نام و نام خانوادگی: زهرا نجفی
پایه:دوازده تجربی
نام شهر و استان:ایلام
میانگین تراز:6700
تعداد پاسخ صحیح:
سالهای حضور در کانون:2سال
تعداد آزمون ها:
تعداد پیشرفت:
تحصیلات و شغل مادر: دیپلم، خانهدار
تحصیلات و شغل پدر: دیپلم، شغل آزاد
مصاحبه گر: نورا امیدی

۱. ترازهای امتحان نهایی و تأثیر آن در سوابق تحصیلیتان چقدر شد؟
معدل امتحانات نهایی من ۱۹/۶۰ شد. از همان ابتدا میدانستم که سوابق تحصیلی اهمیت زیادی دارد، به همین دلیل سعی کردم مطالعه برای امتحانات نهایی را به روزهای آخر موکول نکنم. بیشتر روی کتاب درسی، تمرینها و نمونهسؤالهای امتحانات نهایی کار کردم. در کنار آن، از آزمونهای کانون هم استفاده میکردم تا هم مطالب را مرور کنم و هم نقاط ضعفم را زودتر پیدا کنم.
۲. برای امتحانات نهایی چه برنامهای داشتید؟
برنامهام این بود که مطالب را از قبل بخوانم و نزدیک امتحان بیشتر روی مرور و حل نمونهسؤال تمرکز کنم. اول کتاب درسی را دقیق مطالعه میکردم، بعد تمرینها و سؤالهای امتحانات سالهای قبل را حل میکردم. سعی میکردم سؤالهایی را که اشتباه حل کرده بودم دوباره بررسی کنم تا همان اشتباه تکرار نشود.
۳. در آزمونها حضوری شرکت میکردید یا آنلاین؟ چرا؟
بیشتر در آزمونها حضوری شرکت میکردم، چون به نظرم فضای حضوری بیشتر شبیه شرایط واقعی کنکور است. برای من فقط پاسخ دادن به سؤالها مهم نبود؛ میخواستم مدیریت زمان، تمرکز و کنترل استرس را هم تمرین کنم. حتی وقتی نتیجه یک آزمون خوب نمیشد، از تحلیل آن برای آزمون بعدی استفاده میکردم.
۴. اولین تراز شما چند بود و در آزمون آخر به چند رسید؟ برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامهریزی میکردید؟
میانگین تراز من حدود ۶۷۰۰ بوده است. چیزی که بیشتر از خود عدد تراز برایم اهمیت داشت، روند پیشرفت در آزمونها بود. بعد از هر آزمون فقط به تراز نگاه نمیکردم؛ بررسی میکردم کدام درسها افت داشتهاند و علتش چه بوده است. اشتباهاتم را به چند دسته مثل بیدقتی، بلد نبودن مبحث یا کمبود زمان تقسیم میکردم و برای آزمون بعدی بر اساس همانها برنامه میریختم. این کار باعث شد هر آزمون برایم تبدیل به یک تجربه برای بهتر شدن آزمون بعدی شود.
۵. پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
چون دو سال در کانون بودم، به مرور متوجه شدم که پیوستگی خیلی مهمتر از نتیجه یک آزمون است. اگر یک آزمون را خوب نمیدادم، سعی میکردم ناامید نشوم و دلیلش را پیدا کنم. آزمون بعدی برایم فرصتی بود که اشتباهات قبلی را جبران کنم. این استمرار باعث شد مطالعهام منظمتر شود و همیشه یک هدف مشخص برای بازه بعدی داشته باشم.
۶. برنامه شما در تابستان سال گذشته چه بود؟
در تابستان بیشتر هدفم این بود که پایهام را قویتر کنم و به مطالعه منظم و تست زدن عادت کنم. در کنار کتابهای درسی، از کتابهای آبی کانون برای تست استفاده میکردم و سعی میکردم مباحث را فقط یک بار نخوانم و رها نکنم. بیشتر روی درسهایی که احساس میکردم ضعف دارم تمرکز میکردم تا در طول سال مشکل بزرگتری ایجاد نشود.
