گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت سالار فیروزی

سال‌های حضور در کانون: نهم تا دوازدهم و یک سال فارغ التحصیلی .5 سال

گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت سالار فیروزی


سالار فیروزی در یک نگاه :


شهر:میاندواب(آذربایجان غربی)

سال‌های حضور در کانون: نهم تا دوازدهم و یک سال فارغ التحصیلی .5 سال

رتبه‌ی کنکورسال 98: 3004 منطقه 3

رتبه‌ی کنکورسال 99: 632 منطقه 3

رشته قبولی : پزشکی دانشگاه رشت

تحصیلات و شغل پدر: سیکل ،آزاد

تحصیلات و شغل مادر : دیپلم،خانه دار


چه عواملی باعث شد به این نتیجه برسی که یک سال دیگر هم تلاش کنی

تقریبا 90% افرادی که من را می شناختند متفق القول بودند که انتخاب رشته را انجام دهم و در رشته ای ادامه تحصیل بدهم و اعتقاد داشتند که سال دیگر هم نتیجه ای نخواهم گرفت .من در سال 98 اراده داشتم ولی می دانستم که تلاشی نکرده ام برای همین تصمیم به تلاش مجدد گرفتم  

همان ابتدای سال به این نتیجه رسیدم که باید همراه این اراده تلاش مضاعف داشته باشم تا بتوانم نتیجه بهتری بگیرم.به این فکر می کردم حداقل اگر برای بار دوم نتیجه ای کسب نکنم دیگر حسرت این را نمی خورم که می توانستم ولی تنبلی کردم .


در مسیر کنکور زمان هایی بود که خسته شوی یا اینکه از تصمیمی که گرفتی پشیمان بشوی

حداکثر زمانی که خسته شدم و درس را کنار گذاشتم دو روز بود .زمانی که هدف من بزرگتر شد تلاش بیشتری هم می کردم .در این مسیر خسته هم شدم ولی وقتی فکر می کردم که من یک سال از عمرم را برای رسیدن به نتیجه بهتری صرف می کنم معنایی ندارد که خستگی مانع راه من شود .هر وقت خسته میشدم به زمان رسیدن به هدف فکر می کردم و می دانستم در زمان رسیدن به نتیجه مطلوب همه این خستگی ها فراموش خواهد شد

ما ربات نیستیم به هر حال خسته خواهیم شد در این زمان ها من درس را رها می کردم و پیش خانواده می رفتم و با آن ها گفتگو می کردم  یا با هم به پیاده روی می رفتیم .برخی اوقات هم با افرادی که شرایط من را داشتند و بعد از چندسال موفق شده بودند گفتگو کرده و روحیه می گرفتم .متوجه میشدم که من هم می توانم یکی از این قهرمانان پیشرفت باشم .کار دیگری که انجام می دادم به صفحه مقطع تجربی کانون مراجعه کرده و با بچه ها گفتگو می کردم . البته مراجعه من به سایت برنامه ریزی شده بود .هر روز حدود 2 ساعت در صفحه مقطع حاضر میشدم .اگرآینده ای که برای خودتان تصور کرده اید ارزش مند است نباید حاشیه ها و موارد دیگر در این مسیر تاثیرگذار باشد


از چه مطالبی در سایت و مجله آزمون استفاده می کردی

من تا قبل از کرونا  هر آزمون مجله های آزمون را مطالعه می کردم و همیشه به سراغ بخش قهرمانان پیشرفت می رفتم بعد از کرونا دسترسی به مجله آزمون محدود شد .در سایت کانون علاوه بر حضور در صفحه مقطع از مصاحبه های دانش آموزان برتر و قهرمانان پیشرفت استفاده می کردم .یکی از مواردی که از لحاظ روحی به من کمک می کرد پاسخگویی به سوالات دانش آموزانی بود که ایرادات خودشان را در صفحه مقطع مطرح می کردند


