املا و لغت را با کلیله و دمنه بیاموزیم (بخش اول)

مشاوره‌ی درسی

املا و لغت را با کلیله و دمنه بیاموزیم (بخش اول)

دوستان خوب كنكوري در تمامي رشته‌ها؛

از امروز تا آزمون 11 بهمن با شما خواهم بود تا هر روز بخشي از متن كتاب فاخر «كليله و دمنه» را از حيث واژگان مهم و داراي ارزش «املايي» و «معنايي» بررسي نماييم.

اميد است كه اين مختصر، در موفقيت شما مؤثر افتد!

آورده‌اند که در آبگیری از راه دور و از تعرّض گذریان مصون، سه ماهی بود، و دو حازم و یکی عاجز. از قضا روزی دو صیاد بر آن گذشتند با یک‌دیگر میعاد: نهادند که جال بیارند و هر سه ماهی بگیرند. ماهیان این سخن بشنودند. آن‌که حزم زیادت داشت و بارها دستبرد زمانه‌ي جافی دیده بود و شوخ‌چشمی سپهر غّدار معاینه کرده و بر بساط خرد و تجربت ثابت قدم شده، سبک، روی به‌کار آورد و از آن جانب که آب درآمدی، برفور بیرون رفت. در این میان، صیادان برسیدند و هر دو جانب آبگیر محکم ببستند.

دیگری هم غوری داشت، نه از پیرایه‌ي خرد، عاطل بود و نه از ذخیرت تجربت، بی بهر. هرچند تدبیر در هنگام بلا فایده ندهد، و از ثمرات رای در وقت آفت تمتّع زیادت نتوان یافت. و با این همه عاقل از منافع دانش هرگز نومید نگردد، و در دفع مکاید دشمن تأخیر صواب نبیند. وقت ثبات مردان و روز مکر خردمندان است. پس خویشتن مرده ساخت و بر روی آب ستان می‌رفت . صیاد او را برداشت و چون صورت شد که مرده است، بینداخت. به حيلت خویشتن در جوی انداخت و جان بسلامت ببرد.

و آن‌که غفلت بر احوال وی غالب و عجز در افعال وی ظاهر بود، حیران و سرگردان و مدهوش و پای‌کشان، چپ و راست می‌رفت و در فراز و نشیب می‌دوید تا گرفتار شد.

و این مَثَل بدان آوردم تا مَلِک را مقرّر شود که در کار شنزبه، تعجیل واجب است. و پادشاه کامگار آن باشد که تدبیر کارها پیش از فوت فرصت و عدم مکنت بفرماید، و ضربت شمشیر آب‌دارش، خاک از زاد و بوم دشمن برآرد، و شعله‌ي عزم جهان‌سوزش، دود از خان و مان خصم به آسمان برساند. شیر گفت: معلوم شد. لکن گمانی نمی‌باشد که شنزبه خیانتی اندیشد و سوابق تربیت را به لواحق کفران خویش مقابله روا دارد، که در باب وی تا این غایت جز نیکویی و خوبی جایز نداشته‌ام .

دمنه گفت: همچنین است، و فرط اکرام مَلِک این بطر بدو راه داده است.

بررسي برخي از لغات مشخص شده در متن فوق:

تعرّض: دست‌درازي كردن (هم‌خانواده‌ها: عرض، تعريض، عريض)

گذريان: رهگذران (اين واژه ارزش املايي دارد)

مصون: محفوظ؛ در امان (هم‌خانواده‌ها: مصونيّت، صيانت)

حازم: دورانديش (هاضم: هضم كننده) / حزم: دورانديشي (هزيمت: شكست / هضم: جويدن غذا)

غدّار: بي‌وفا، خائن، حيله‌گر (غدر: خيانت و حيله) / (قدّاره: نوعي شمشير، قمه)

غور: فرورفتن، در امري به دقت نگريستن و تفكر كردن  (قور: سلاح)

عاطل: بيكاره، بي‌بهره

بهر: بهره، اندوخته، ذخيره (بحر: دريا)

صواب: درست، شايسته (ثواب: پاداش)

احوال: جمع حال، اوضاع (اهوال: جمع هول، ترس‌ها، هراس‌ها)

غالب: چيره، مسلط (هم‌خانواده‌ها: غلبه، مغلوب) / (قالب: جسم، كالبد)

عجز: ناتواني (هم‌خانواده‌ها: عاجز، معجزه، اعجاز)

بطر: سرمستي

حيلت: مكر، نيرنگ، خدعه (حليت: حلال بودن، روا بودن) به‌جابه‌جايي حروف «ح» و «ل» در اين دو واژه توجه نماييد!!

پيروز باشيد؛ زهرا نعمتي

 


زهرا نعمتی
نويسنده : زهرا نعمتی
Menu