گفتگو با مهرانه اسحقی پایه دوازدهم تجربی قهرمان پیشرفت

بیشتر در آزمون‌ها به‌صورت حضوری شرکت می‌کردم، چون احساس می‌کردم فضای آزمون حضوری به شرایط واقعی کنکور نزدیک‌تر است.

گفتگو با مهرانه اسحقی پایه دوازدهم تجربی قهرمان پیشرفت

نام و نام خانوادگی:مهرانه اسحقی

پایه: دوازدهم تجربی

نام شهر و استان: گرگان ،گلستان

میانگین تراز:4513

تعداد پاسخ صحیح:475 پاسخ صحیح

سال‌های حضور در کانون: یک سال

تعداد آزمون‌ها: 19 آزمون اصلی

تعداد پیشرفت:11 بار پیشرفت

شغل  مادر: خانه دار

شغل پدر: آزاد



مصاحبه گر: معصومه عزیزی




گفتگو با مهرانه اسحقی پایه دوازدهم تجربی قهرمان پیشرفت

 






برای امتحانات نهایی چه برنامه‌ای داشتید؟
برای امتحانات نهایی از چند ماه قبل برنامه‌ریزی کردم. ابتدا مطالب کتاب درسی را به‌طور کامل مطالعه می‌کردم و نکات مهم را مشخص می‌کردم. بعد از هر مبحث، سؤال‌های تشریحی حل می‌کردم تا مطمئن شوم مطلب را به‌صورت مفهومی یاد گرفته‌ام. در روزهای نزدیک امتحان، بیشتر زمانم را به مرور، رفع اشکال و حل نمونه‌سؤال اختصاص می‌دادم.


در آزمون‌ها حضوری شرکت می‌کردید یا آنلاین؟ چرا؟
بیشتر در آزمون‌ها به‌صورت حضوری شرکت می‌کردم، چون احساس می‌کردم فضای آزمون حضوری به شرایط واقعی کنکور نزدیک‌تر است. حضور در کانون باعث می‌شد زمان‌بندی را بهتر رعایت کنم و عادت کنم در یک زمان مشخص و در شرایط آزمون، تمام توانم را به کار بگیرم. از طرف دیگر، شرکت حضوری باعث می‌شد آزمون را جدی‌تر بگیرم و نظم بیشتری در برنامه مطالعاتی‌ام داشته باشم. به نظرم حتی اگر آمادگی کامل نداشتم، باز هم در آزمون شرکت می‌کردم تا از برنامه عقب نمانم.


 اولین تراز شما چند بود و در آزمون آخر به چند رسید؟ برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامه‌ریزی می‌کردید؟
در آزمون‌های ابتدایی تراز من پایین‌تر بود و به مرور توانستم آن را افزایش دهم. سعی نمی‌کردم یک‌باره تغییر خیلی بزرگی ایجاد کنم، بلکه هدفم این بود که در هر آزمون نسبت به آزمون قبلی چند قدم جلوتر باشم. بعد از هر آزمون، ابتدا کارنامه‌ام را بررسی می‌کردم و مشخص می‌کردم در کدام درس‌ها افت داشته‌ام و علت آن چه بوده است. اگر مشکل از کمبود مطالعه بود، برای آن درس زمان بیشتری می‌گذاشتم و اگر مشکل از بی‌دقتی یا ضعف تست‌زنی بود، بیشتر روی تست و تحلیل اشتباهات کار می‌کردم. به این ترتیب، هر آزمون برای من فقط یک نمره یا تراز نبود، بلکه فرصتی بود تا نقاط ضعفم را پیدا کنم و برای آزمون بعدی برطرفشان کنم.

 پیوستگی در آزمون‌ها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
به نظرم مهم‌ترین عامل پیشرفت من پیوستگی بود. حتی زمانی که نتیجه یک آزمون مطابق انتظارم نبود، آزمون بعدی را رها نمی‌کردم. سعی می‌کردم نتیجه ضعیف را تحلیل کنم و علت آن را پیدا کنم. پیوستگی باعث شد به‌تدریج حجم زیادی از مطالب را چندین بار مرور کنم و در تست‌زدن و مدیریت زمان مهارت بیشتری پیدا کنم. همچنین باعث شد برنامه مطالعاتی‌ام منظم بماند و مطالب روی هم جمع نشوند. به مرور متوجه شدم که موفقیت در آزمون‌ها نتیجه یک روز یا یک هفته مطالعه نیست، بلکه حاصل تلاش مستمر در طول سال است.


