از تردید تا تصمیم، روایت یک تغییر آگاهانه با نگین شیرازی از شیراز

در یک جمله دوست دارم بگویم که اگر کانون یک خانه باشد، من خودم را فرزند آن می‌دانم.

از تردید تا تصمیم، روایت یک تغییر آگاهانه با نگین شیرازی از شیراز

« از تردید تا تصمیم روایت یک تغییر آگاهانه، گفت و گو با نگین شیرازی قهرمان پیوستگی کانون و برتر نیم سال اول از شیراز»

 

نام و نام خانوادگی: نگین شیرازی

پایه و رشته تحصیلی: فارغ التحصیل رشته تجربی، داوطلب رشته زبان 

سال های حضور در کانون: 12 سال و از کلاس دوم دبستان

میانگین تراز: 7500

تعداد پاسخ های صحیح: 810

شغل و تحصیلات مادر: کارشناسی ارشد حقوق، کارمند

شغل و تحصیلات پدر: کارشناسی ارشد حقوق،‌ وکیل


مصاحبه گر: آیناز هوشمند

 

شما چگونه با کانون آشنا شدید؟ 

من از نقطه ی شروع تحصیل و سال های ابتدایی متوجه شدم که به درس خواندن به طور جدی علاقه مند هستم؛ در جستجوی بستر مناسبی برای پیشرفت کردن و برنامه ریزی برای ورود به مدارس تیزهوشان و سمپاد بودم که از طریق دوستانم در مدرسه با کانون آشنا شدم و از همان سال، یعنی از کلاس دوم شرکت کردن در آزمون های کانون را شروع کردم.


با توجه به اینکه قهرمان پیوستگی کانون هستید، نقش استمرار دوازده ساله ی خود در آزمون ها را روی مسیر موفقیت تحصیلی خود چگونه و چقدر موثر می دانید؟

من با حضور مستمر در کانون قبل از هرچیزی احساس می‌کردم که گمراه و سردرگم نیستم و یک چهارچوب و قائده ی منظم  برای حرکت کردن در اختیار دارم، در حقیقت می توانم بگویم استفاده از برنامه ی راهبردی، ترسیم نقشه ی رسیدن به اهدافم را برایم راحت تر کرد. با بررسی کارنامه هایم دقیقا متوجه می‌شدم که کجا از مسیر موفقیت منحرف شدم و در کدام قسمت دارم درست پیشروی می کنم؛ اما به طور کلی فکر می کنم کانون برای من فقط یک موسسه ی آموزشی و محدود به منابع، کتاب و آزمون و برنامه و درس خواندن نبوده است، من احساس رشد و تعلق خاطر را باهم در اینجا تجربه کردم و یاد گرفتم که مسیر موفقیت و رسیدن به آرزوهایم، الزاما چیزی نیست که مدرسه یا دیگران برایم مشخص می کنند و نباید شبیه اکثریت باشد. موفقیت برای من همان چیزی است که درحال حاضر انتخابش کرده ام، این که امروز توانسته ام بعد از دوازده سال تلاش و کوشش به سمت علایقم بروم و آن ها را در اولویت قرار بدهم را مدیون کانون هستم؛ در یک جمله دوست دارم بگویم که اگر کانون یک خانه باشد، من خودم را فرزند آن می‌دانم.

 

در آزمون ها حضوری شرکت می کنید یا آنلاین؟ چرا؟

همیشه حضوری شرکت می کنم، چون اکثراً حفظ روحیه و تمرکز حین امتحان و آزمون کمی برایم چالش برانگیز بوده است، هدف اصلی از شرکت کردن به صورت حضوری یادگرفتن کنترل استرس و اضطراب و مدیریت زمان در کنار شبیه سازی فضای آزمون کنکور است.

 

مهم ترین عاملی که باعث تداوم و حضور مستمر شما در آزمون های کانون به مدت دوازده سال شد، چه بوده است؟

برنامه راهبردی کانون باعث می‌شد که احساس مسئولیت داشته باشم و مطالعه ام را هرگز رها نکنم. همچنین آزمون دادن به طور منظم و دو هفته یک‌بار باعث می‌شد که درس هایم روی هم انباشته و تلنبار نشوند و یاد بگیرم که هرروز ساعات مشخصی را برای درس خواندن اختصاص بدهم. ضمن این که به کمک آزمون های کانون در زمان هایی که مدرسه برنامه ی آموزشی مشخصی برای ما نداشت: مانند عید نوروز و فصل تابستان می توانستم به طور هدفمندتری برای ادامه ی نیم سال یا شروع سال تحصیلی جدید برنامه ریزی داشته باشم.