همراهی خانواده در این ایام به چه صورت بود

اعتقاد دارم یکی از عوامل موفقیت یک فرد حمایت های خانواده در هر مسیری می باشد .این حمایت هم جنبه مالی و هم جنبه روحی دارد .ممکن است افرادی باشند بگویند که خانواده نتوانسته است از لحاظ مالی ما را تامین کند وما موفق نشدیم ولی شک نکنید  که همه خانواده ها تمام تلاش خودشان را انجام می دهند که فرزندان آنها دچار مضیقه نشود .یکی از عواملی که به من کمک می کرد که دچار حاشیه نشوم و دست از تلاش برندارم خوشحال کردن خانواده از طریق رسیدن به هدفم بود .تا بتوانم این همه حمایت و گذشت و فداکاری را جبران کنم .هر آزمونی که به اتمام می رسید مادرم در کنار من می نشست و در هنگام تحلیل من را همراهی می کرد .ممکن بود در آزمونی پسرفت داشته باشم ولی مادرم همیشه این نکته را یادآوری می کرد که پسرفت زمینه پیشرفت بهتری در آینده خواهد بود مثالی می زدند که این پسرفت ها مثل نیرویی می باشد که فنر را به عقب می کشد و شما با بررسی عوامل پسرفت مطمئن باشید که در آینده این فنر با سرعت بیشتری رو به جلو حرکت خواهد کرد.این حرفها همیشه به من نیروی مضاعف می داد .در سال 99 رفتار خانواده به صورتی بود که انگار هر 4 نفر ما کنکور داریم

فکر می کنی مهم ترین مواردی که باعث شد در سال اول نتیجه نگیری چه بود

1-من در 4 سال اولی که به کانون می آمدم اصلا از برنامه راهبردی استفاده نمی کردم .پیش خودم فکر می کردم که برنامه ای که برای همه یکسان است به من کمکی نخواهد کرد .شخصی سازی برنامه در سال 99 بسیار به من کمک کرد .این استفاده از برنامه و شخصی سازی باعث شد که من با استفاده از بودجه بندی برنامه ریزی درست را انجام دهم و اطمینان کسب می کردم که اگر برنامه را اجرا کنم حتما به مقصد خواهم رسید

2- در سال 98 اعتماد به نفس نداشتم و خودم را باور نداشتم هر وقت به سراغ سوالات و درس می رفتم و نمی توانستم نتیجه خاصی بگیرم بی انگیزه میشدم و می گفتم تلاش بی فایده است و درس را رها می کردم


مهم ترین تغییری که نسبت به سال اول در برنامه ایجاد کردی چه بود

  • 1-ساعت مطالعه خودم را از 6 ساعت روزانه سال 98 به 11 ساعت میانگین روزانه در سال 99 رساندم

  • 2-سعی کردم کیفیت مطالعه را بالا ببرم .در هنگامی که به مبحث یا سوال سختی می رسیدم برخلاف سال قبل که ناامید می شدم پیش خودم می گفتم من از درس ها قوی تر هستم .این اعتماد به نفس باعث میشد تا در سوالی به نتیجه نرسم آن را رها نمی کردم .گاهی حل یک سوال 2 ساعت وقت من را می گرفت ولی حل آن باعث میشد که انگیزه بیشتری برای حل مشکلات درسی دیگر پیدا کنم


استراتژی تو برای آزمون های جمع بندی نیم سال اول چه بود

مورد اولی که در این ایام به آن اهمیت بیشتری دادم اهمیت به درس های اختصاصی بود .پیش خودم فکر کردم فرصت مرور عمومی ها را دوباره خواهم داشت ولی باید درس های اختصاصی را  که تا الان خوانده بودم ، مرور کنم .روال کار هم به این صورت بود که دفترچه های نیم سال اول سال 98 و 99 کانون را دانلود کردم ..هر روز را برای بررسی سوالات اختصاصی های یک آزمون در نظر گرفته بودم و بعد از پاسخگویی به هر سوال آن را تحلیل می کردم .در کنار این کار بر روی این آزمون ها برنامه ای ریخته بودم که درس های زیست و شیمی که دارای مباحث مفهومی است مرور را هم انجام دهم .هدف من در این ایام کسب تسلط و مرور بیشتر در درس های اختصاصی نیم سال اول دوازدهم بود .شاید برای تحلیل بعضی از سوالات تا 15 دقیقه وقت می گذاشتم این کار باعث شد من در این آزمون ها بالاترین تراز خودم را کسب کنم