 برنامه شما در تابستان سال گذشته چه بود؟
در تابستان بیشتر تمرکزم روی مطالعه منظم و پیش‌خوانی مباحث سال تحصیلی جدید بود. سعی می‌کردم از تابستان برای ایجاد یک پایه قوی استفاده کنم و مطالب را به‌صورت فشرده و بدون عجله مطالعه نکنم. در کنار مطالعه، تست هم کار می‌کردم تا با نحوه سؤال‌ها آشنا شوم. همچنین مباحثی را که در سال‌های قبل ضعف داشتم دوباره مرور می‌کردم. یکی از اهدافم این بود که با شروع سال تحصیلی، بخش قابل توجهی از مطالب برایم آشنا باشد و بتوانم زمان بیشتری را برای تست و جمع‌بندی اختصاص بدهم.

 برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
در دوران طلایی نوروز سعی کردم از زمان تعطیلات بیشترین استفاده را ببرم. برای خودم برنامه مشخصی تنظیم کرده بودم و هر روز طبق آن پیش می‌رفتم. بخش مهمی از برنامه‌ام مرور مباحث گذشته و رفع نقاط ضعف بود. در کنار آن از کتاب‌های نوروز و منابع کمک‌آموزشی کانون استفاده می‌کردم و تست‌های مباحثی را که قبلاً مطالعه کرده بودم، دوباره می‌زدم. سعی کردم نوروز را فقط به مطالعه مطالب جدید اختصاص ندهم، چون احساس می‌کردم این دوره بهترین فرصت برای مرور و تثبیت مطالب قبلی است.

شما بعد از نوروز تا آغاز دوران جمع‌بندی چه برنامه‌ای اجرا کردید؟
بعد از نوروز بیشتر تمرکزم روی تکمیل مباحث باقی‌مانده و تقویت مباحثی بود که در آن‌ها ضعف داشتم. در این مدت تلاش کردم همگام با برنامه راهبردی پیش بروم و اجازه ندهم مباحث جدید باعث فراموش شدن مطالب قبلی شوند.
در کنار مطالعه مباحث جدید، تست‌های مباحث قبلی را هم ادامه می‌دادم. همچنین نتایج آزمون‌ها را بررسی می‌کردم تا مشخص شود کدام درس‌ها نیاز به زمان بیشتری دارند. هدفم این بود که قبل از شروع دوران جمع‌بندی، تمام مباحث اصلی را یک‌بار کامل مطالعه کرده باشم و نقاط ضعف مهمم را تا حد امکان برطرف کرده باشم.


از چه زمانی جمع‌بندی را شروع کردید و روش‌تان چگونه بود؟
جمع‌بندی را زمانی شروع کردم که مطالعه اولیه مباحث به پایان رسیده بود. روش اصلی من این بود که به جای اینکه هر درس را از ابتدا تا انتها دوباره به‌صورت کامل مطالعه کنم، ابتدا با آزمون و تست مشخص می‌کردم کدام قسمت‌ها را فراموش کرده‌ام.بعد از هر آزمون، سؤالات غلط، نزده و شک‌دار را بررسی می‌کردم و فقط همان قسمت‌هایی را که نیاز به مرور بیشتری داشتند، دوباره مطالعه می‌کردم.به این ترتیب زمانم صرف مطالبی نمی‌شد که کاملاً بلد بودم و بیشتر روی نقاط ضعف تمرکز می‌کردم. این روش باعث شد جمع‌بندی برایم مؤثرتر و هدفمندتر باشد.