 

در مسیر رسیدن به اهدافتان، از برنامه راهبردی کانون چگونه استفاده می کردید؟

در طی سال های ابتدایی و متوسطه ی اول شخصی سازی را به طور کامل انجام می دادم، یعنی همیشه بودجه ی مربوط به هر آزمون را طوری تقسیم بندی می کردم که در طول دو هفته به تمام مباحث برسم، تسلط کافی را کسب کرده و تا حد توان تست و تمرین هم حل کرده باشم، همچنین من منطق پیشروی در هر آزمون را به خوبی برای خودم درون سازی و تفهیم می کردم و با هدف‌گذاری برای پیشرفت در آزمون هایی که سکوی مقایسه ای بودند جلو می رفتم، اگر هم گاهی در هر درسی از برنامه کمی عقب می افتادم تمام تمرکز و تلاشم را برای جبران ناهماهنگی ایجاد شده در آزمون های بعدی با بودجه بندی مشابه یا همان ایستگاه های جبرانی می کردم؛ در حال حاضر که داوطلب رشته ی زبان هستم کاملا طبق برنامه راهبردی کانون و پیمانه های مشخص شده در منابع و کتاب های کانون پیشروی دارم.

 

آیا در آزمون های هدف‌گذاری و مشابه پارسال شرکت می‌کنید؟

بله همیشه شرکت می کنم. به دلیل این که می خواهم انتظاراتم از خودم را با سطح واقعی تسلطم در هر درس و مبحثی هم راستا و به یک اندازه نگه دارم، به عبارت دیگر تا زمانی که در یک مبحث به تسلط صد در صد نرسیدم، از خودم انتظار صحیح پاسخ دادن به تمام سوالات آن مبحث را نداشته باشم و همچین شرکت کردن در این آزمون ها ذهن من را برای آزمون اصلی روز جمعه آماده می کند. چون با بررسی کارنامه ی این آزمون ها می توانم پیش بینی نسبی در مورد عملکردم داشته باشم.

از تردید تا تصمیم، روایت یک تغییر آگاهانه با نگین شیرازی از شیراز

 

در طول سال هایی که کانونی بودید، چالش برانگیزترین دوران برای شما چه زمانی بود؟

سه سال آخر، مخصوصا سال های یازدهم و دوازدهم چالش های زیادی برایم به همراه داشت. چون در این بازه به فکر تغییر رشته ی تحصیلی افتاده بودم و در رشته ی تجربی برنامه ای برای آینده و ادامه ی مسیر تحصیلی و شغلی ام نداشتم و صرفا درس هایم را طبق روتین همیشگی می خواندم و جلو می بردم، اما از درون احساس مثبتی نسبت به مسیری که در آن قرار گرفته بودم نداشتم و خوب این موضوع باعث شده بود هم سردرگم باشم و هم اینکه خودم را از درون سرزنش کنم برای اینکه از علاقه ام دور شده بودم. اما خوشبختانه بعد از فارغ‌التحصیل شدن در رشته ی تجربی بلاخره موفق شدم تصمیم درست را بگیرم و در حال حاضر داوطلب گروه زبان هستم و هم زمان با آماده شدن برای کنکور زبان در حال یادگیری زبان های اسپانیایی و فرانسوی هم هستم.


در رویارویی با افت تحصیلی یا نارضایتی از نتایج آزمون هایتان، چه راهبرد هایی برای پیشرفت و ایجاد رشد به کار گرفته اید؟ لطفا توضیح دهید.

به نظر من افت کردن کاملا طبیعی و یک جزء جدانشدنی از مسیر پیشرفت است که هر دانش آموزی در طول دوران تحصیلی حداقل یک بار تجربه اش می کند و من هم از این قاعده مستثنی نبودم؛ زمانی که از نتایج آزمون ناراضی و درگیر نوسان در پاسخ‌دهی شده بودم، قبل از هرچیزی سعی کردم خودم را سرزنش نکنم، آرامشم را حفظ کنم و کارنامه هایم را به دقت ببینم و بررسی کنم و تحلیل آزمون هایم را به شکل جدی تری انجام بدهم تا در کنار ضعف های آموزشی و علمی، نقاط ضعف عملکردی خودم مانند عدم مدیریت صحیح زمان و ضعف در کنترل پرش ذهنی را کشف کنم، بعد از آن تصمیم گرفتم به صورت واقع بینانه هدف‌گذاری داشته باشم و اهدافی انتخاب کنم که به راحتی قابل دست یابی باشند. مثلا به جای رشد تراز در آزمون بعدی هدفم را افزایش تعداد پاسخ های صحیح قرار می‌دادم؛ با رسیدن به این اهداف به طور چشم گیری پیشرفت می‌کردم، اعتماد به نفسم بالاتر می رفت و با علاقه ی بیشتر و هدفمندتر تلاش می‌کردم.

