آتنا رضائی نژاد
شهر: سمنان
شغل مادر: خانه دار
شغل پدر: مدیرعامل
میانگین تراز: 6891
معدل : 19.64
سالهای حضور در کانون:2 سال، 43 آزمون
مصاحبهگر : مجید کرمی
با چه روشی جمع بندی کردید؟
من از روش سه روز یکبار برای جمعبندی استفاده کردم. به این صورت که یک روز یک آزمون جامع را حل میکردم و آن را تحلیل میکردم. از این طریق مباحثی را که از یاد برده بودم یا تسلط خوبی روی آنها نداشتم، یادداشت می کردم و در دو روز دیگر از این مباحث تست میزدم و بخشی از زمانم را هم به مباحثی اختصاص میدادم که در طول سال نتوانسته بودم کار کنم. این روش به من کمک کرد که از زمانم به بهترین نحو استفاده کنم و بیهوده روی مباحثی که روی آنها مسلط هستم ولی به اشتباه فکر میکنم که باید روی آنها کار کنم، زمان نگذارم (توهم فراموشی). آزمونهای جامع همچنین باعث شد تا استراتژی آزموندادن و چگونگی زمانبندی در هر دفترچه را تمرین کنم.
در هر درسی در کنکور چه درصدی را کسب کردید؟
درصدهای کنکور تیر به این صورت بودند؛ ریاضی ۶۹، فیزیک ۷۷ و شیمی ۷۳
از کدام یک از کارنامههای کانون استفاده میکردید. چه کمکی به شما کرد؟
از کارنامه آزمون برای تحلیل آزمونها استفاده میکردم که درجه سختی سوالات را هم شامل میشد و در انتخاب سوال بهتر به من کمک میکرد. از کارنامه پروژهای نیز برای مشاهده روندی که در طول سال طی کردم، استفاده میکردم. برای جمعبندی کنکور تیر همچنین از کارنامه بازیابی استفاده کردم که به من کمک کرد بفهمم در چه مباحثی نیاز به تسلط بیشتری دارم. من موقع تحلیل آزمونها از رتبهبندی سوالات هم کمک میگرفتم و همین موضوع باعث شد تا به مرور انتخاب سوالهای بهتری داشته باشم و تعداد سوالات سادهی نزده و غلط را به حداقل برسانم و بتوانم تعداد سوالات بیشتری را در مدت زمان آزمون جواب بدهم.
تعداد غلط های شما در کنکور تیر خیلی کم بود. چطوری تا این حد خوب سوال ها را انتخاب میکردی؟
من در کنکور اردیبهشت تعداد غلطهای زیادی داشتم. در مدت زمان بین دو کنکور اردیبهشت و تیر سعی کردم دلیل این موضوع را پیدا کنم و دنبال راه حلی برای کمکردن تعداد غلطهایم باشم. در واقع کنکور اردیبهشت را از جنبههای مختلف بارها بررسی کردم، چه از لحاظ درسی چه از لحاظ روحی و تلاش کردم که آن اشتباهات را دوباره تکرار نکنم.
آزمون های کانون چه کمکی به شما کرد؟
تجربه کردن شرایط حضوری یکی از فواید آزمون های کانون بود. درست است که می توان در خانه شرایط آزمون را شبیهسازی کرد ولی قابل مقایسه با شرایط حضوری نمیباشد. این موضوع باعث شد تا من تمرین کنم که چگونه از لحاظ روحی در روز کنکور خودم را کنترل کنم.در کنار این ها سوالات متنوع و با سطوح مختلف باعث شدند که برای شرایط مختلف کنکور آماده شوم.
در مورد پیشرفتن با برنامه راهبردی چه صحبتی دارید؟
پیشنرفتن با برنامه راهبردی نتیجهای جز یک بار اضافی برای برنامهریزی به دوش دانشآموز و در نهایت سردرگمی او ندارد. شما در این سال با حجم زیادی از مطالب روبرو هستید که باید تا زمان مشخصی آنها را بخوانید و تمرین کنید و بعد از آن هم برای جمعبندی و آزمونهای جامع وقت بگذارید. برنامه راهبردی این کار را برای شما انجام میدهد و شما به جای برنامهریزی برای طول سال، در بازه های دو هفته برای خودتان برنامه ریزی می کنید. در رابطه با آزمونهای تابستان هم باید بگویم که شرکت در این آزمونها باعث مرور مطالب و همچنین عادتکردن به شرایطی هست که قرار است در طول سال تجربه کنید. جدینگرفتن این آزمونها کار دانشآموز را در طول سال تحصیلی سختتر میکند.
از کدام یک از کتابهای کانون استفاده کردید؟
من در درس حسابان و گسسته از کتاب بنفش استفاده کردم.

چطور از کلاس ها برای یادگیری استفاده می کردید؟
من سعی می کردم همیشه در کلاسها حضور داشته باشم و غیبت نکنم و البته حضور فعالی در کلاس داشته باشم. تمام حواسم را به مبحثی که درحال تدریس بود میدادم و سوالاتی که در ذهنم ایجاد میشد را از دبیر می پرسیدم، این باعث می شد مفهوم تا حد زیادی در همان زمان در ذهنم جا بیفتد. مثالها را در کلاس حل می کردم (اغلب اوقات سوالات را به همراه دوستم حل میکردیم که همین موضوع باعث می شد تا با دو دیدگاه مختلف برای حل مسئله روبرو باشیم و راحت تر مسئله را حل کنیم، چون هرکدام به نکتهای توجه می کردیم که ممکن بود از دید دیگری پنهان باشد و به اشتراک گذاشتن این دیدگاهها باعث میشد دید وسیعتری نسبت به مسئله پیدا کنیم) و سعی می کردم با دبیر تعامل داشته باشم. این حضور فعال و مستمر در کلاس باعث می شد تا بخش زیادی از مفهوم را سرکلاس درک کنم و در خانه بیشتر وقتم را برای تکرار و تمرین و حل سوالات متنوع بگذارم.
نقش حمایتی دوستان به چه صورت بود؟ شما در گروه دوستی قرار داشتید که یک نفر رتبه 617 تجربی شد و یک نفر دیگر رتبه 433 ریاضی.
من در این سال دوستهای فوقالعادهای داشتم. به واسطه هدف مشترکی که داشتیم همدیگر را حمایت می کردیم و مشوق هم بودیم تا بتوانیم به نتیجه دلخواه برسیم. با یکدیگر راجع به کارهایی که انجام می دادیم صحبت می کردیم و از تجربه های هم استفاده می کردیم. هوای همدیگه را داشتیم و موقع ناامیدی با کمک هم به مسیر خود برمی گشتیم. کنکور نه تنها ما را از هم دور نکرد بلکه باعث شد رابطه نزدیکتری با هم داشته باشیم و با هم برای هدفمان تلاش کنیم.
در مورد نقش خانواده بگویید.
خانواده از لحاظ روحی در این سال از من حمایت زیادی کردند و مشوق من بودند. در زمان خستگی و ناامیدی همیشه به من امید می دادند و به حرف هایم گوش می کردند و تا جایی که می توانستند به من کمک می کردند. محیطی آرام را برای من فراهم کردند تا بتوانم تمام تمرکزم را روی درسم بگذارم.