چرا نیم سال دوم مهم تر از نیم سال اول است

به چند دلیل نیم سال دوم مهم تر است .نتایج کنکور سال 99 با تاخیر اعلام شد  و دانش آموزانی که تصمیم داشتند دوباره برای کنکور بخوانند مهر و آبان را از دست داده بودند از طرفی همیشه دانش آموزان کنکوری ابتدای نیم سال اول تا بخواهند در فضای کنکور قرار بگیرند زمان را از دست می دهند برای همین رقابت اصلی و تلاش در نیم سال دوم بسیار مهم تر از نیم سال اول می باشد یعنی تلاش از این به بعد نقش زیادی در موفقیت و کسب نتیجه بهتر برای دانش آموزان خواهد داشت .در نیم سال اول من هم کم کاری هایی داشتم ولی در نیم سال دوم قادر به جبران آن ها شدم .به این صورت که همیشه غیر از زمان هایی که در آزمون های دوره داشتیم  ، بخشی از زمان مطالعه روزانه خودم را برای جبران ضعف های نیم سال اول قرار داده بودم .از زمان مطالعه در نیم سال دوم کم نمی کردم بلکه زمانی اضافه برای این دوره ها در نظر گرفته بودم .توصیه می کنم حتما دانش آموزان از زمانی که از الان تا کنکور دارند استفاده کنند .


سال 98 در ریاضی نمره 55 را در کنکور کسب کردی و در سال 99 به نمره 81 رسیدی چه تغییری در نحوه مطالعه ریاضی دادی

در کنکور 98 نمره 55 را کسب کردم ولی با شروع آزمون ها در سال 99 متوجه شدم که اصلا ریاضی بلد نسیتم.در سال 98 فقط به درس نامه اهمیت می دادم و آن را می خواندم و از درس ریاضی رد میشدم  .امسال ابتدا یک مرور کوتاه بر روی درس نامه داشتم سپس به سراغ تست های آن مبحث می رفتم و سعی می کردم از روی تحلیل تست ها مفهوم مورد نظر را کشف کنم .روزهای اول شاید 50 تست ریاضی که کار می کردم چند روز وقت من را می گرفت ولی رفته رفته با این روش هم اعتماد به نفس من برای حل نقطه ضعفم افزایش یافت هم با این تحلیل ها سرعت پاسخگویی و یادگیری به سوالات ریاضی افزایش پیدا کرد


به چه دلیلی در آزمون ها ثبت نام کردی ؟ چه تغییراتی در نگاه خودت نسبت به سال قبل ایجاد کردی

من همیشه شاگرد اول کلاس بودم و نمرات بالایی می گرفتم ولی در هنگام حل تست به مشکل برمی خوردم .در آن سال به توصیه مدیر مدرسه برای رفع این مشکل در آزمون ها ثبت نام کردم ولی متاسفانه تا سال دوازدهم به هیچ یک از آموزه های کانون توجهی نکردم .در سال 99 بر روی آموزه ها تمرکز ویژه ای کردم .علاوه بر تکیه به برنامه راهبردی به موضوعات دیگر هم توجه کردم .مثلا روزهای قبل آزمون ،آزمون های مطابق با سال قبل کانون را کار می کردم این باعث میشد اعتماد به نفس من بالاتر برود .در آزمون ها بیشتر به مقایسه با خود توجه می کردم و کاری نداشتم که دیگران چکاری انجام می دهند چون باعث استرس بیهوده میشد .بعد از آزمون تحلیل را جدی می گرفتم چون می دانستم با این تحلیل به نقاط قوت و ضعف خودم پی می برم .می دانستم اگر به نقاط ضعف توجه نکنم دوباره ممکن است در طول مسیر به این مشکل بر بخورم .در تحلیل به غلط ها و نزده ها توجه ویژه ای داشتم و به دنبال برطرف کردن سوالاتی از قبیل اینکه به چه دلیل پاسخ اشتباه داده ام یا چرا به این سوال پاسخ نداده ام می رفتم و برای آن ها جواب پیدا می کردم .


