نام و نام خانوادگی: علی مطهری نژاد
پایه : دهم
نام شهر و استان : تهران
میانگین تراز: ۵۵۰۰
سالهای حضور در کانون : ۲ سال
چند آزمون شرکت کرده است: ۲۶ آزمون
شغل و تحصیلات مادر : لیسانس _ خانه دار
شغل و تحصیلات پدر: فوق لیسانس _ آزاد
مصاحبهگر : علیرضا خانی
آیا در آزمونهای کانون غیبت داشتید؟ دلیل شما برای عدم غیبت در آزمونها چه بود؟
تا جایی که توانستم در همه آزمونهای کانون شرکت کردم و غیبت را به حداقل رساندم. برای من مهم بود که آزمونها را منظم ادامه بدهم، چون هر آزمون باعث میشد مطالبی را که در طول دو هفته خوانده بودم بهتر محک بزنم. حتی اگر احساس میکردم در بعضی درسها آمادگی زیادی ندارم، باز هم در آزمون شرکت میکردم تا متوجه شوم دقیقاً در چه قسمتهایی مشکل دارم. همچنین شرکت در آزمونها باعث شد به مرور با شرایط آزمون و محدودیت زمانی آن راحتتر شوم. به نظرم اگر در آزمونی شرکت نکنم، فرصت خوبی برای فهمیدن وضعیت درسیام را از دست میدهم.
پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
پیوستگی باعث شد درس خواندنم منظمتر شود و همیشه یک هدف مشخص برای مطالعه داشته باشم. وقتی آزمون بعدی را میدانستم، سعی میکردم درسها را به روزهای مختلف تقسیم کنم و همه چیز را برای روزهای آخر نگذارم. از طرف دیگر، با شرکت در آزمونهای پشت سر هم میتوانستم نتیجه خودم را با آزمونهای قبلی مقایسه کنم و ببینم در چه قسمتهایی پیشرفت کردهام. اشتباهاتی که در یک آزمون داشتم، برای آزمون بعدی تبدیل به یک تجربه میشد. به مرور فهمیدم که پیشرفت یکدفعه اتفاق نمیافتد و همین ادامه دادن و اصلاح کردن اشتباهات است که نتیجه را بهتر میکند.
آیا در آزمونهای مشابه پارسال شرکت میکنید؟
گاهی اوقات اگر یک مبحث برایم سخت باشد، از آزمونهای مشابه سالهای قبل برای تمرین بیشتر استفاده میکنم. به نظرم سؤالهای سال قبل میتوانند کمک کنند با شکلهای مختلف پرسش از یک موضوع آشنا شوم. البته اولویت من این است که برنامه آزمون فعلی را کامل انجام بدهم و بعد اگر زمان بیشتری داشتم، سراغ آزمونهای قبلی بروم. بعضی وقتها وقتی یک آزمون قدیمی را حل میکنم، متوجه میشوم یک مطلب را فقط حفظ کردهام و هنوز در حل سؤالهایش مشکل دارم. در این مواقع دوباره به کتاب برمیگردم و مطلب را مرور میکنم تا اشکالم برطرف شود.
شرکت در این تعداد آزمون چه دستاوردی برایتان داشت؟
مهمترین دستاورد آزمونها برای من این بود که شناخت بیشتری از وضعیت درسی خودم پیدا کردم. در مدرسه ممکن است یک درس را خوب بلد باشم، اما وقتی سؤالهای مختلف آن را در آزمون میبینم، متوجه میشوم هنوز بعضی قسمتها را کامل یاد نگرفتهام. آزمونها باعث شدند نقاط ضعفم را زودتر پیدا کنم و برایشان وقت بیشتری بگذارم. از طرف دیگر، سرعت پاسخ دادن و مدیریت زمانم هم بهتر شد. قبلاً ممکن بود روی یک سؤال سخت مدت زیادی فکر کنم، ولی حالا میدانم باید زمانم را کنترل کنم. همچنین آزمون دادن باعث شد اعتمادبهنفسم در مواجهه با سؤالهای جدید بیشتر شود.
