معانی واژهای مهم ادبیات فارسی هفتم درس اول :
غوغا: آشوب و فریاد
غلتیدن : از پهلو به پهلو رفتن
رهسپار : عازم جایی شدن . روانه شدن
زائر: دیدار کننده ، زیارت کننده
دوگانه : نماز صبح
در پوستین کسی افتادن : بد کسی را گفتن ، غیبت کسی را کردن
سر برداشتن : بیدار شدن
شب خیز : شب زنده دار ، کسی که شب ها را به بیداری میگذارند
مصحف : کتاب آسمانی ، قرآن
متعبّد: عبادت کننده ، شکر گزار
طایفه : گروه، جماعت
خفته : خواب
حرم : گرداگرد مکان های مقدس
زنجبره: نوعی حشره که از خود صدا تولید می کند
فارغ : آزاد
طفولیّت : کودکی