 

تحلیل آزمون را چه زمانی و به چه روشی انجام می دادید؟

معمولا همان روز آزمون تحلیل را انجام می‌دهم، سوالات را به طور کامل یک‌بار دیگر حل می کنم، اولویت اولم بررسی سوالات نزده و بعد غلط و در نهایت مرور اجمالی سوالاتی بوده که صحیح حل کردم، اما مهم ترین نکته ای که همیشه سعی کردم آن را رعایت کنم این بوده است که به جای سرزنش کردن خودم بخاطر اشتباهات و نقاط ضعفم، به فکر مواظبت و نگه داشتن نقاط قوتم باشم و درکنار آن تمرکزم را به تقویت سایر مباحث با تسلط های ناکافی هم معطوف کنم.

 

آیا می توانید یک مثال واضح و مشخص از تغییراتی که پس از تحلیل نتایج یک آزمون اعمال کردید بزنید؟ 

بله، یکی از مواردی که در رشته ی زبان با آن مواجه شدم و تغییرش دادم این بود که در قسمت ترتیب اجرای جملات همیشه تعداد اشتباهاتم در آزمون ها زیاد بود، علی رغم اینکه ساعات کافی مطالعه و تست و تمرین هم داشتم اما بعد از چندبار تحلیل کردن سوالات این بخش متوجه شدم که؛ علاقه ی من به یادگیری زبان و فعالیت هایی که در اوقات فراغتم در این راستا انجام می دادم مانند دیدن فیلم با زبان اصلی و بدون زیرنویس و یا گوش دادن به موسیقی باعث شده بود که انگلیسی را به صورت محاوره ای یاد بگیرم و در تشخیص ساختار ثابت و رسمی سوالات این قسمت اشتباهات زیادی داشته باشم.

 

آیا در طول دوران کانونی بودن از دفتر برنامه ریزی استفاده می کردید؟

بله، به کمک آن توانستم یک چرخه ی منظم ایجاد کنم و به مرور به دیسیپلین در زندگی ام رسیدم؛ چون یاد گرفتم برنامه ریزی داشتن به معنای حذف کردن زمان های استراحت و یا کنار گذاشتن تفریح و سرگرمی و فعالیت های مورد علاقه نیست، به طور کلی توانایی ایجاد تعادل چه در بین مباحث درسی و چه در نوع مطالعه از نظر تستی و تشریحی بودن از اثرات مفید استفاده از این دفتر برای من بوده است.

 

از کدام یک از منابع کمک آموزشی کانون استفاده کردید؟ 

در طول این دوازده سال همیشه اکثر کتاب هایم از منابع کانون بوده است، چه در اول مسیر و سال های ابتدایی و چه در سال های متوسطه دوم، زمانی که برای کنکور تجربی در حال آماده شدن بودم  از مجموعه کتاب های آبی و سه سطحی استفاده می‌کردم در حال حاضر که داوطلب گروه زبان هستم هم تمامی کتاب های مرتبط با رشته ی زبان را از کانون تهیه کرده ام.

 

در سایت کانون و جعبه ابزار کارنامه کدام قسمت ها بیشتر مورد استفاده شما بوده است؟

در سایت کانون ویدیو های تحلیل آزمون ها را همیشه زیاد می‌بینم، از مقالات مشاوره ای که قرار داده می شود بازدید می کنم، در سال هایی که برای کنکور تجربی آماده می‌شدم مصاحبه های تراز برترها و پذیرفته شدگان در کنکور را می‌خواندم و همچین در دوران امتحانات هم برای استفاده از نمونه سوالات به سایت سر می زدم. اما در جعبه ابزار کارنامه معمولا کارنامه اصلی و اشتباهات را بیشتر بررسی می‌کنم ولی به طور کلی تمامی کارنامه ها را می شناسم و می‌بینم.

