نام و نام خانوادگی : سارا هرکلانی
پایه :دوازدهم ریاضی
نام شهر و استان:تهران-تهران
میانگین تراز :6000
سالهای حضور در کانون :دو سال
تعداد آزمونها : 18
مصاحبهگر : یاسمن قدیمی
۱. اگر بخواهید فقط یک دلیل برای شرکت در آزمونهای کانون بگویید، آن دلیل چیست؟
آزمونها برای من یک معیار واقعی هستند که بفهمم در چه وضعیتی قرار دارم. بدون آزمون شاید متوجه بعضی از ضعفهایم نمیشدم.
۲. بزرگترین تغییری که بعد از شرکت در آزمونهای کانون در خودتان احساس کردید چه بود؟
مهمترین تغییر، مدیریت زمانم بود. یاد گرفتم برای هر سؤال بیش از حد وقت نگذارم و زمانم را بین درسها تقسیم کنم.
۳. سختترین آزمونی که تاکنون دادهاید کدام آزمون بود و چگونه از آن عبور کردید؟
یک آزمون داشتم که ریاضی و فیزیکش برایم خیلی سخت بود و نتیجهام پایین آمد. چند روز بعد همان مباحث را دوباره تمرین کردم و اشتباهاتم را بررسی کردم.
۴. اگر به دانشآموزی که تازه وارد کانون شده فقط یک توصیه کنید، آن توصیه چیست؟
کارنامه را فقط برای دیدن تراز نگاه نکنید. قسمتهای مختلف کارنامه را بررسی کنید تا بفهمید دقیقاً کجا نیاز به پیشرفت دارید.
۵. بهترین رتبه یا ترازی که تاکنون کسب کردهاید چه بوده و راز رسیدن به آن چیست؟
بهترین ترازم حدود ۵۴۰۰ بوده است. برنامهای که قابل اجرا باشد و هر روز مقدار مشخصی تست حل کنم، بیشترین کمک را به من کرده است.
۶. وقتی نتیجه آزمون مطابق انتظارتان نمیشود، چگونه دوباره انگیزه پیدا میکنید؟
نتیجه بد را یک هشدار میدانم، نه شکست. معمولاً چند هدف کوچک برای آزمون بعدی تعیین میکنم و سعی میکنم همانها را عملی کنم.
۷. مهمترین اشتباهی که در سال کنکور مرتکب شدید چه بود و چه درسی از آن گرفتید؟
اوایل خیلی دنبال منابع مختلف بودم و زمان زیادی از دست میدادم. بعد متوجه شدم داشتن یک منبع مناسب و کامل خواندن آن بهتر از چند منبع نیمهکاره است.
۸. برنامهریزی شخصی شما چه تفاوتی با قبل از عضویت در کانون دارد؟
الان برنامهام بر اساس اولویتهاست و برای درسهای ضعیفتر زمان بیشتری میگذارم. قبلاً بیشتر طبق علاقهام درس میخواندم.
۹. کدام درس بیشترین پیشرفت را برایتان داشته و دلیل این پیشرفت چه بوده است؟
هندسه برایم خیلی بهتر شده است. حل تمرین زیاد و بررسی راهحلهای مختلف باعث شد در مواجهه با سؤالهای جدید اعتمادبهنفس بیشتری داشته باشم.
۱۰. اگر یک روز جای طراح آزمونهای کانون باشید، چه تغییری در آزمونها ایجاد میکنید؟
دوست داشتم چند سؤال داشته باشیم که نیاز به چند مرحله فکر کردن داشته باشند. این نوع سؤالها برای دانشآموزان ریاضی جذابتر است.
۱۱. بهترین تجربهای که در جلسات پشتیبانی یا برنامه راهبردی داشتهاید چه بوده است؟
در یکی از جلسات متوجه شدم برنامهای که برای خودم نوشتهام بیش از حد سنگین است. با اصلاح آن توانستم برنامهام را منظمتر و واقعیتر اجرا کنم.
۱۲. در روز قبل از آزمون و صبح روز آزمون چه کارهایی انجام میدهید تا آرامش بیشتری داشته باشید؟
روز قبل سراغ مباحث جدید نمیروم و بیشتر نکات مهم را مرور میکنم. صبح آزمون هم سعی میکنم مثل یک روز عادی رفتار کنم و استرس نداشته باشم.
۱۳. تا امروز به چه موفقیتی در دوران کنکور بیشتر از همه افتخار میکنید؟
به این افتخار میکنم که توانستم ساعت مطالعهام را بدون فشار و به شکل تدریجی افزایش دهم. استمرار برای من از یک نتیجه مقطعی مهمتر بوده است.
۱۴. اگر بتوانید به خودِ ابتدای سال تحصیلی یک پیام بدهید، آن پیام چیست؟
میگفتم از همان ابتدا مرور را جدی بگیر. بعضی مطالب اگر چند بار مرور نشوند، خیلی زود از ذهن خارج میشوند.
۱۵. مهمترین ویژگی یک پشتیبان خوب از نگاه شما چیست؟
برای من پیگیری مهمترین ویژگی است. وقتی کسی روند کارم را پیگیری میکند، بیشتر احساس مسئولیت میکنم و برنامه را جدیتر اجرا میکنم.
۱۶. کدام قابلیت کانون بیشترین تأثیر را در پیشرفت شما داشته است؟
کارنامه آزمون برایم خیلی مفید بوده است. با مقایسه کارنامهها میتوانم بفهمم در کدام درسها روند پیشرفتم بهتر یا ضعیفتر بوده است.
۱۷. در روزهایی که انگیزه مطالعه ندارید، چه کاری انجام میدهید تا دوباره شروع کنید؟
گاهی به جای چند ساعت مطالعه، فقط برای ۲۰ یا ۳۰ دقیقه برنامه میگذارم. همین شروع کوچک معمولاً باعث میشود دوباره به روند عادی برگردم.
۱۸. اگر قرار باشد فقط سه کلمه برای توصیف کانون انتخاب کنید، آن سه کلمه چیست و چرا؟
هدف، برنامه، رقابت؛ چون هر آزمون برایم یک هدف ایجاد میکند، برنامه مسیر را مشخص میکند و رقابت هم انگیزهام را بیشتر میکند.
۱۹. بزرگترین هدفی که برای کنکور امسال دارید چیست و برای رسیدن به آن چه برنامهای دارید؟
به مهندسی کامپیوتر علاقه دارم و هدفم قبولی در این رشته است. سعی میکنم روی ریاضی و فیزیک بیشتر کار کنم و در آزمونها هم مدیریت زمانم را تقویت کنم.
۲۰. اگر داستان مسیر موفقیت خودتان را در یک جمله خلاصه کنید، آن جمله چیست؟
«هر بار که فکر کردم نمیتوانم، با یک قدم کوچک دوباره شروع کردم.»
