رضا پور هاشمی؛ قهرمان پیوستگی

از طریق دوستان و فارغ‌التحصیلان موفقی که پیش از من در این مسیر بودند. مشاهده موفقیت آن‌ها در قبولی دانشگاه‌های تراز اول، باعث شد تا با اهمیت «برنامه‌ی راهبردی» کانون آشنا شوم. در واقع، نظم و ساختارمند

رضا پور هاشمی؛  قهرمان پیوستگی

رضا پور هاشمی

قبولی مهندسی برق دانشگاه شهید بهشتی

یک سال دانش آموز کانون بودند

درصدهای کنکور 1403

ریاضی 55    فیزیک 60   شیمی  45

مصاحبه کننده: آرش فتحعلی




۱. چطور با کانون آشنا شدید؟

از طریق دوستان و فارغ‌التحصیلان موفقی که پیش از من در این مسیر بودند. مشاهده موفقیت آن‌ها در قبولی دانشگاه‌های تراز اول، باعث شد تا با اهمیت «برنامه‌ی راهبردی» کانون آشنا شوم. در واقع، نظم و ساختارمندیِ آزمون‌های کانون بود که من را مجاب کرد برای رسیدن به اهدافم، باید در چنین سیستم برنامه‌محوری قرار بگیرم.

۲. دستاورد شما از شرکت در آزمون‌های کانون چه بود؟

فراتر از تراز و رتبه، بزرگ‌ترین دستاورد من، «مدیریت خود» بود. آزمون‌های کانون به من آموخت که چگونه مباحث حجیم را در بازه‌های زمانی مشخص تقسیم کنم (بودجه‌بندی) و از آن مهم‌تر، چگونه تکنیک‌های مدیریت زمان و کنترل هیجان را سر جلسه آزمون پیاده‌سازی کنم؛ مهارتی که مستقیماً به استراتژی‌های دنیای واقعی و فضای دانشگاهی نزدیک است.

۳. چرا این تعداد آزمون شرکت کردید؟ خسته نشدید؟

خستگی اجتناب‌ناپذیر است، اما تفاوت در «نگرش» است. من آزمون را نه به عنوان یک قضاوت، بلکه به عنوان یک «شبیه‌ساز تمرین» می‌بینم. هر آزمون یک فرصت برای کشف نقاط تاریکِ دانسته‌های من است. پیوستگی در شرکت در آزمون‌ها باعث شد تا حتی در روزهایی که آمادگیِ حداکثری نداشتم، یاد بگیرم چگونه با تکیه بر آموخته‌های قبلی، بهترین عملکردِ ممکن را ارائه دهم.

۴. پشتیبان تحصیلی شما در منزل کیست؟ چه کمکی می‌کنند؟

پدر و مادرم  نقش کلیدی دارند. مادرم با ایجاد آرامش روانی و ثبات در محیط خانه، و پدرم با تحلیل‌های منطقی کارنامه و بررسی روند پیشرفت، به من کمک می‌کنند. آن‌ها به جای فشار آوردن برای نمره، بر  رشد من تاکید دارند و این نگرش، فشار روانی کنکور را برای من به یک انگیزه مثبت تبدیل کرده است.

۵. آیا در آزمون هدف‌گذاری و مشابه پارسال هم شرکت می‌کنید؟

بله، صددرصد. آزمون هدف‌گذاری در پایان هفته اول، راهنمای من برای هفته دوم است تا بفهمم کجا باید انرژی بیشتری بگذارم. آزمون مشابه پارسال هم بهترین ابزار برای مدیریت استرس است؛ چرا که با شبیه‌سازی فضای آزمون اصلی، باعث می‌شود روز جمعه با تسلط کامل سر جلسه حاضر شوم.

۶. از کدام کارنامه‌های جعبه‌ابزار استفاده می‌کنید؟

علاوه بر کارنامه اصلی، از «کارنامه اشتباهات» به عنوان منبع اصلی یادگیری استفاده می‌کنم تا دوباره در تله‌های آموزشیِ قبلی نیفتم. «کارنامه بازیابی» نیز در دوران جمع‌بندی عصای دست من است تا نقاطی که نوسان تراز دارم را شناسایی و با تمرین‌های بازیابی، تثبیت کنم.

۷. مطابق برنامه‌ی راهبردی درس می‌خوانید؟ چگونه برنامه‌ریزی می‌کنید؟

برنامه راهبردی برای من حکم «نقشه‌ی راه» را دارد. جمعه‌ها پس از تحلیل آزمون، دو هفته‌ی پیش رو را شخصی‌سازی می‌کنم. من مباحثِ کلانِ برنامه راهبردی را به واحدهای کوچکِ روزانه تقسیم می‌کنم تا همواره حس پیشرفتِ ملموس داشته باشم.

