آمادگی آزمون 25بهمن دوازدهم هنرستان (گرافیک:مبانی:فصل8)

شاخصه‌های اصلی رنگ، به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند: الف) ته رنگ یا فام (Hue):

آمادگی آزمون 25بهمن دوازدهم هنرستان (گرافیک:مبانی:فصل8)

مبانی هنر‌های تجسمی

فصل8: شاخصه‌هاي اصلي رنگ

شاخصه‌هاي اصلي رنگ، به سه دسته كلي تقسيم مي‌شوند:

الف) ته رنگ يا فام (Hue):

منظور از ته رنگ، همان كيفيت رنگين بودن رنگ‌ها است. رنگ‌ها به نام ته رنگ يا فام (در واقع بخشي از طول موج نوري است كه منعكس مي‌كنند)، ناميده مي‌شوند. بعضي از رنگ‌ها داراي نام مشخصي هستند و هيچ پسوند و پيشوندي ندارند (مانند سه رنگ اصلي يا رنگ‌هاي درجه‌ي دوم). اما برخي رنگ‌ها بر مبناي مواردي كه گفته خواهد شد، نام‌گذاري مي‌شوند.

الف) بر مبناي تركيب رنگ‌هاي اصلي و فرعي كه همان رنگ‌هاي درجه سوم هستند. مانند: زرد نارنجي، قرمز بنفش و . . .

ب) بر مبناي اضافه كردن پسوند يا پيشوند به اسامي خاص رنگ‌ها كه درجات مختلفي از يك رنگ را شامل مي‌‌شوند. مانند؛ سبز روشن، قرمز مايل به قهوه‌اي، آبي تيره 

ج) بر مبناي اسامي بومي مناطق مختلف، براي نام‌گذاري رنگ‌ها استفاده مي‌شود. مانند ارغواني يا فيروزه‌اي

د) گاهي از تشابه رنگ‌ها به رنگ گياهان، ميوه‌ها  براي نام‌گذاري استفاده مي‌شود مانند سبز زيتوني، قهوه‌اي، آبي آسماني

هـ ) بر مبناي موادي كه از آن ساخته شده‌اند، نام‌گذاري مي‌شوند. مانند لاجوردي كه از لاجورد به‌دست مي‌آيد و يا نقره‌اي كه از نقره حاصل مي‌شود.

و) بر مبناي نام محلي كه در آن منطقه بيش‌تر استفاده شده است. نا‌م‌گذاري مي‌شوند. مانند آبي پروس (در قديم قسمتي از كشور آلمان بوده است)

ز) بر مبناي نام هنرمنداني كه بيش‌تر از آن‌ها استفاده  مي‌‌كردند، نام‌گذاري مي‌شوند. مانند سبز ورونز (نقاش ايتاليايي قرن 16)

ب) درخشندگي يا روشنايي (value):

منظور از درخشندگي، ‌درجه‌اي از روشني يك رنگ است كه با سياه و سفيد قابل تغييرند و به تعبيري ديگر گام‌هاي رنگي مختلفي كه از تركيب يك رنگ با سياه و سفيد به‌دست مي‌آيد كه  با‌درجاتي از تيرگي خاكستري‌هايبي‌فام(خاكستري‌هاي حاصل از تركيب سياه و سفيد)، قابل مقايسه هستند.

در نتيجه درجات مخلتف يك رنگ را «ميزان درخشندگي» آن رنگ مي‌گويند. 

ج) شدت يا خلوص رنگ (chrome):

منظور از خلوص رنگ، درجه‌ي سيري يا اشباع يك رنگ است. به عبارتي خلوص رنگي، درجه‌اي از اشباع رنگ است كه يك رنگ را در خالص‌ترين حالت خود، نشان مي‌دهد.

هر گاه رنگي با سياه و سفيد و مكمل خودش مخلوط شود، از شدت و خلوص آن كاسته خواهد شد.

نمود و اثرات متقابل رنگ‌ها:

چشم انسان رنگ‌ها را به سه ويژگي فام، درخشندگي و خلوص از يك‌ديگر تشخيص مي‌دهد. يعني هر چه ميزان تفاوت بين دو رنگ بيش‌تر باشد، تشخيص رنگ‌ها آسان‌تر خواهد شد.