 

شرکت کردن در آزمون های کانون چگونه روی افزایش خودآگاهی تحصیلی شما اثرگذار بوده است؟

در حقیقت نمی توانم بگویم فقط یک عامل مثل آزمون در کانون باعث رشد خودآگاهی من نسبت به وضعیت تحصیلی خودم شده است، به طور مثال با استفاده از آزمون های هدف‌گذاری و مشابه پارسال  من یاد گرفتم که چطور واقع بینانه و حرفه ای هدف‌گذاری کنم، یا با بررسی کارنامه های مختلفم متوجه می شدم که در کدام مباحث باید از منابع مکمل و آموزشی استفاده کنم، همچین با استفاده از برنامه راهبردی یاد گرفتم که باید درس هایم را قسمت بندی و در قالب پیمانه مطالعه کنم، بنابراین باید بگویم که رسیدن به شناخت و خودآگاهی از وضعیت درسی ام زمانی میسر شد که من با اعتماد کامل تمام مسیرم را جز به جز با کانون و ابزارهای مختلف در دسترس طی می کردم.

 

به نظر شما، چرا گاهی شرکت کردن در آزمون به جای تبدیل شدن به یک عامل سازنده و مفید، یک عامل استرس زا در مسیر رشد تحصیلی یک دانش آموز می‌شود؟ 

من فکر می کنم دانش آموز زمانی برای شرکت کردن در آزمون استرس می‌گیرد که شناخت کافی از هیچ چیز نداشته باشد، منطق و نحوه ی پیش روی مباحث را نداند و آگاهی کافی از میزان تسلط خودش رو آن مباحث نداشته باشد؛ بنابراین گام اول کسب آگاهی از همه چیز است؛ در ادامه دومین عامل مهم استرس زا، داشتن انتظارات فراتر از توان واقعی از خود است پس گام دوم انتخاب واقع بینانه ی هدفی قابل دستیابی است و آخرین و مهم‌ترین نکته رویکرد و نوع نگرش ماست « آزمون فرصتی برای یادگیری است، نه ابزاری برای خود سرزنشگری!» اگر این موارد جایگزین الگو های ذهنی منفی هر دانش آموز شود من فکر می‌کنم آزمون دیگر نه تنها باعث استرس نمی‌شود بلکه یک عامل بسیار مفید و سازنده خواهد شد.

 

برای دوران طلایی نوروز چه برنامه‌ای دارید؟

با توجه به اینکه فارغ التحصیل هستم و ترمیم معدل برای یازدهم و دوازدهم را در پیش دارم، می‌خواهم تمرکزم را روی مطالعه تشریحی دروس بالاتر ببرم و زمان بیشتری به آن اختصاص بدهم در کنار آن به طور همزمان و موازی مباحث متفاوت رشته زبان را هم جمع‌بندی خواهم کرد.

 

جمع‌بندی‌تان برای کنکور را به چه روشی انجام خواهید داد؟

منطبق بر بودجه برنامه راهبردی برای آزمون‌های ۷ و ۱۴ فروردین آماده خواهم شد و از کتاب‌های جمع‌بندی کانون در کنار حل کنکورهای سال‌های اخیر رشته زبان برای جمع‌بندی کردن استفاده خواهم کرد.

 

در چه مقطعی تصمیم به تغییر رشته گرفتید؟ چه عاملی باعث شکل گرفتن این تصمیم شد؟

بعد از فارغ‌التحصیلی و تجربه کردن کنکور تجربی تصمیم به تغییر رشته و دنبال کردن علایقم گرفتم، علتش هم این بود که احساس سردرگمی داشتم و نمی‌توانستم آینده شغلی و ادامه ی مسیر تحصیلی ام را با شاخه های مرتبط با رشته ی تجربی منطبق ببینم.