مطابق برنامه‌ی راهبردی حرکت می‌کردید؟ چگونه برای دو هفته برنامه‌ریزی می‌کردید؟
بله، تا حد امکان مطابق برنامه راهبردی حرکت می‌کردم. ابتدا مشخص می‌کردم در دو هفته آینده چه مباحثی قرار است در آزمون مطرح شود. بعد حجم مطالب را بین روزهای مختلف تقسیم می‌کردم.
برای هر روز مشخص می‌کردم چه درس‌هایی باید مطالعه شود و چه مقدار تست باید بزنم. معمولاً در روزهای ابتدایی، مطالعه و یادگیری مباحث را انجام می‌دادم و در روزهای پایانی بیشتر زمان را به مرور و تست اختصاص می‌دادم.
در پایان هر روز هم بررسی می‌کردم که آیا برنامه‌ام اجرا شده است یا خیر. اگر از برنامه عقب می‌افتادم، سعی می‌کردم همان روز یا در روز بعد جبران کنم.

ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چه‌قدر تست می‌زدید؟ چه‌قدر مطالعه می‌کردید؟
ساعت مطالعه‌ام ثابت نبود و با توجه به شرایط مدرسه، امتحانات و نزدیک شدن به آزمون تغییر می‌کرد، اما تلاش می‌کردم یک روند منظم داشته باشم. برای من کیفیت مطالعه مهم‌تر از صرفاً زیاد بودن ساعت مطالعه بود.
برای درس‌های اختصاصی ابتدا مطالعه مفهومی انجام می‌دادم و بعد سراغ تست می‌رفتم. در درس‌هایی مثل ریاضی و فیزیک بیشتر تمرکزم روی حل تست و بررسی روش حل بود. در درس‌هایی مثل زیست و شیمی علاوه بر تست، مرور دقیق مطالب کتاب درسی و نکات مهم را هم در برنامه داشتم.
بعد از تست‌زنی نیز حتماً تست‌های غلط و نزده را بررسی می‌کردم، چون احساس می‌کردم یادگیری اصلی من از همین تحلیل‌ها اتفاق می‌افتد.

برنامه شما برای مطالعه درس‌های دهم و یازدهم چگونه بود؟
برای درس‌های دهم و یازدهم سعی کردم مطالعه را به مرور زمان انجام دهم و همه مطالب را به ماه‌های پایانی موکول نکنم. ابتدا مباحثی را که ضعف بیشتری داشتم مشخص می‌کردم و در برنامه هفتگی برای آن‌ها زمان بیشتری می‌گذاشتم.
همچنین در کنار مطالعه مباحث جدید، مطالب سال‌های قبل را نیز مرور می‌کردم تا فراموش نشوند. به‌خصوص در درس‌هایی که مطالب به هم ارتباط داشتند، مرور پایه‌های قبلی برایم اهمیت زیادی داشت.

 روش مطالعه موفق شما برای دروس عمومی چه بود؟
در دروس عمومی بیشتر روی مطالعه دقیق و مرورهای کوتاه و مستمر تمرکز داشتم. سعی می‌کردم مطالب را فقط یک‌بار نخوانم و در فاصله‌های زمانی مختلف دوباره مرور کنم. برای بعضی درس‌ها خلاصه‌نویسی و یادداشت نکات مهم کمک زیادی به من می‌کرد. در درس‌هایی مثل ادبیات، لغات و نکات مهم را مرور می‌کردم و برای درس‌هایی مثل عربی و زبان، علاوه بر مطالعه، تست هم می‌زدم. به نظرم استمرار در دروس عمومی خیلی مهم است و اگر مطالعه آن‌ها برای مدت طولانی کنار گذاشته شود، حجم زیادی از مطالب فراموش می‌شود.

 از کدام منابع کمک‌آموزشی کانون استفاده می‌کردید؟
از منابع کمک‌آموزشی کانون متناسب با نیاز هر درس استفاده می‌کردم. کتاب‌های آبی و سه‌سطحی برای تست‌زدن و آشنا شدن با تیپ‌های مختلف سؤال برایم مفید بودند. همچنین در زمان‌هایی که نیاز به مرور و جمع‌بندی داشتم، از منابعی استفاده می‌کردم که امکان تمرین و مرور مباحث را برایم فراهم می‌کردند. سعی می‌کردم تعداد منابع را زیاد نکنم و به جای اینکه چندین کتاب را نیمه‌کاره کار کنم، منابع محدودی داشته باشم و همان‌ها را با دقت و کامل استفاده کنم.