ميزان درخشش و خلوص رنگ‌ها بستگي به رنگ زمينه‌اي دارد كه بر آن‌ قرار گرفته‌اند. به طور كلي رنگ‌ها، اگر در زمينه‌هايي تيره‌تر از خود قرار بگيرند، خلوص رنگي و درخشش بيش‌تري از خود نشان داده، به مخاطب نزديك‌تر مي‌شوند و احساس مي‌شوند، از ابعاد بزرگ‌تري برخوردار هستند و در مورد زمينه‌ي سفيد برعكس اتفاق مي‌افتند.

احساس سرد بودن يا گرم بودن يك رنگ:

احساس سرد بودن يا گرم بودن يك رنگ، تحت تأثير رنگ‌هاي مجاور و يا زمينه‌اي كه بر آن قرار گرفته‌اند، تغيير مي‌كند.

رنگ‌هاي گرم شامل زرد، قرمز، نارنجي و تركيب‌هاي آن‌ها و رنگ‌هاي سرد شامل آبي، سبز و تركيب آن‌ها مي‌باشند. «سبز آبي» را سردترين رنگ و «قرمز نارنجي» را گرم‌ترين رنگ مي‌گويند.

نکته‌ي مهم: هرگاه يك رنگ گرم، در كنار مجموعه‌اي از رنگ‌هاي گرم‌تر از خودش قرارگيرد، مي‌تواند به صورت يك رنگ سرد احساس شود و بر عكس يك رنگ سرد، وقتي دركنار مجموعه‌اي از رنگ‌هاي سردتر از خودش قرار گيرد، كاملاً گرم‌ احساس مي‌شود.

اثرات ذهني رنگ

رنگ‌ها بر روي ذهنيت و روان آدمي، تأثير مي‌گذارند كه بخشي از آن مربوط به شخصيت مستقل هر رنگ است و بخش ديگر از تأثير گذاري رنگ‌ها، مربوط به وضعيت ذهني و رواني افراد در برخورد با رنگ‌ها است.

رنگ قرمز: فعال، نيرومند، سرشار از حس زندگي، شخصيتي متكي به خود، سركش و پرهيجان است.

رنگ آبي:‌ داراي شخصيتي آرام، منطقي، خونسرد، تفكر برانگيز، لطيف، قابل اعتماد و پررمز و راز است و تأثير آرام بخش روي سيستم عصبي دارد.

رنگ زرد: شخصيتي دوگانه دارد، از طرفي جذاب و محرك و از طرف ديگر شكننده و بي‌دوام است. رنگ زرد در حالت خلوص نمادي از ذكاوت و دانايي است. به محض تاريك شدن، نشانه‌ي بي‌اعتمادي، بي‌خودي و ترديد است. رنگي است كه به سرعت خاموش مي‌شود و از انرژي مي‌افتد.

تأثيرات رنگ، از راه ديدن و با حس بينايي شروع مي‌شود و تبديل به عمل و حسي غيرديداري مي‌شود و احساسات متنوعي را در انسان بر‌مي‌انگيزد. عوامل بسياري در شدت و نوع اين تأثيرات دخالت دارند، مانند؛ تجربه‌ها، خاطرات، عوامل آب و هوايي، اجتماعي، فرهنگي، سن افراد و . . .

شخصيت واقعي هر رنگ، از نظر ذهني در همه‌ي موقعيت‌ها تأثير يكساني به روي احساس و روان آدمي، باقي نمي‌گذارد. مثلاً آبي عمق دريا و سبز تيره‌ي درختان جنگل در جاي خود احساسي تفكر برانگيز از بي‌كرانگي و عظمت جهان را برمي‌انگيزد و حس تقديس را به‌وجود مي‌آورند. در حالي‌كه همين آبي اگر روي پوست و چهره‌اي بتابد و سايه‌هايي از سبز تيره ايجاد ‌كند، احساسي هراس‌انگيز و تنفرآور به‌وجود خواهد آورد.

منبع :

Menu