مطابق برنامهی راهبردی حرکت می کردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه ریزی می کردید؟
بله، سعی میکردم برنامه راهبردی را مبنای برنامهریزی خودم قرار بدهم. ابتدا مباحث آزمون را نگاه میکردم و آنها را بین روزهای مختلف تقسیم میکردم. برای هر روز چند درس مشخص میکردم تا هم درسهای مختلف را بخوانم و هم فرصت مرور داشته باشم. معمولاً ابتدا کتاب درسی را مطالعه میکردم و بعد سراغ تمرین و تست میرفتم. اگر یک مبحث برایم سختتر بود، زمان بیشتری برای آن در نظر میگرفتم. در روزهای پایانی هم بیشتر روی مرور مطالب و حل سؤال تمرکز میکردم. این روش کمک کرد برنامهام منظمتر باشد و قبل از آزمون احساس نکنم حجم زیادی از مطالب باقی مانده است.
نقاط قوت شما کدام درس ها بودند؟ روش مطالعه آن ها را توضیح می دهید؟
به نظرم در درسهای ریاضی و علوم علاقه و عملکرد بهتری داشتم. در ریاضی بیشتر با حل کردن یاد میگیرم، بنابراین بعد از مطالعه هر مبحث سعی میکنم چند تمرین و تست مختلف حل کنم. اگر سؤال را اشتباه جواب بدهم، فقط جواب درست را نگاه نمیکنم و دوباره تلاش میکنم بفهمم اشتباهم از کجا بوده است. در علوم ابتدا متن کتاب را با دقت میخوانم و نکات مهم را مشخص میکنم. بعد از آن سؤال حل میکنم تا ببینم مطالب را واقعاً فهمیدهام یا نه. مرور دوباره مطالب بعد از چند روز هم برایم خیلی مفید است و باعث میشود مطالب راحتتر در ذهنم بمانند.
دفتر برنامه ریزی داشتید؟ تکمیل دفتر چه کمکی به شما می کرد؟
بله، دفتر برنامهریزی داشتم و سعی میکردم فعالیتهای روزانهام را در آن ثبت کنم. این کار کمک میکرد برنامهای که برای خودم در نظر گرفتهام فقط در حد فکر باقی نماند. وقتی کارهای روزانهام را مینوشتم، بهتر میتوانستم متوجه شوم چه درسهایی را انجام دادهام و کدام کارها عقب افتادهاند. همچنین آخر هفته که دفتر را نگاه میکردم، میتوانستم ببینم کجاها خوب عمل کردهام و کجاها باید بهتر برنامهریزی کنم. گاهی هم متوجه میشدم برای یک درس زمان زیادی گذاشتهام و برای درس دیگری کمکاری کردهام. همین بررسیها باعث شد برنامهریزیام به مرور دقیقتر شود.
مهم ترین چیزی که در این سال ها از کانون و آزمون ها یاد گرفته اید چیست؟
مهمترین چیزی که یاد گرفتم این است که باید از اشتباهاتم برای بهتر شدن استفاده کنم. قبل از اینکه در آزمونهای مختلف شرکت کنم، اگر نمره یا نتیجه خوبی نمیگرفتم، بیشتر ناراحت میشدم؛ اما حالا سعی میکنم ببینم علت نتیجه چه بوده است. آزمونها به من یاد دادند که برنامه داشتن، مرور کردن و تمرین مداوم خیلی مهم است. همچنین فهمیدم که نباید فقط به درسهایی که دوست دارم توجه کنم و باید برای درسهای سختتر هم وقت بگذارم. کانون برای من باعث شد با مفهوم آزمون دادن منظم و بررسی نتیجه آشنا شوم و یاد بگیرم برای بهتر شدن باید عملکرد خودم را مرتب بررسی کنم.
تکنیک ها و روشهای مدیریت زمان را، تمرین و استفاده می کردید؟
بله، مخصوصاً در زمان آزمون سعی میکردم مدیریت زمان را رعایت کنم. یکی از روشهایی که استفاده میکردم این بود که ابتدا سؤالهایی را که برایم سادهتر بودند جواب میدادم و اگر به سؤال سختی میرسیدم، زمان زیادی روی آن نمیگذاشتم. سؤال را علامت میزدم و در پایان دوباره سراغش میرفتم. در مطالعه روزانه هم برای هر درس زمان مشخصی در نظر میگرفتم تا یک درس تمام وقت من را نگیرد. بعد از مدتی که این روشها را در آزمونهای مختلف تمرین کردم، احساس کردم بهتر میتوانم زمانم را کنترل کنم. به نظرم مدیریت زمان چیزی است که با تمرین بهتر میشود.

