نام و نام خانوادگی : کیارش شجاعی ارانی
مقطع و رشته : دوازدهم ریاضی
نام شهر ، استان : بندرعباس ، هرمزگان
میانگین تراز : 7662
سالهای حضور در کانون : 3 سال
تعداد کل آزمونها : 92 آزمون
شغل و تحصیلات مادر : خانه دار ، فوق لیسانس زبان انگلیسی
شغل و تحصیلات پدر : کارمند کشتی سازی ، مهندسی صنایع
مصاحبهگر : زهرا قهرمانی
چند سال و چه سالهایی دانش آموز کانون بودید؟
3 سال، سالهای دهم و یازدهم و دوازدهم کانونی بودم.

آیا در آزمونهای هدفگذاری شرکت میکردید؟ انگیزهتان چه بود؟
اکثرا اگر میتوانستم شرکت میکردم.
آزمونهای هدف گذاری به من کمک میکرد تا درسهایی که در هفته اول خوب نخوانده بودم در برنامه هفته دوم زمان بیشتری را برای یادگیری بگذارم، مثلا در درس شیمی اگر در آزمون هدف گذاری خوب نبودم در هفته دوم ساعت مطالعه را بیشتر میکردم.
فایده آزمونهای هدفگذاری برای شما چه بود؟
افزایش ساعت مطالعه در هفته دوم برای درسهایی که درصد کمتری میگرفتم.
آیا در آزمونهای مشابه پارسال شرکت میکردید؟ فایده آزمونهای هدفگذاری برای شما چه بود؟
بله، در اصل من آزمونهای سال های گذشته کانون را خیلی زودتر دانلود میکردم. (شاید در جمعه بعد از هر آزمون برای آزمون بعد) و در برنامه ریزی دو هفته این آزمونها را قرار میدادم. با توجه به آزمون سالهای گذشته با سبک سوالات آشنا میشدم و برای آزمون اصلی خودم را آمادهتر میکردم.
برنامه راهبردی شما برای مطالعه در طول سال چه بود؟ اگر برنامه راهبردی کانون را برای خودتان شخصی سازی میکردید، توضیح دهید که روشتان چگونه بود؟
در اصل برنامه راهبردی کانون انگار یک برنامه تثبیت شده است، پس در واقع برنامه اصلی من همان برنامه راهبردی کانون بود.
هفته اول (جمعه بعد از هر آزمون) برای آزمون بعد با توجه به مباحث برنامه راهبردی کتابهای تست را ورق میزدم و تعداد تستها را چک میکردم، آزمونهایی که میخواستم بزنم را برنامه ریزی میکردم اگر نیاز بود دانلود میکردم و آماده میگذاشتم و در دو هفته طبق برنامهای که ریخته بودم درس میخواندم.
به طور میانگین و در بازههای مختلف چند ساعت تست میزدید یا مساله حل میکردید و چند ساعت صرف مطالعه و روخوانی میکردید، در طول سال و در ماههای مختلف این نسبت چه تغییری کرد؟
اول با توجه به اینکه در رشته ریاضی درس میخوانم زمان مطالعه من خیلی کم بود و بیشترین یادگیری من سر کلاس اتفاق میافتاد و بعد از تدریس تعداد کمی تست در سطح آسان حدودا 20 تست برای یادگیری و اشراف بر موضوع تدریس شده میزدم و بعد به سراغ تستهای متوسط و دشوار میرفتم بعد از تسلط خیلی سریعتر تست میزدم مثلا در 1ساعت 30 الی 40 تست را میزدم.

در جلسه کنکور آیا توانستید سوالهای ساده تر را تشخیص دهید؟
در درس ریاضی سوال ساده و سادهتر وجود نداشت اما در درس فیزیک و شیمی توانستم به خوبی این کار را انجام دهم، مثلا در درس فیزیک صفحه اول مشکل حل میشد و صفحه دوم و سوم خیلی راحت حل میشد، من هم ابتدا همین موضوع را تشخیص دادم و سوالهای ساده را پیدا کردم و این موضوع باعث شد در دفترچه دوم وقت کم نیاورم در شیمی هم به همین ترتیب بود.
به طور میانگین در هر آزمون تعداد اشتباههای شما چند تا بود؟
در هر آزمون تقریبا 10 سوال اشتباه داشتم و اصولا نزده نداشتم و همه را جواب میدادم.
هنگام بررسی آزمونها به کدام یک اولویت بیشتری میدادید؟
بررسی اشتباهات برای من اولویت داشت و به ترتیب همه دفترچه را چک میکردم و سطح سوال برای من اولویت نبود.
شما تا چه حد خود را یک دانش آموز کانونی میدانید؟
معیارها این موارد است:
من یک دانش آموز بی غیبت یا کم غیبت در آزمونهای اصلی بودم.
من در آزمون های هدفگذاری و مشابه پارسال شرکت میکردم.
من با برنامه راهبردی آزمون های کانون هماهنگ بودم یا برنامه راهبردی را برای خودم شخصی سازی میکنم.
منابع من کانونی بود.
تمام موارد بالا را رعایت میکردم طبق این معیارها خودم را کانونی میدانم.

