فارسی ششم، مبالغه و کنایه ویژه‌ی 15 مرداد ـ حمید اصفهانی

در این قسمت، دو آرایة ادبی «کنایه» و «مبالغه» را مرور می‌کنیم.

فارسی ششم، مبالغه و کنایه ویژه‌ی 15 مرداد ـ حمید اصفهانی

در این قسمت، دو آرایة ادبی «کنایه» و «مبالغه» را مرور می‌کنیم.

1. کنایه: گاهی جمله‌ای می‌گوییم که دو معنا دارد، که یکی به ذهن نزدیک و دیگری دورتر است و منظور ما در واقع همان معنای دورتر است. مثلاً می‌خواهیم بگوییم شخصی بسیار بداخلاق است، می‌گوییم «با یک مَن عسل هم نمی‌توان او را خورد.» معنای نزدیک این جمله این است که ما می‌خواهیم شخصی را داخل یک ظرف بیندازیم، با عسل قاطی کنیم و بخوریم! امّا معنای دورتر این است که آن شخص اخلاق تلخ و ناخوشایندی دارد و دلچسب نیست. به این آرایه، کنایه می‌گویند.

2. مبالغه: ممکن است برای بیانِ بلندیِ قدّ کسی، بگوییم «سرش به آسمان می‌خورد». واضح است که این اتّفاق واقعاً نمی‌افتد، ولی ما برای بیان مطلب خود، بزرگ‌نمایی کرده‌ایم. این کار اگر باعث زیبایی سخن شود آرایة ادبی است و «مبالغه» نام دارد. 

کنایه و مبالغه را در ابیات زیر بررسی کنید:

نصیحت همه عالم چو باد در قفس است / به گوش مردم نادان چو آب در غربال

افسوس که شد دلبر و در دیده‌ی گریان / تحریر خیال خط او نقش بر آب است

می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار / تخم محبت است که در دل بکارمت

در این ظلمت‌سرا تا کی به بوی دوست بنشینم / گهی انگشت بر دندان گهی سر بر سر زانو

طوطیان در شکرستان کامرانی می‌کنند / وز تحسر دست بر سر می‌زند مسکین مگس

دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

Menu