 

زمانی که تصمیم گرفتید رشته تان را عوض کنید چه چیزی ذهنتان را درگیر کرده بود؟

اوایل به این فکر می‌کردم که اگر به سال نهم برمی‌گشتم رشته انسانی را انتخاب می‌کردم، چون حتی بعد از انتخاب رشته تجربی به دلیل علاقه خیلی زیادی که داشتم کتاب‌های فلسفه و روانشناسی و عربی دوستانم که رشته انسانی را انتخاب کرده بودند قرض می‌گرفتم و مطالعه می‌کردم؛ اما خوب در آن زمان چون دوست داشتم در مدرسه تیزهوشان بمانم باید رشته تجربی یا ریاضی را انتخاب می‌کردم، زمانی که از رشته تجربی فارغ التحصیل شدم، علی رغم اینکه در مدرسه از دانش آموزان کوشا و نفرات اول کلاس بودم و همچنین در کانون ترازهای خوبی کسب می‌کردم و وضعیت مطلوبی داشتم، احساس می‌کردم که هیچ تعلق خاطری به درس هایم ندارم و صرفا چون در روتینم قرار داشتند می‌خواندم و روزها را سپری می‌کردم، وقتی تصمیم گرفتم که رشته‌ام را عوض کنم نگرانی خیلی زیادی داشتم با خودم می‌گفتم هزینه های زیادی برای تحصیلم کرده ام، تلاش بسیار زیادی برای بودن در بین برترها و دور رقابت داشته ام، اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که برای رسیدن به آرزوهایم جاده ی رشته ی تجربی مسیر مناسبی نیست و من هرچه بیشتر  جلو بروم دارم از جایی که باید باشم بیشتر فاصله می گیرم و بلیط برگشت برایم گران‌تر خواهد شد، به این نتیجه رسیدم که مهم ترین هزینه برای آینده ام زمانم است و سعی کردم با تغییر دادن مسیرم در استفاده از زمانم محتاط تر و متمرکزتر عمل کنم.

 

با توجه به اشاره ای که به علاقه تان به رشته ی انسانی کردید، چرا در حال حاضر رشته ی زبان را برای ادامه دادن انتخاب کردید؟

درس های رشته ی انسانی را واقعا دوست دارم، مثلا به یاد دارم که از همان سال های ابتدایی شیفته ی یادگیری درس ادبیات بودم. همچنین در دوران متوسطه اول کلاس درس تاریخ هرگز برایم خسته کننده نبود. اما زبان علاقه ی حقیقی و معنای اصلی در زندگی من است، من ارتباط گرفتن با انسان ها را بسیار دوست دارم. چون شخصیتی برون گرا هستم، دلم می خواهد دنیا را با یاد گرفتن زبان های جدید بشناسم و درک کنم، حتی دوست دارم ارتباط گرفتن با دیگران را به علاقه مندانی چون خودم آموزش بدهم. در نتیجه علایقم انطباق بیشتری با مسیر این رشته داشت به همین دلیل آن را انتخاب کردم.

 

بعد از تغییردادن رشته تان، چگونه از توانمندی و علاقمندی خودتان ارزیابی به عمل آورده و اطمینان حاصل کردید؟ چطور مطمعن شدید که تغییر ایجاد شده درست است؟

باید بگویم که زبان هرگز در هیچ بازه ی زمانی از من جدا نبود، علاقه مندی من به زبان برایم کاملا بدیهی بود. چون از همان سال های اول شروع به تحصیل یادگیری زبان انگلیسی را هم آغاز کرده بودم و در کنار آن به فراگرفتن زبان های دیگر مانند فرانسوی و اسپانیایی هم پرداخته بودم، از توانمندی خودم در این رشته هم کاملا مطمئن بودم چون تمام فعالیت هایم، کتاب هایی که می‌خواندم، موسیقی هایی که گوش می دادم، فیلم هایی که می‌دیدم همه به زبان انگلیسی بود، حتی الان در حالی که دارم به یک مسئله یا موضوع فکر می کنم و درگیری ذهنی دارم به انگلیسی صحبت می‌کنم، و خواب هایی که می بینم هم به زبان  انگلیسی است. بنابراین به خودم و علاقه ام اعتماد کردم و مسیرم را تغییر دادم.

 

مهم ترین چالش علمی یا ذهنی شما برای جدا شدن از مسیر رشته تجربی و رفتن به سمت علایقتان چه بود؟ 

در ابتدا و اول مسیر مقاومت ذهنی بالایی داشتم، با خودم می‌گفتم بعد از این همه تلاش کردن به صورت منظم، درس خواندن و آزمون دادن و کسب تراز های خوب واقعا باید مسیرم را تغییر بدهم؟ خودم را خیلی سرزنش می‌کردم برای هزینه هایی که کرده بودم، نمی‌توانستم بپذیرم که مسیرم را اشتباه انتخاب کرده ام، احساس می‌کردم در یک چرخه ی تکرار گیر کرده و هربار به یک بن بست می‌رسیدم تا این که یادم آمد در اواخر سال دهم هم یک بار به فکر تغییر رشته افتاده بودم. اما اقدامی انجام نداده بودم در آن زمان این نکته از ذهنم گذشت که نباید اشتباه سال دهم را تکرار کنم به این نتیجه رسیدم که بی برگشت ترین هزینه ی من زمانم است، بعد از آن به کمک پدر و مادرم نگرانی هایم را کنار گذاشتم و توانستم راه درست را انتخاب کنم.