۸. کدام درس‌ها نقطه قوت شماست؟ روش مطالعه آن‌ها چیست؟

در درس ریاضی، نقطه قوتم با «تغییر نگرش» ایجاد شد. روش من ترکیبی از مطالعه‌ی عمیق مفاهیم اولیه، سپس بلافاصله حل تست‌های آموزشی و در نهایت خلاصه‌نویسیِ نکته‌دار برای مرورهای سریع و بازیابی است.

۹. درسی بوده که ضعیف باشید اما آن را به نقطه قوت تبدیل کنید؟

بله، دقیقاً همان درس ریاضی. قبلاً صرفاً منفعلانه درس‌نامه می‌خواندم. تغییرِ روش من به «یادگیری فعال» با حل تمرین‌های سخت و تحلیلِ ریزبینانه‌ی پاسخ‌نامه‌ی تشریحی بود. این کار باعث شد متوجه شوم که ریاضی یک درس حفظی نیست، بلکه مهارتی است که با حل مسئله ساخته می‌شود.

۱۰. روزی چند ساعت درس می‌خوانید؟ چند درصد زمان به تست اختصاص دارد؟

در روزهای مدرسه ۵ تا ۶ ساعت و روزهای تعطیل ۱۰ تا ۱۱ ساعت مفید. حدود ۷۰ درصد زمانم را به تست‌زنی و تحلیلِ آزمون اختصاص می‌دهم؛ چون معتقدم یادگیری واقعی در لحظه‌ی مواجهه با تست و تحلیلِ غلط‌ها اتفاق می‌افتد، نه در زمان مطالعه‌ی صرف.

۱۱. در کارنامه ابتدا به سراغ کدام درس‌ها می‌روید؟ ایرادات را چگونه برطرف می‌کنید؟

ابتدا سراغ دروسی می‌روم که برایشان هدف‌گذاری کرده بودم. تحلیلِ من شامل «رده‌بندی اشتباهات» است: آیا مشکل از کمبود اطلاعات بوده  یا بی‌دقتی  این تفکیکِ فراشناختی، کلیدِ رفعِ ایراداتِ من است.

۱۲. برخورد خانواده با افت تراز شما چگونه است؟

بسیار منطقی و تحلیل‌گرایانه. آن‌ها به جای سرزنش، به دنبال «ریشه‌یابی» هستند. در جلسات تحلیل کارنامه با خانواده، بررسی می‌کنیم که آیا کاهش تراز ناشی از کم‌کاری بوده، یا تغییر منابع، و یا حتی خستگیِ مقطعی. این نگاهِ سیستمی به مشکلات، مانع از افت روحیه‌ام می‌شود.

۱۳. دفتر برنامه‌ریزی دارید؟ چه کمکی به شما کرده است؟

بله، این دفتر ابزار خودتنظیمیِ من است. دیدنِ ساعات مطالعه و روندِ پیشرفت، باعث می‌شود با «خودِ دیروزم» رقابت کنم. این دفتر به من آرامش ذهنی می‌دهد که کنترلِ زمان در دستان خودم است.

۱۴. کدام یک از کتاب‌های کانون را استفاده می‌کنید؟

از کتاب‌های «آبی» برای تسلط بر تیپ‌بندیِ سوالات کنکور و از «سه‌سطحی» برای به چالش کشیدن ذهنم با سوالات دشوارتر استفاده می‌کنم تا در مواجهه با سوالاتِ غیرمنتظره در کنکور، غافلگیر نشوم.

۱۵. چه تصمیمی برای نیم‌سال دوم داشتید؟

تمرکز بر «تست‌های زمان‌دار» و شبیه‌سازی دقیق‌ترِ کنکور. همچنین  روی مباحثی که در نیم‌سال اول نوسان داشتم، با روشِ بازیابی تمرکز کنم تا به ثباتِ تراز برسم.

۱۷. مهم‌ترین ویژگی شما که باعث می‌شود خوب درس بخوانید چیست؟

«تاب‌آوری  و استمرار». معتقدم موفقیت در کنکور، محصولِ جهش‌های ناگهانی نیست، بلکه نتیجه‌ی کارهای کوچک و مداومی است که در روزهای سخت انجام می‌دهیم. من اجازه نمی‌دهم ناامیدی، روتینِ برنامه‌ام را متوقف کند.