گفت و گو زهرا رفیق شیرزن با هلیا برجک(بیوتکنولوژی تهران)

رمز موفقیت در کنکور سراسری در پیش گرفتن یک مسیر درست و مطمئن در کنار مشاوری کاربلد هست.

گفت و گو زهرا رفیق شیرزن با هلیا برجک(بیوتکنولوژی تهران)

نام و نام خانوادگی : هلیا برجک

نام شهر و استان : تهران-تهران

رشته و دانشگاه: بیوتکنولوژی / تهران

ورودی سال : 1400

تحصیلات مادر: کارشناسی حقوق 

تحصیلات پدر:  کارشناسی جهانگردی



 مصاحبه گر: زهرا رفیق شیرزن



۱. لطفاً خودتان را معرفی کنید.

«من هلیا برجک هستم؛ دانشجوی [نانو بیوتکنولوژی/ تهران] و پشتیبان کانون. اگر بخواهم در یک جمله خودم را معرفی کنم، من کسی هستم که معتقدم هیچ بن‌بستی وجود ندارد، یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت. عاشق چالش‌های فکری هستم و یاد دادنِ استراتژی‌های پیروزی به دیگران، به من انرژی مضاعف می‌دهد.»


گفت و گو زهرا رفیق شیرزن با هلیا برجک(بیوتکنولوژی تهران)


۲. به نظر شما چه عواملی باعث شده‌اند که در کنکور خودتان نتیجه بگیرید؟


«ترکیبِ "تاب‌آوری" و "تحلیل". کنکور برای من یک دوی ماراتن بود، نه دو سرعت. عامل اول این بود که یاد گرفتم بعد از هر افتِ تراز، به جای غصه خوردن، مثل یک کارآگاه دنبال علت بگردم. عامل دوم، داشتنِ "نظم آهنین" بود؛ حتی روزهایی که حالم خوب نبود یا بی‌انگیزه بودم، به برنامه‌ام خیانت نکردم. و در نهایت، اعتماد به مسیر؛ من به جای اینکه هر روز روشم را عوض کنم، به یک متد درست (برنامه راهبردی) اعتماد کردم و تا آخر با آن پیش رفتم.»


۳. به نظرتان مهم‌ترین ویژگی مثبت شما چه بوده که باعث شده به اینجا برسید؟


«فکر می‌کنم "واقع‌گراییِ امیدوارانه". من هیچ‌وقت خودم را با رویاهای واهی فریب ندادم. همیشه نقاط ضعفم را خیلی صریح و تند نقد می‌کردم، اما در عین حال ایمان داشتم که می‌توانم تغییرشان دهم. این ویژگی باعث شد که نه با پیروزی‌ها مغرور شوم و نه با شکست‌ها ناامید. این همان "ثبات قدمی" است که معتقدم کلید طلاییِ ورود به هر دانشگاه برتری است.»


۴. چرا کانون را انتخاب کردید؟ به نظر شما مهم‌ترین ویژگی آزمون‌های کانون چیست؟ آیا در آزمون‌های کانون غیبت داشتید؟ 


در این ارتباط تاثیر غیبت بفرمایید.«کانون را انتخاب کردم چون "جامعه آماری بالا" و "استاندارد بودن سوالات" در ایران رقیب ندارد. اما مهم‌ترین ویژگی کانون از نظر من، "برنامه راهبردی" است؛ برنامه‌ای که به آشفتگی‌های ذهنی یک کنکوری پایان می‌دهد.در مورد غیبت، من جزو کسانی بودم که *"غیبت را خط قرمز"* می‌دانستم. حتی وقتی به بودجه‌بندی نرسیده بودم، باز هم آزمون می‌دادم. چرا؟ چون معتقدم غیبت در آزمون، یعنی "فرار از واقعیت". تاثیر غیبت مثل این است که در وسط یک مسابقه، ناگهان چشمانت را ببندی؛ رشته‌ کار از دستت در می‌رود و بازگشت به مسیر دو برابر انرژی می‌برد. آزمون دادن تحت هر شرایطی، یعنی تمرینِ شجاعت.»


۵. چرا پشتیبان کانون شدید؟


«راستش را بخواهید، من هم مثل خیلی از دانش‌آموزها، روزهایی را داشتم که میان انبوه کتاب‌ها و ترازهایی که بالا و پایین می‌شد، حس می‌کردم گم شده‌ام. پشتیبان شدم چون دلم می‌خواست آن "نورِ" تهِ تونل باشم برای کسی که الان در موقعیت چند سال پیش من است. کانون برای من فقط یک آزمون نبود، یک "انضباط ذهنی" بود؛ و حالا می‌خواهم این مهارتِ برنده‌شدن را به بقیه هم یاد بدهم. دیدنِ لحظه‌ای که چشمان یک دانش‌آموز از فهمیدنِ یک استراتژی جدید برق می‌زند، برای من از هر موفقیتی شیرین‌تر است.»


۶. چگونه میان تحصیل در دانشگاه‌های برتر و کارتان تعادل ایجاد می‌کنید؟


«بسیاری فکر می‌کنند کار و درس مانع هم هستند، اما من به این تعادل به چشم یک "بازیِ مدیریت منابع" نگاه می‌کنم. دانشگاه برتر به من یاد داد که کیفیتِ ساعت‌های مطالعه‌ام مهم‌تر از کمیت آن‌هاست. من از همان تکنیک‌های مدیریت زمانی که در کانون به دانش‌آموزانم یاد می‌دهم (مثل تکنیک پومودورو یا اولویت‌بندی ماتریسی)، در زندگی شخصی خودم استفاده می‌کنم. در واقع، کار در کانون به درس خواندنم نظم می‌دهد و درس خواندن در دانشگاه، دیدِ علمی‌ام را برای مشاوره دادن قوی‌تر می‌کند. این یک چرخه است، نه دو خط موازی.»