 

تطبیق پیدا کردن با منابع، سبک مطالعه و فضای رقابتی رشته ی جدید را چگونه مدیریت کردید؟ 

برایم بسیار راحت بود به چند دلیل: اول این که در رشته ی تجربی تنوع زیادتر بود دروس استدلالی و تحلیلی بودند و من باید برای هرکدام روش متفاوت و مناسب با نوع درس در پیش می‌گرفتم مثلا نمی‌توانستم درس فیزیک را مانند درس زیست شناسی مطالعه کنم اما در رشته ی زبان تنوع مباحث در یک درس است یعنی تنوع وجود دارد اما در یک بستر مشترک؛ دلیل دوم این بود که در رشته ی تجربی درس خواندن برایم تبدیل به کاری تکراری شده بود منظورم این است که دامنه ی دروس در این رشته محدود هستند. اما در رشته ی زبان احساس آزادی و راحتی بیشتری دارم چون محدودیتی وجود ندارد و مثلا برای یادگرفتن لغات بی نهایت کلمه وجود دارد که من می‌توانم آنها را فرا بگیرم؛ سومین دلیل که بسیار هم جالب است این بود که وقتی در رشته ی تجربی سر جلسات آزمون می رفتم و حتی سر جلسه ی کنکور، به وضوح داوطلبانی را می‌دیدم که دقیقا شرایط مشابه من دارند و سردرگم هستند با دیدن آنها استرسم زیادتر می‌شد. اما در فضای رقابتی جدید و در رشته ی زبان معمولا تمام داوطلبین مشابه خودم و با علاقه این مسیر را انتخاب کرده اند. دیدن این موضوع شوق بیشتر تلاش کردن و یادگرفتن را در من بیدار نگه می‌دارد.

 

از نظر شما، برای یک دانش آموز چه نشانه هایی می‌تواند هشداری برای تغییر دادن یا تجدید نظر کردن درباره ی رشته ی تحصیلی باشد؟

برای همه این نشانه ها یکسان نیست، اما برای من احساس سردرگمی دائمی نسبت به شرایطم، نداشتن شوق یادگیری، درس خواندن بدون میل و رغبت و از سر اکراه و اجبار و نداشتن حس تعهد و تعلق خاطر به کلاس های درس نشانه های ملموس و قابل رؤیتی بودند که وقتی متوجه شدم نمی دانم خودم را دانشجوی چه رشته و در آینده در چه جایگاه شغلی می خواهم ببینم از تصمیمم مطمئن ساخت و مسیرم را بعد از آن تغییر دادم.

 

توصیه ی شما به دانش آموزانی که بین « ادامه دادن با تردید» و « ترس از تغییر مسیر» مردد هستند چیست؟

اول سردرگمی را درمان و سعی کنید خودتان را پیدا کنید، به این فکر نکنید که دیگران از شما چه انتظاری دارند. به درون خودتان رجوع کنید و ببینید در حال حاضر وضعیت فعلی تان کجاست و کجا ایستاده اید، بعد از آن به فکر کشف وضعیت مطلوب باشید و به دقت بررسی کنید که به کجا می خواهید برسید؛ به دنبال وجه اشتراک باشید بین خودتان و رشته ای که می خواهید بعد از تغییر آن را انتخاب کنید، از خودتان بپرسید که آیا می‌توانم احساس راحتی با آن رشته داشته باشم؟ آیا حاضرم مهم ترین دارایی زندگی یعنی عمرم را در این مسیر صرف کنم؟ اگر پاسخ این سوالات در ذهنتان شفاف بود دیگر تردیدی نداشته باشید و خودتان را بابت انتخاب اشتباه قبلی سرزنش نکنید و هرچه زودتر تغییر را اعمال کنید خوشحال تر خواهید شد و سریع‌تر پیشرفت می‌کنید و موفق می‌شوید.

 

Menu