 از کدام کارنامه‌های جعبه ابزار کارنامه استفاده می‌کردید؟ از هریک چه استفاده‌ای می‌کردید؟
بیشتر از کارنامه‌هایی استفاده می‌کردم که به من کمک می‌کردند وضعیت کارنامه اصلی را برای بررسی تراز و درصدهای درسی و مقایسه نتیجه آزمون‌ها بررسی می‌کردم. از کارنامه اشتباهات برای پیدا کردن سؤال‌هایی که به دلیل بی‌دقتی یا ضعف علمی از دست داده بودم استفاده می‌کردم.همچنین کارنامه‌های مربوط به وضعیت پاسخ‌گویی را بررسی می‌کردم تا متوجه شوم در کدام درس‌ها تعداد پاسخ‌های نزده یا غلط من زیاد است.به نظرم کارنامه فقط برای دیدن نمره و تراز نیست؛ اگر درست تحلیل شود، می‌تواند به‌عنوان یک برنامه‌ریز برای آزمون بعدی عمل کند.

 تحلیل آزمون را در چه روزی انجام می‌دادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
معمولاً تحلیل آزمون را در اولین فرصت بعد از آزمون انجام می‌دادم و سعی می‌کردم آن را خیلی به تأخیر نیندازم.سؤالات را به چند گروه تقسیم می‌کردم: درست، غلط، نزده و شک‌دار. سؤال‌های غلط را بررسی می‌کردم تا مشخص شود علت اشتباه من بی‌دقتی بوده، مطلب را بلد نبوده‌ام یا روش تست‌زنی را اشتباه انجام داده‌ام. سؤالات نزده را نیز بررسی می‌کردم تا ببینم مشکل از کمبود زمان بوده یا نداشتن تسلط . سپس نکات مهم را یادداشت می‌کردم و برای آزمون بعدی برنامه مشخصی برای رفع آن‌ها در نظر می‌گرفتم.

 با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیم‌سال اول و نیم‌سال دوم کدام است؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟
با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس‌هایم در نیم‌سال اول و دوم درس‌هایی بودند که در آن‌ها هم مطالعه منظم داشتم و هم تست‌زنی و تحلیل را به‌صورت مستمر انجام می‌دادم.روش مطالعه‌ام در این درس‌ها این بود که ابتدا مطلب را به‌صورت دقیق یاد می‌گرفتم، سپس تست آموزشی می‌زدم و بعد از آن سراغ تست زمان‌دار می‌رفتم. در مرحله بعد، تست‌های غلط و نزده را بررسی می‌کردم.مرور منظم هم نقش مهمی داشت. سعی می‌کردم مطالبی را که یک بار یاد گرفته‌ام، با فاصله‌های زمانی مختلف مرور کنم تا در آزمون‌های بعدی بتوانم آن‌ها را سریع‌تر به یاد بیاور.

با توجه به کارنامه دستاوردها، کدام قسمت‌ها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامه‌ای برای آن اجرا کردید؟
یکی از نقاط قوت من این بود که وقتی متوجه می‌شدم در یک مبحث عملکرد خوبی دارم، آن را رها نمی‌کردم و سعی می‌کردم همان نقطه قوت را حفظ کنم برای حفظ نقاط قوت، مرور و تست‌زنی را ادامه می‌دادم و در کنار آن بیشتر روی نقاط ضعف تمرکز می‌کردم. چون به نظرم نباید تمام زمان را فقط برای درس‌هایی گذاشت که در آن‌ها ضعیف هستیم؛ لازم است نقاط قوت را هم حفظ کنیم در مجموع، چیزی که بیشترین تأثیر را در پیشرفت من داشت، پیوستگی، تحلیل آزمون‌ها، استفاده درست از کارنامه و داشتن برنامه مشخص بود . سعی کردم بعد از هر آزمون از نتیجه آن درس بگیرم و برای آزمون بعدی با آمادگی بیشتری حاضر شوم.