۷. برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
نوروز را بیشتر برای مرور و جبران عقبماندگیها استفاده کردم. یکی از منابعی که در این دوره برایم کاربرد داشت، کتاب نوروز کانون بود. در کنار آن از تستهای نشاندار و سؤالهایی که قبلاً اشتباه زده بودم هم استفاده میکردم. سعی میکردم در نوروز فقط حجم زیادی درس نخوانم؛ بیشتر هدفم این بود که مطالب قبلی دوباره در ذهنم تثبیت شوند و نقاط ضعفم کمتر شوند.
۸. شما بعد از نوروز تا آغاز دوران جمعبندی چه برنامهای اجرا کردید؟
بعد از نوروز تمرکزم را روی تکمیل مباحث باقیمانده و مرور مطالب قبلی گذاشتم. سعی میکردم بین درسهای جدید و مباحث پایه تعادل برقرار کنم. در این دوره تست زدن برایم جدیتر شد و بیشتر سراغ تستهای زماندار و ترکیبی رفتم. همچنین تحلیل آزمونها را دقیقتر انجام میدادم تا قبل از رسیدن به دوران جمعبندی، ضعفهای اصلیام مشخص شده باشند.
۹. از چه زمانی جمعبندی را شروع کردید و روشتان چگونه بود؟
وقتی بیشتر مباحث را یک بار مطالعه کرده بودم، جمعبندی را شروع کردم. روش من این بود که ابتدا با تست یا آزمون خودم را محک بزنم و بعد فقط قسمتهایی را که مشکل داشتم دوباره مطالعه کنم. از کتابهای جمعبندی کانون و تستهای نشاندار هم استفاده میکردم. این روش باعث شد وقتم را برای مباحثی که کاملاً بلد بودم دوباره هدر ندهم.
۱۰. مطابق برنامه راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامهریزی میکردید؟
بله، برنامه راهبردی کانون برایم چارچوب اصلی برنامهریزی بود. اول مباحثی را که قرار بود در آزمون بعدی بیاید مشخص میکردم و بعد آنها را بین روزهای دو هفته تقسیم میکردم. سعی میکردم برنامهام واقعبینانه باشد و اگر یک روز عقب افتادم، بتوانم در روزهای بعد جبران کنم.
معمولاً در پایان هفته هم بررسی میکردم که چقدر از برنامه را انجام دادهام.
۱۱. ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چقدر تست میزدید؟ چقدر مطالعه میکردید؟
ساعت مطالعهام در طول سال ثابت نبود و با توجه به شرایط و حجم درسها تغییر میکرد. برایم مهمتر از عدد ساعت، مفید بودن مطالعه بود. در درسهای اختصاصی ابتدا سعی میکردم مبحث را کامل یاد بگیرم و بعد تست بزنم. در مباحث ضعیفتر تست آموزشی بیشتری کار میکردم و وقتی تسلط پیدا میکردم، تست زماندار میزدم.
۱۲. برنامه شما برای مطالعه درسهای دهم و یازدهم چگونه بود؟
سعی میکردم مطالب پایه دهم و یازدهم را رها نکنم. در کنار مباحث سال جدید، برای مرور پایه هم زمان مشخصی در نظر میگرفتم. هر جا در تست متوجه میشدم یک مبحث پایهای را خوب بلد نیستم، دوباره به کتاب یا جزوه برمیگشتم و آن قسمت را مطالعه میکردم. به نظرم این کار باعث شد ضعفهای پایه تا ماههای آخر روی هم جمع نشوند.
۱۳. روش مطالعه موفق شما برای دروس عمومی چه بود؟
برای دروس عمومی بیشتر روی مطالعه پیوسته و مرور حساب میکردم. سعی میکردم مطالب را یک بار نخوانم و کنار نگذارم. بعد از مطالعه، با تست خودم را محک میزدم تا ببینم چقدر مطالب را واقعاً یاد گرفتهام. مرورهای کوتاه و مداوم برای من بهتر از این بود که یک درس را یکباره زیاد بخوانم و بعد مدت زیادی سراغش نروم.
