از مقطع نهم تا قبولی مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت

در تابستان تلاش می‌کردم دروس سال بعد را پیشخوانی کنم(به سوالات نگاه به آینده پاسخ بدهم) و دروس سال قبل را مرور کنم , که این کار با برنامه راهبردی کانون به خوبی قابل انجام بود.

از مقطع نهم تا قبولی مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت

گفت و گو با پریا جهانفر

از سال نهم تا قبولی مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت

شهر و  استان:  تهران/ تهران

سال کنکور: ۱۴۰۲

رتبه کنکور: ۱۵۳۸ منطقه      ۲۵۳۰ کشوری 

رشته قبولی: مهندسی مکانیک 

دانشگاه قبولی: علم و صنعت

سال‌های حضور در کانون: کلاس نهم تا دوازدهم 

شغل پدر: ازاد

شغل مادر: خانه دار

 

 

شما چند سال و چه‌ سال‌هایی در آزمون‌های کانون شرکت کردید؟

من 4 سال ,از مقطع نهم تا مقطع دوازدهم به صورت پیوسته و مداوم در 94 آزمون شرکت کردم.

 

از مقطع نهم تا قبولی مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت

مهم‌ترین چیزی که در این سال‌ها از کانون و آزمون‌ها یاد گرقته اید چیست؟

برنامه ریزی اصولی مهم ترین آن ها بود اما مدیریت زمان هم به خوبی یاد گرفتم.

 


آیا در آزمون‌های کانون غیبت داشتید؟ دلیل شما برای عدم غیبت در آزمون‌ها چه بود؟

خیر، تمام سعیم را می کردم همه آزمون ها را مرتب بدهم تا از بودجه بندی عقب نمانم. 

 

 

در تابستان برنامه شما چه بود؟ آزمون‌ها را شرکت‌ می‌کردید؟

در تابستان تلاش می کردم دروس سال بعد  را پیشخوانی کنم(به سوالات نگاه به آینده پاسخ بدهم) و دروس سال قبل را مرور کنم , که این کار با برنامه راهبردی کانون به خوبی قابل انجام بود.

 

 

چگونه در فاصله دو هفته برای آزمون برنامه‌ریزی می‌کردید؟

در هفته اول مطالعه دروس و تست آموزشی را تمام می کردم و هفته دوم را به تست زماندار زدن وآزمون دادن اختصاص می دادم.

 

 

روش‌تان برای تحلیل آزمون‌ها چگونه بود؟ آیا همه‌ی سؤالات را تحلیل می‌کردید یا فقط سؤالات غلط یا بدون پاسخ را بررسی می‌کردید؟

اول سوالات غلط و بدون پاسخ را سعی میکردم خودم دوباره بدون زمان حل کنم و وارد کتاب خودآموزم  می کردم تا موقع ازمون ها و جمع بندی ها دوره کنم, سوالات درست را هم می خواندم.

 


 کدام نقش آزمون‌های کانون برای شما پررنگ‌تر بود: نقش برنامه‌ای، آموزشی یا سنجشی؟ دلیل‌تان برای این انتخاب را بگویید.

نقش برنامه ای، چون برنامه راهبردی بسیار هوشمندانه طراحی شده طوریکه تطبیق زیادی(بیشترین تطبیق) با برنامه آموزش پرورش دارد.

 


روزانه چند ساعت درس می‌خواندید و چه تعداد تست کار می‌کردید؟

روز های تعطیل ۱۲ ساعت و ۲۴۰ تست,روز هایی که مدرسه داشتم ۵-۶ ساعت و ۱۰۰ -۱۲۰ تست را کار می کردم.

 

 

شما از چه منابع کانون استفاده می کردید؟ این منابع چه ویژگی هایی داشتند؟

از کتاب های آبی و سه سطحی استفاده می کردم. 

کتاب آبی برای شروع خوب بود و درسنامه هایش برای مرور سریع قابل استفاده بود.

با استفاده از کتاب های سه سطحی همه نوع تست در سطح های مختلف را یاد گرفتم.

 

 

دفتر برنامه ریزی داشتید؟ تکمیل دفتر چه کمکی به شما می کرد؟

بله,تکمیل دفتر برنامه ریزی به من کمک می کرد تا با واقعیت مطالعه ام رو به رو شوم, اینکه در مطالعه کدام درس کم کاری میکنم به من کمک می کرد تا زمان بیشتری به آن درس در برنامه ام اختصاص دهم.

 

 

آیا پدر یا مادر نتایج آزمون را می دیدند؟ در صورت افت خودتان یا خانواده چه عکس العملی داشتند؟

بله, مادرم میدیدند و اگر افت داشتم سعی میکردند مرا دلداری دهند.

 

 

 فکر‌ می‌کردید چنین رتبه‌ای کسب کنید؟ خاطره لحظه اعلام نتایج را برای ما تعریف کنید.

 فکر رتبه ام میکردم بین ۵۰۰-۷۰۰ باشد.  چون نهایی هم خوب دادم اما شب قبل کنکور مشکلی پیش امد نتوانستم تمام دانسته هایم را سر کنکور پیاده کنم. اما باز هم خداروشکر میکنم چون از نتیجه راضی هستم.


 

در جلسه کنکور آیا توانستید سؤال‌های ساده‌تر را تشخیص دهید؟چگونه؟

 در درس فیزیک توانستم . زیرا با توجه به سوالات کنکور سال های گذشته وسوالات ساده ای که هر آزمون از طریق پیامک کانون ارسال می شد, یاد گرفتم پیش بینی کنم چه مباحثی اسان و چه مباحثی سخت است.

 


کدام درس در جلسه‌ی کنکور شما را غافلگیر کرد؟ واکنش شما به این موضوع چگونه بود؟ چقدر توانستید خودتان را مدیریت کنید؟

 ریاضی بسیار سخت بود. اول خیلی استرس گرفتم اما بعد توانستم خودم را آرام کنم و میدانستم اگر سخت هست برای همه سخت است.

 


اگر به سال کنکور برگردید چه کارهایی را انجام نمی‌دهید؟ چرا؟

با افرادی که باعث میشدند اعتماد به نفسم کم شود معاشرت نمی کنم.

 

 

اکنون که خودتان پشتیبان کانون هستید، چه راهکارهایی را برای راهنمایی دانش‌آموزان به کار میگیرید؟ 

سعی میکنم درکشان کنم اینکه گاهی أوقات خودشان را مقایسه میکنند, چون خودم هم این مشکل را داشتم . در کل چون اختلاف سنی من با دانش اموزانم کم است، بهتر میتوانم درکشان کنم و تجربه های را در اختیار آن ها بگذارم.

 


سخن آخر...

به اندازه ای که تلاش میکنید ارزو کنید…

Menu