۷. آیا در پروژه دوران نوروز روش خاصی برای پیشرفت دانش‌آموزان خود داشتید؟


«نوروز برای من "ایستگاه جبران" نیست، بلکه "سکوی پرتاب" است. روش خاص من این بود که اجازه ندادم دانش‌آموزانم در دام "کمال‌گرایی سمی" بیفتند. به جای اینکه لیست‌های بلندبالایی بنویسیم که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند، روی "نقاط استراتژیک" تمرکز کردیم؛ یعنی مباحثی که با کمترین زمان، بیشترین تراز را می‌سازند. شعار ما در نوروز این بود: "هوشمندانه‌تر بجنگ، نه سخت‌تر!". ما از تابلو نوروز به عنوان یک نقشه‌ راهِ شخصی‌سازی شده استفاده کردیم، نه یک برنامه اجباری.»


۸. نظر شما در مورد روش جمع‌بندی ۳ روز یک‌بار چیست؟


«این روش مثل "شبیه‌ساز پرواز" قبل از پرواز واقعی است. به نظر من، بزرگترین اشتباه دانش‌آموزان در دوران جمع‌بندی، دوباره‌خوانی است. روش ۳ روز یک‌بار، ذهن را از حالت "منفعل" به حالت "تهاجمی" می‌برد. وقتی شما کنکورهای سال‌های قبل را در شرایط واقعی می‌زنید، دقیقاً می‌فهمید کجای قلعه‌ دانش شما سست است. این روش نه تنها روی سواد علمی، بلکه روی "هوش هیجانی" و مدیریت استرس در جلسه آزمون هم معجزه می‌کند. من همیشه می‌گویم: کنکور را قبل از کنکور، حداقل ۱۰ بار زندگی کنید.»


۹. با توجه به اهمیت امتحانات نهایی، منابع پیشنهادی برای بهترین نمره در ایام امتحانات چیست؟


«امسال نهایی‌ها دیگر یک "دست‌گرمی" نیستند، بلکه بخشی از سرنوشت کنکورند. من همیشه به بچه‌ها می‌گویم: "کتاب درسی، متن مقدس شماست." اما برای تسلط بر تیپ‌بندی سوالات جدید که مفهومی‌تر شده‌اند، کتاب‌های "پرتکرار" کانون یک میان‌برِ عالی هستند. چون به شما یاد می‌دهند طراحِ سوال دقیقاً کجا را هدف گرفته است. همچنین استفاده از "نمونه سوالات کشوری" سال‌های اخیر، واجب‌تر از نان شب است. منبع خوب آن است که به شما "اعتماد به نفسِ مواجهه با سوالات جدید" را بدهد، نه اینکه فقط کوهی از تست‌های تکراری باشد.»


۱۰. آیا در پروژه امتحانات روش خاصی برای پیشرفت دانش‌آموزان خود داشتید؟


«بله، تمرکز اصلی من روی "مدیریت زمان دوگانه" بود. دانش‌آموزان معمولاً در ایام امتحانات بین دوراهیِ "تشریحی خواندن برای نهایی" و "تستی خواندن برای کنکور" گیر می‌کنند. روش خاص من این بود که به آن‌ها یاد دادم چطور از دلِ سوالات تشریحی، نکات تستی استخراج کنند. ما از کتاب‌های "پرتکرار" کانون برای تثبیت مفاهیم استفاده کردیم و بلافاصله بعد از هر امتحان نهایی، یک پکیج تستِ همان مبحث را کار می‌کردیم تا ذهن از فضای تستی دور نشود. این یعنی با یک تیر، دو نشان زدن


۱۱. به نظر شما مهم‌ترین اصل برای پیشرفت دانش‌آموز چیست؟


«اگر بخواهم عصاره تمام تجربه‌هایم را بگویم، مهم‌ترین اصل *"تحلیل مداوم و بی‌رحمانه"* است. پیشرفت از جایی شروع می‌شود که دانش‌آموز یاد بگیرد به جای غصه خوردن برای تراز پایین، دفترچه پاسخ را باز کند و با خودش صادق باشد: "کجا بی‌دقتی کردم؟ کجا را بلد نبودم؟". دانش‌آموزی که تحلیل آزمون را جدی می‌گیرد، در واقع دارد هر دو هفته یک بار خودش را بازسازی می‌کند. پیشرفت یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه نتیجه‌ اصلاحِ اشتباهات کوچک به صورت مستمر است. به قول معروف: قهرمان‌ها در روزهایی ساخته می‌شوند که کسی نگاهشان نمی‌کند


 حرف آخر ؟!

«حقیقت این است که مسیرِ رتبه‌برتر شدن، از میانِ روزهای معمولی می‌گذرد. همان روزهایی که نه انگیزه‌ای هست و نه تشویقی. من اینجا هستم تا در آن روزهای خاکستری، استراتژیِ "ماندن در بازی" را به شما یاد بدهم. یادتان باشد: رتبه‌های برتر، آدم‌های عجیبی نیستند؛ آن‌ها فقط کسانی هستند که بلدند چطور با اشتباهاتشان رفیق شوند و از آن‌ها پله بسازند. مسیرِ ما تازه شروع شده است؛  موفقیت، تکرارِ لجوجانه‌ رفتارهای درست است. اگر امروز یک قدمِ کوچک برداشتید، یعنی از هزاران نفری که فقط رویاپردازی می‌کنند جلوتر هستید.»

Menu