال به نظرم از دست دادن فرصت تابستان، دليلي براي نااميد شدن نيست.
پگاه پزشکي: در تابستان تا قبل از اينکه تغيير رشته بدهم فقط کتاب غير درسي ميخواندم؛ اما پس از آن، کتاب درسي خواندم و طبق برنامهي راهبردي پيش رفتم. روش من به اين صورت بود که دور اول اصلاً به کنکور فکر نميکردم و مفهومي ميخواندم. دور دوم کمي به کنکور هم فکر ميکردم و حتي مطالبي را که به نظر من جالب نبود ميخواندم و آن را علامت ميزدم که بعداً بيشتر بخوانم. توصيهي من به دانشآموزان انساني اين است که بار اول، کتاب را مفهومي بخوانند و به کنکور فکر نکنند.
داوود جهانسوز: من از برخي از مباحث زيست و رياضي آنقدر لذت ميبردم که ميتوانم بگويم با آنها زندگي کردهام. برداشت مفهومي از درسها زماني حاصل ميشود که دانشآموز با درسها زندگي کند.
