هم فال وهم تماشا (در شش دره ­ی صد امتحانم...) پنج شنبه 02/18

بی عشق اگر دمی برآرم تاریک شود همه جهانم تا دور فتاده‌ام من از تو در ششدره¬ی صد امتحانم طفلی که ز دایه دور ماند جان تشنه¬ی شیر همچنانم «عطار»

هم فال وهم تماشا (در شش دره ­ی  صد امتحانم...) پنج شنبه 02/18

 بی عشق اگر دمی برآرم

تاریک شود همه جهانم

تا دور فتاده‌ام من از تو

در ششدره ­ی  صد امتحانم

طفلی که ز دایه دور ماند

جان تشنه­ ی شیر همچنانم

«عطار»



تفسيرطنز

فکر کنم از دانش آموزایی هستی که اسمت توی لیست قهرمانان پیوستگیه و عاشق آزمون دادن هستی و هم چنان مثل روز اول با عشق و علاقه توی آزمون ها حاضر میشی و لحظه شماری می کنی که آزمون ها به صورت حضوری برگزار بشه.



نکات ادبی

قلمرو ادبی:

کنایه: «جهان تاریک شدن» کنایه از «بدبخت شدن»/«ششدره بودن» کنایه از «عجز و ناتوانی، هلاکت»/ «دم بر آوردن» کنایه از «نفس کشیدن»/ مراعات نظیر: «طفل، دایه و شیر»/ تشبیه: همانند طفلی دورمانده از دایه جانش تشنه­ی شیر است.

قلمرو فکری:

معنا: اگر بدون عشق نفسی بکشم، همه­ی جهانم تیره و تار شده احساس بدبختی می­کنم. از زمانی که از تو (معشوق) دور شده­ ام در عجز و هلاکت صدامتحان قرار گرفته­ام. همانند طفلی که از دایه­اش دور مانده باشد، تشنه­ی شیر هستم.

قلمرو زبانی:

ششدره: شش جهت



هم فال وهم تماشا (روز جمعه کی بود روزی که...) چهارشنبه 02/17

Menu