در چه درس هایی با تغییر روش تغییر رادیکال داشتید؟
در درس فارسی بیشتر متوجه شدم که باید روش مطالعهام را تغییر بدهم. قبلاً بعضی مطالب را فقط یک بار میخواندم و فکر میکردم کافی است، اما بعد متوجه شدم برای اینکه مطالب در ذهنم بمانند، باید آنها را در چند مرحله مرور کنم. از طرف دیگر، در ریاضی فهمیدم که خواندن درس بدون حل تمرین کافی نیست. بنابراین بعد از مطالعه هر مبحث، تمرینهای مختلف حل میکردم. وقتی این تغییر را ایجاد کردم، متوجه شدم بعضی اشکالاتی که قبلاً داشتم کمتر شدهاند. به نظرم یکی از خوبیهای آزمونها همین است که نشان میدهند روش مطالعه فعلی چقدر برای ما مناسب است و کجا نیاز به تغییر دارد.
تحلیل آزمون را چگونه انجام می دادید؟
بعد از آزمون، ابتدا پاسخهایم را با پاسخنامه بررسی میکردم. سؤالهایی را که غلط زده بودم جدا میکردم و بعد سؤالهای نزده و سؤالهایی را که با شک جواب داده بودم هم بررسی میکردم. سعی میکردم برای هر اشتباه یک دلیل مشخص پیدا کنم. مثلاً اگر مطلب را بلد نبودم، دوباره آن را مطالعه میکردم و اگر به دلیل بیدقتی اشتباه کرده بودم، سعی میکردم دفعه بعد بیشتر دقت کنم. بعضی سؤالهای درست را هم بررسی میکردم، چون ممکن بود با حدس جواب داده باشم. تحلیل آزمون باعث شد فقط به درصدها توجه نکنم و از خود آزمون برای بهتر شدن استفاده کنم.
شما از چه منابع کانون استفاده می کردید؟ این منابع چه ویژگی هایی داشتند؟
از آزمونهای کانون و بعضی کتابهای کمکآموزشی آن استفاده میکردم. چیزی که در این منابع برایم مفید بود، داشتن سؤالهای متنوع و نزدیک بودن آنها به مباحث درسی بود. وقتی یک مبحث را از چند نوع سؤال تمرین میکردم، بهتر متوجه میشدم که آیا آن را واقعاً یاد گرفتهام یا فقط مثالهای کتاب را حفظ کردهام. همچنین بعضی سؤالها باعث میشد بیشتر فکر کنم و فقط با یک روش ثابت جواب ندهم. برای من داشتن پاسخنامه هم مهم بود، چون بعد از حل سؤال میتوانستم جوابم را بررسی کنم و اگر اشتباه کرده بودم، دلیلش را پیدا کنم. این منابع بیشتر برای تمرین و تثبیت مطالب به من کمک کردند.
در طول این همه سال خسته نشدید؟ چه چالش هایی امسال داشتید؟ چه کاری برای رفع خستگی انجام می دادید؟
بعضی وقتها خسته میشدم، مخصوصاً زمانی که حجم درسها زیاد بود یا چند امتحان مدرسه نزدیک به هم داشتم. یکی از سختترین قسمتها برای من این بود که بتوانم بین درس خواندن، مدرسه و زمان استراحت تعادل ایجاد کنم. وقتی احساس میکردم ذهنم خسته شده، سعی میکردم مدتی از درس فاصله بگیرم و بعد دوباره شروع کنم. گاهی کمی استراحت میکردم، با خانواده صحبت میکردم یا سرگرمی کوتاهی داشتم. به نظرم ادامه دادن با خستگی زیاد فایدهای ندارد، چون کیفیت مطالعه پایین میآید. وقتی استراحت کافی داشته باشم، دوباره با تمرکز بیشتری سراغ برنامهام میروم.