اگر خود را یک دانش آموز کانونی میدانید، توضیح بدهید که از کدام منابع کانونی استفاده موثری داشتید؟ نام این منابع را بنویسید و درباره هر کدام یک خط توضیح دهید.
منابع کانونی داشتم، تمام کتابهای سه سطحی از دهم تا یازدهم برای تمام دروس اختصاصی داشتم به علاوه 20مجموعه سوال امتحان نهایی، اگر در مورد کتابها بخواهم توضیح بدهم کتاب سه سطحی در سطح نسبتا دشوار، سوالات متوسط رو به پایین آزمونهای کانون را قرار میدهد که خیلیها آنها را حذف میکنند در صورتی که من توصیه میکنم که حتما سوالات نسبتا دشوار پاسخ دهند. سوال آسان در پیدا کردن روشهای پایهای به شما کمک میکند که تمام هر سه سطح سوال را پاسخ بدهند.
20مجموعه سوال تنها کتابی که سوالات امتحان نهایی تالیفی داشت و در امتحان نهایی در درسهای مختلف اشتراکهای زیادی با کتاب وجود داشت ، مثلا در درس ادبیات چند سوال عین همان سوالات کتاب در امتحان نهایی آمده بود که من شب قبل از امتحان پاسخ داده بودم و این برایم خیلی جالب بود.
شما خود را در کانون چه نوع قهرمانی میدانید؟
هر دو، هم پیوستگی و هم پیشرفت
در صورتی که خود را قهرمان پیشرفت میدانید توضیح بدهید که در کدام درس پیشرفت زیادی داشتید؟
درس شیمی از اول سال پیشرفت نسبتا بالایی داشتم از 40 یا 50 درصد به بالای 90 رسیدم.
روشهایی را که منجر به پیشرفت شما شد، توضیح دهید.
در درس شیمی از کتاب تست خاصی استفاده کردم، تستها طبقه بندی شده بود. دو سطح داشت آسان و سخت زیر مباحث هر فصل نوشته شده بود و در سطح آسان (یادگیری ) و سطح سخت (تسلط) به خوبی میتوانستم برنامه ریزی کنم.
در کل تقسیم بندی درست کتاب در برنامه ریزی به من کمک کرد تا بتوانم حجم عظیم مباحث شیمی که 10 فصل از دهم تا دوازدهم بود و برای من با توجه به اینکه شیمی خیلی سخت بود و بلد نبودم بتوانم خودم را هماهنگ کنم و به خوبی برنامه ریزی کنم.
اگر در آزمون تیر ماه نسبت به آزمون دی ماه پیشرفت قابل ملاحظهای داشتید، توضیح دهید که در طی ماههای بین این دو آزمون چه برنامهای اجرا کردید؟
بعد از کنکور دی بیشترین تغییر در برنامه مطالعاتی من تمرکز بر عمومی ها بود که تا قبل از آن نخوانده بودم با توجه به اینکه اکثر درس ها را تمام کرده بودم به عمومی ها و امتحان نهایی پرداختم و فقط طبق برنامه آزمون در دروس اختصاصی بیشتر و بیشتر تست کار کردم.

هوش هیجانی
امسال سوالهای درس ریاضی در کنکور دشوار بود. آیا شما توانستید در مورد این سوالها و سوالهای دشوار درسهای دیگر خودتان را مدیریت کنید؟ زمان را مدیریت کنید؛سوالهای سادهتر را پیدا کنید و به سوالها به صورت تصادفی پاسخ ندهید. لطفا در این مورد توضیح دهید.
با خودم گفتم اگر برای من دشوار است برای همه دشوار هست و حتی اگر درصد پایین بزنم قطعا نتیجه خوبی میگیرم و در دروس شیمی و فیزیک یک صفحه یک صفحه پیش رفتم و با توجه به اینکه سوالات شیمی زیاد برای من جالب نیست از فیزیک کمک میگرفتم و انرژی میگرفتم.