در تحلیل آزمون  دیگر به چه مواردی دقت می کردی

بعد از آزمون وارد صفحه مقطع میشدم .دلیل این کار این بود که با گفتگو با سایر دانش آموزان متوجه سطح آزمون آن روز شوم .بعد که پاسخ نامه درا دریافت می کردم سوالات را به سه بخش تقسیم می کردم .سوالاتی که پاسخ صحیح داده ام ، غلطها و نزده ها .ابتدا به سراغ غلط ها می رفتم و دلیل غلط زدن را کشف می کردم .در نزده ها به دنبال این بودم که آیا به خاطر کمی زمان نتوانستم به پاسخ برسم یا عوامل دیگری مثل استرس باعث آن شده است و در مرحله آخر به سراغ سوالاتی می رفتم که به آن ها پاسخ صحیح داده ام .این سوالات را هم تحلیل می کردم .دلیل این کار هم این بود که شاید پاسخ تشریحی که در دفترچه پاسخ کانون بود از روش من بهتر باشد .تمام موارد و دلایل غلط زدن و نزدن ها را با ذکر صورت سوال در دفتر جداگانه ای یادداشت می کردم و نکته های سوالاتی را که درست زده بودم را به این دفتر اضافه می کردم .این دفتر در دوران جمع بندی بسیار به من کمک کرد

 

انتظار این رتبه را داشتی

اولین تراز من در کانون در سال نهم 4800 بود و در سال 99 گاهی اوقات ترازم به 7000 هم رسید .همیشه به مادرم می گفتم که با توجه به تلاش و نمراتی که در سال 99 در آزمون ها کسب می کنم رتبه ای حدود 700 را به دست خواهم آورد .بعد کنکور احساس کردم که خراب کرده ام و ذهن خودم را برای شرکت مجدد در کنکور سال بعد آماده می کردم.صبح اعلام نتایج مادرم ساعت 4 صبح در جریان اعلام نتایج از طریق یکی از اقوام قرار گرفت .آن طور که مادرم تعریف کرد از ساعت 4 تا 5 از استرس فقط گریه می کردند و نمی خواستند من را بیدار کنند ولی در نهایت  تصمیم گرفتند که من را ساعت 5 صبح بیدار کنند تا متوجه رتبه من بشوند .وارد سایت سنجش شدم و رتبه خودم را دیدم .یکی از ویژگی های آزمون های کانون این است که باعث می شود به فراشناخت برسید .من حدود رتبه خودم را حدس زده بودم و با دیدن رتبه 632 تنها کاری که در آن زمان کردم این بود که مادرم را در آغوش بگیرم .در آن لحظه از خوشحالی نمی دانستیم چیکار کنیم و سروصدای ما باعث شد که علاوه بر پدر و برادرم ،همسایگان هم از خواب بیدار شوند


بر اساس چه نیازی از کتاب های کانون استفاده می کردی

در سال دهم و یازدهم به خاطر اینکه دنبال این مسئله بودم که پایه قوی داشته باشم از کتاب های آموزشی سبز کانون استفاده کردم .توصیه می کنم اگر فردی به دنبال پیشرفت در درس های پایه است از این کتاب های آموزشی استفاده کند .در سال دوازدهم به سراغ کتاب های سه سطحی و زرد و جمع بندی رفتم .کتاب های سه سطحی به دلیل حجم کم و سوالات گزینشی سطح دار، در دوران جمع بندی خیلی برای من مفید بود .به نظرم چون کتاب های سه سطحی در زمان کم راندمان بالایی ایجاد می کند منبع بسیار مفیدی به حساب می آید


توصیه ای برای دانش آموزان داری؟

شاید این جمله کلیشه ای به نظر بیاید ولی همیشه وقتی به دنبال هدفی هستید به هیچ وجه و به هیچ قیمتی از تلاش برای رسیدن به آن کوتاهی نکنید .ممکن است در طول مسیر خسته شوید یا ناامید شوید یا ممکن است حرفهای دیگران تاثیر منفی بر روی شما بگذارد ولی وقتی تلاش می کنید که نسبت به خودتان تغییر کنید، پیشرفت شما آغاز خواهد شد .هیچ وقت خودتان را با کسی مقایسه نکنید .من امسال مشاور نداشتم شاید یکی از دلایل موفقیت من علاوه بر مشورت با خانواده این بود که همیشه  به یاد خدا بودم و می دانستم که با توکل به خدا و تلاش خودم نتیجه زحماتم را خواهم گرفت