نام و نام خانوادگی: نازنین نصرتپور
پایه : دوازدهم تجربی
نام شهر و استان: ایلام
میانگین تراز:6846
تعداد پاسخ صحیح:2932
سالهای حضور در کانون:6سال
تعداد آزمونها: 26آزمون
تعداد پیشرفت:7بار
معدل : 19/75
تحصیلات و شغل پدر: کارمند -کارشناسی
تحصیلات و شغل مادر: دیپلم-خانهدار
مصاحبه گر : صدف آرامش

۱. ترازهای امتحان نهایی و تأثیر آن در سوابق تحصیلیتان چقدر شد؟
معدل امتحانات نهایی من ۱۹/۶۰ شد. از همان ابتدا اهمیت سوابق تحصیلی را جدی میگرفتم و تلاش کردم مطالعه برای امتحانات نهایی را به روزهای پایانی موکول نکنم. کتاب درسی برایم منبع اصلی بود و در کنار مطالعه دقیق مطالب، تمرینها و نمونهسؤالات امتحانات نهایی سالهای گذشته را نیز بررسی میکردم.
آزمونهای کانون هم کمک میکردند مطالب را به صورت مستمر مرور کنم و قبل از امتحانات متوجه شوم در کدام مباحث نیاز به مطالعه بیشتری دارم. به نظرم ترکیب مطالعه تشریحی برای امتحانات نهایی و تستزنی برای آزمونهای کانون، باعث شد هم برای امتحانات مدرسه آمادگی خوبی داشته باشم و هم از روند تستی خودم فاصله نگیرم.
۲. چه درس هایی 20گرفتید ؟ برای امتحانات نهایی چه برنامهای داشتید؟
دروس تخصصی زیست و فیزیک و ریاضی و دروس عمومی عربی و فارسی 20گرفتم.سعی میکردم از چند هفته قبل، مطالعه درسها را به صورت منظم آغاز کنم تا در روزهای نزدیک امتحان بیشتر زمانم صرف مرور و رفع اشکال شود. ابتدا کتاب درسی را با دقت مطالعه میکردم، سپس تمرینها و نمونهسؤالات امتحانات نهایی سالهای گذشته را حل میکردم.
بعد از هر سری تمرین، سؤالهایی را که اشتباه پاسخ داده بودم یا برای حل آنها تردید داشتم، دوباره بررسی میکردم. این کار باعث میشد فقط به خواندن مطالب اکتفا نکنم و مطمئن شوم که میتوانم آموختههایم را در پاسخهای تشریحی هم به کار ببرم.
۳. در آزمونها حضوری شرکت میکردید یا آنلاین؟ چرا؟
تا حد امکان در آزمونهای کانون به صورت حضوری شرکت میکردم. بعد از چند سال حضور در آزمونهای کانون، برایم مشخص شده بود که فضای آزمون حضوری فقط محل سنجش دانستهها نیست؛ بلکه فرصتی برای تمرین مدیریت زمان، تمرکز و حفظ آرامش در شرایط آزمون است.
بهخصوص برای من که سالهای زیادی در کانون حضور داشتم، پیوستگی در شرکت در آزمونها باعث شد آزمون دادن به بخشی ثابت از برنامه مطالعاتیام تبدیل شود. حتی اگر نتیجه یک آزمون مطابق انتظارم نبود، سعی میکردم به جای ناامیدی، از تحلیل همان آزمون برای بهتر شدن در آزمون بعدی استفاده کنم.
4. پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
در طول شش سال عضویت در کانون، یکی از مهمترین چیزهایی که یاد گرفتم، اهمیت پیوستگی بود. ممکن است نتیجه یک آزمون خوب یا ضعیف باشد، اما چیزی که اهمیت بیشتری دارد این است که دانشآموز مسیر خود را رها نکند.
اگر در آزمونی نتیجه خوبی نمیگرفتم، سعی میکردم آن را به عنوان یک شکست تلقی نکنم. کارنامه را بررسی میکردم، نقاط ضعفم را پیدا میکردم و برای آزمون بعدی هدف مشخصی تعیین میکردم. همین استمرار باعث شد به مرور مطالعهام منظمتر شود و همیشه بدانم برای رسیدن به نتیجه بهتر باید روی چه قسمتهایی کار کنم.
5. برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
نوروز را فرصت مناسبی برای مرور مطالب و جبران بعضی از عقبماندگیها میدانستم. یکی از منابع اصلی من در این دوره، کتاب نوروز کانون بود که با توجه به ساختار آن کمک میکرد مطالب را به شکل منظم مرور کنم.
در کنار آن، تستهای نشاندار و سؤالهایی را که قبلاً اشتباه پاسخ داده بودم دوباره بررسی میکردم. هدفم این
نبود که صرفاً حجم زیادی از مطالب را مطالعه کنم؛ بیشتر تلاش میکردم نقاط ضعفم را کاهش دهم و مطالب مهمی را که قبلاً خوانده بودم، دوباره تثبیت کنم.
6.ساعات و روش مطالعه شما در دوره امتحانات چگونه بود؟چند ساعت تستی برای کنکور و چند ساعت مطالعه تشریحی و حل نمونه سؤال برای امتحان؟
در دوره امتحانات شرایط را تغییر دادم و تمرکزم را تقریباً به طور کامل روی امتحان تشریحی گذاشتم. در آن بازه تستهای کنکوری را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم کار کنکور را به بعد از امتحانات موکول کنم. این کار باعث شد ذهنم بین دو نوع مطالعه تقسیم نشود و برای هر امتحان با تمرکز بیشتری آماده شوم.