۱۴. از کدام منابع کمکآموزشی کانون استفاده میکردید؟
بیشتر از منابعی استفاده میکردم که با برنامه آزمونها هماهنگ بودند. از کتابهای آبی کانون برای تست و تمرین بیشتر استفاده میکردم و برای دوران نوروز هم کتاب نوروز برایم مفید بود. در دوران جمعبندی هم از منابع جمعبندی استفاده میکردم. سعی میکردم تعداد منابع را زیاد نکنم و همان منابعی را که داشتم کاملتر کار کنم.
۱۵. از کدام کارنامههای جعبهابزار کارنامه استفاده میکردید؟ از هر یک چه استفادهای میکردید؟
از کارنامههای کانون برای بررسی روند عملکردم استفاده میکردم. فقط تراز را نگاه نمیکردم؛ درصد هر درس، تعداد غلطها و نزدهها و تغییرات عملکردم را هم بررسی میکردم. بهخصوص کارنامه اشتباهات برایم کاربرد داشت، چون کمک میکرد اشتباهات تکراریام را بشناسم. از کارنامه ۵ نوع درس هم برای این استفاده میکردم که ببینم در چه درسهایی قویتر هستم و کدام درسها نیاز به توجه بیشتری دارند.
۱۶. تحلیل آزمون را در چه روزی انجام میدادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
سعی میکردم تحلیل آزمون را در اولین فرصت انجام بدهم و به روزهای آخر هفته موکول نکنم. ابتدا سؤالهای غلط و نزده را بررسی میکردم و بعد سراغ سؤالهایی میرفتم که درست جواب داده بودم ولی با شک یا زمان زیادی حل کرده بودم. دلیل هر اشتباه را مشخص میکردم؛ اگر مطلب را بلد نبودم دوباره مطالعه میکردم، اگر بیدقتی بود دلیلش را پیدا میکردم و اگر مشکل زمان داشتم، در تستهای بعدی روی سرعت کار میکردم.
۱۷. با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و نیمسال دوم کدام است؟ روش مطالعه این درس چگونه بود؟
بهترین درسی که در کارنامهها داشتم، درسی بود که روش مطالعهاش را بهتر از بقیه پیدا کرده بودم. سعی میکردم اول مفهوم را کامل یاد بگیرم، بعد تست آموزشی و در مرحله بعد تست زماندار کار کنم. تستهای غلط و مهم را هم علامتگذاری میکردم تا در مرورهای بعدی دوباره به آنها برگردم. فکر میکنم چیزی که باعث شد در این درس نتیجه خوبی بگیرم، استمرار در مطالعه و مرور بود.
۱۸. با توجه به کارنامه دستاوردها، کدام قسمتها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامهای برای آن اجرا کردید؟
یکی از نقاط قوت من این بود که سعی میکردم عملکردم را مرتب بررسی کنم و اگر متوجه ضعفی میشدم، برایش برنامه مشخص داشته باشم. از طرفی نقاط قوت را هم رها نمیکردم، چون ممکن بود اگر مدتی تست و مرور نداشته باشم، همان درس هم افت کند. بنابراین بیشتر زمانم را روی نقاط ضعف میگذاشتم، ولی برای حفظ نقاط قوت هم مرور و تست داشتم.
در مجموع، چیزی که در این دو سال از کانون یاد گرفتم این بود که نتیجه خوب فقط با زیاد درس خواندن به دست نمیآید؛ باید بتوانی عملکرد خودت را بررسی کنی، اشتباهاتت را بشناسی و برای آزمون بعدی بهتر عمل کنی. برای من آزمونها بیشتر از اینکه فقط وسیلهای برای سنجش باشند، تبدیل به ابزاری برای پیدا کردن مسیر درست مطالعه شدند.