چرا کانون را در این سال ها انتخاب کردید؟ چگونه با کانون آشنا شدید؟ کسی از خانواده یا بستگان عضو کانون بود؟
من از طریق مدرسه با کانون آشنا شدم و بعد از شرکت در آزمونها کمکم به فضای آن عادت کردم. چیزی که باعث شد ادامه بدهم، منظم بودن آزمونها و برنامه داشتن برای مطالعه بود. برای من که در پایه هفتم هستم، داشتن یک برنامه مشخص خیلی کمککننده است، چون باعث میشود بدانم برای هر آزمون چه مطالبی را باید آماده کنم. خانوادهام هم در این مسیر همراه من بودند و از ادامه دادن آزمونها حمایت کردند. به مرور وقتی دیدم آزمونها به من کمک میکنند نقاط ضعفم را پیدا کنم و برای درس خواندن برنامه داشته باشم، احساس کردم این روش برایم مناسب است و تصمیم گرفتم ادامه بدهم.
نقش آموزشی خانواده، بالاخص پدر و مادر در این سال ها چگونه بود؟
خانوادهام نقش مهمی در منظم شدن درس خواندنم داشتند. پدر و مادرم همیشه سعی میکردند شرایطی داشته باشم که بتوانم با آرامش درس بخوانم. آنها بیشتر به من یادآوری میکردند که برای رسیدن به هدف باید استمرار داشته باشم و فقط در روزهایی که انگیزه دارم درس نخوانم. اگر در برنامهریزی یا یک درس مشکل داشتم، با آنها صحبت میکردم و از راهنماییشان استفاده میکردم. همچنین وقتی نتیجه خوبی میگرفتم، تشویقم میکردند. برای من مهم بود که خانوادهام فقط نتیجه آزمون را نبینند و تلاش من را هم در نظر بگیرند. حمایت آنها باعث شد با آرامش بیشتری مسیر درسیام را ادامه بدهم.
آیا پدر یا مادر نتایج آزمون را می دیدند؟ در صورت افت خودتان یا خانواده چه عکس العملی داشتند؟
بله، معمولاً نتایج آزمونها را میدیدند و درباره آن با من صحبت میکردند. وقتی نتیجه خوبی میگرفتم، خوشحال میشدند و تشویقم میکردند که همین روند را ادامه بدهم. اگر هم در یک آزمون نتیجهام پایینتر میشد، بیشتر از اینکه ناراحت شوند، سعی میکردند بفهمند مشکل چه بوده است. گاهی با هم بررسی میکردیم که آیا به اندازه کافی مطالعه کردهام یا در آزمون بیدقتی داشتهام. بعد برای آزمون بعدی تصمیم میگرفتیم چه چیزی را باید بهتر کنم. این برخورد باعث شد از نتیجه بد نترسم و بدانم هر آزمون میتواند به من نشان دهد که برای بهتر شدن باید چه کاری انجام بدهم.
از سایت کانون و مجله آزمون استفاده می کردید ؟
بله، بیشتر برای دیدن نتیجه و گزارش آزمون از سایت کانون استفاده میکردم. گزارش آزمون کمک میکرد عملکردم را دقیقتر بررسی کنم و بفهمم در هر درس چه وضعیتی داشتهام. بعد از اینکه نتیجه را میدیدم، سعی میکردم روی درسهایی که نیاز به تمرین بیشتری داشتند تمرکز کنم. از مجله آزمون هم برای دیدن مطالب و سؤالهای مختلف استفاده میکردم. گاهی یک سؤال یا مطلب از مجله باعث میشد به یک موضوع درسی از زاویه دیگری نگاه کنم. به نظرم استفاده از سایت و مجله باعث میشود کار با آزمون بعد از اعلام نتیجه تمام نشود و بتوان از اطلاعات آزمون برای برنامهریزی بهتر استفاده کرد.
به نظرتان مهمترین ویژگی مثبت شما چه بود که باعث شد به اینجا برسید؟
فکر میکنم علاقه به یادگیری و اینکه سعی میکنم اشتباهاتم را تکرار نکنم، یکی از ویژگیهای مثبت من بوده است. وقتی در یک درس یا آزمون نتیجهای که میخواهم نمیگیرم، سعی میکنم دلیلش را پیدا کنم و دوباره تلاش کنم. همچنین تا حد امکان به برنامهای که برای خودم تعیین کردهام پایبند میمانم. شاید همیشه نتوانم همه کارها را دقیقاً طبق برنامه انجام بدهم، ولی سعی میکنم عقبافتادگی را جبران کنم. آزمونهای کانون هم کمک کردند این نظم را بیشتر تمرین کنم. به نظرم داشتن استمرار، استفاده از تجربه آزمونهای قبلی و حمایت خانواده در کنار هم باعث شد در مسیر درسیام پیشرفت کنم.