7. مطابق برنامه راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامهریزی میکردید؟
بله، برنامه راهبردی کانون چارچوب اصلی برنامهریزی من بود. ابتدا مشخص میکردم در آزمون بعدی چه مباحثی قرار است مورد ارزیابی قرار بگیرند و سپس آنها را متناسب با حجم و اهمیتشان بین روزهای دو هفته تقسیم میکردم.
تلاش میکردم برنامهای بنویسم که واقعبینانه و قابل اجرا باشد، نه برنامهای که فقط روی کاغذ کامل به نظر برسد. در پایان هر هفته نیز بررسی میکردم که چه مقدار از برنامه را اجرا کردهام و اگر بخشی عقب مانده بود، برای جبران آن در روزهای باقیمانده برنامهریزی میکردم.
8. ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چقدر تست میزدید و چقدر مطالعه میکردید؟
ساعت مطالعهام در طول سال ثابت نبود و بر اساس شرایط درسی، حجم مباحث و فاصله تا آزمون تغییر میکرد. برای من همیشه کیفیت مطالعه اهمیت بیشتری از صرفاً بالا بردن عدد ساعت مطالعه داشت.
در درسهای اختصاصی ابتدا تلاش میکردم مبحث را به خوبی یاد بگیرم و سپس متناسب با آن تست کار کنم. در مباحث ضعیفتر، بیشتر تست آموزشی میزدم تا اشکالاتم مشخص شود و پس از رسیدن به تسلط، تستهای زماندار و ترکیبی را وارد برنامه میکردم.
در درسهای عمومی بیشتر بر مطالعه مستمر، مرور و تستزنی حساب میکردم. سعی داشتم مطالب را فقط یک بار مطالعه نکنم و کنار نگذارم، بلکه با مرورهای کوتاه و منظم آنها را در ذهنم تثبیت کنم.
بعد از مطالعه نیز با تست زدن میزان یادگیری خودم را بررسی میکردم. به مرور متوجه شدم برای من، مطالعه پیوسته و مرورهای منظم نتیجه بسیار بهتری از مطالعه سنگین و مقطعی دارد.
9. از کدام منابع کمکآموزشی کانون استفاده میکردید؟
مهمترین منابعی که استفاده میکردم منابع هماهنگ با برنامه آزمونهای کانون بودند. کتابهای آبی کانون برای تست و تمرین بیشتر کاربرد زیادی داشتند و در دوران نوروز نیز از کتاب نوروز استفاده میکردم.
در دوران جمعبندی هم از منابع جمعبندی و تستهای نشاندار کمک میگرفتم. همیشه سعی میکردم تعداد منابع را بیش از حد زیاد نکنم؛ به نظرم داشتن چند منبع مناسب و کامل کار کردن با آنها، نتیجه بهتری از استفاده همزمان از منابع متعدد دارد.
۱0. از کدام کارنامههای جعبهابزار کارنامه استفاده میکردید؟ از هر یک چه استفادهای میکردید؟
کارنامههای کانون یکی از ابزارهایی بودند که برای شناخت بهتر وضعیت درسیام از آنها استفاده میکردم. در کارنامه فقط به تراز توجه نمیکردم، بلکه درصد هر درس، تعداد غلطها و نزدهها و روند تغییرات عملکردم را هم بررسی میکردم.
کارنامه اشتباهات برایم اهمیت ویژهای داشت؛ چون کمک میکرد بفهمم چه اشتباهاتی تکرار میشوند و باید برای برطرف کردنشان چه کاری انجام دهم. از کارنامه ۵ نوع درس هم برای شناخت بهتر نقاط قوت و ضعفم استفاده میکردم و بر اساس آن، زمان مطالعهام را هدفمندتر تقسیم میکردم.
۱1. تحلیل آزمون را در چه روزی انجام میدادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
سعی میکردم تحلیل آزمون را در اولین فرصت انجام دهم و آن را تا پایان هفته به تعویق نیندازم. ابتدا سؤالهای غلط و نزده را بررسی میکردم و بعد سراغ سؤالهایی میرفتم که درست پاسخ داده بودم اما برای حل آنها زمان زیادی صرف کرده بودم یا با شک پاسخ داده بودم.
برای هر اشتباه یک دلیل مشخص پیدا میکردم. اگر مطلب را بلد نبودم، دوباره آن را مطالعه میکردم؛ اگر اشتباه ناشی از بیدقتی بود، علت بیدقتی را بررسی میکردم و اگر مشکل از زمانبندی بود، در هفته بعد تستهای زماندار بیشتری کار میکردم.
مهمترین نکته برای من این بود که تحلیل آزمون فقط به پیدا کردن جواب درست ختم نشود؛ بلکه نتیجه تحلیل وارد برنامه هفته بعد شود.
12. به نظر شما مهمترین چیزی که در مسیر درس خواندن به شما کمک کرد چه بود؟
به نظر من مهمترین چیز استمرار بود. ممکن است بعضی روزها خیلی خوب درس بخوانیم و بعضی روزها نه، اما چیزی که در نهایت نتیجه میسازد این است که دوباره به مسیر برگردیم. من فکر میکنم موفقیت فقط به این نیست که یک روز چند ساعت درس بخوانیم؛ مهمتر این است که بتوانیم ماهها همین روند را ادامه بدهیم، آزمون بدهیم، اشتباه کنیم، روشمان را اصلاح کنیم و دوباره ادامه بدهیم. برای من کانون هم بیشتر از اینکه فقط محل آزمون دادن باشد، بخشی از همین مسیر مستمر بود.

